شبکه تلویزیونی اینترنتی لبیک |خانه|--|درباره ما|--|ارتباط با ما|


پنج شنبه 23 آذر 1396   


کد خبر : 13436 تاریخ انتشار : 1396/05/12 نسخه چاپی


احرام، آغاز راه



برای رسیدن به حرم، دل‌ها در آرزوی دیدن بزرگ‌ترین كانون توحید می‌تپد و لحظه شماری می‌كند. 
 
نگاهی به اسرار حج؛

برای رسیدن به حرم، دل‌ها در آرزوی دیدن بزرگ‌ترین كانون توحید می‌تپد و لحظه شماری می‌كند. چشم‌ها پر از اشك است و دل‌ها پر از آه. هر كسی شوری در سر و نوایی بر لب دارد.

در شرق و غرب عالم، اماكن و آثار تاریخی و مقدس بسیاری هستند كه به خاطر قدمت و عظمتشان، از ویژگی‌هایی برخوردارند و هر سال میلیون‌ها نفر را، از سراسر جهان، با هر آیین و مسلك و هر موقعیت و منصبِ اجتماعی، برای دیدن خود جذب می‌كنند؛ اما برای ورود به محدوده آن‌ها و دیدنشان، آداب و احكام خاصی وضع نشده و برای هیچ كس منعی وجود ندارد.

از میان همه این آثار تاریخی، خانه «كعبه» و شهر تاریخی «مكه» و «مدینه» امتیازی ویژه دارند؛ به طوری كه همه ساله در ایامی خاص و محدود، از جای جایِ جهان، میلیون‌ها انسانِ واله و مشتاق، از هوا، دریا و صحرا، سواره و پیاده و به هر طریق با به جان خریدن سختی‌های بسیار، برای انجام مراسمِ با شكوه حج و زیارت خانه خدا، در یك همایش پرشكوه و دیدنی، تصویری مجسم از صحرای محشر را در بیابان‌های خشك و سوزان مكه و در ساده‌ترین شكل ممكن، جلوی دیدگان جهانیان به تماشا می‌گذارند.

از آغاز پیدایش انسان تاكنون، در هیچ آیین و مذهبی و از سوی هیچ قدرتی، امكان به وجود آوردن مراسمی چون این همایش عظیم وجود نداشته و نخواهد داشت.

با اینكه از میان همه ادیان، تنها مسلمانان حق ورود به مكه و مدینه را دارند و امروز جمعیت جهان به پنج میلیارد نفر می‌رسد كه تنها یك میلیارد (و شاید كمی بیش از یك میلیارد) آن را مسلمانان تشكیل می‌دهند، اما هر ساله این مراسم، با شكوه‌تر از سال‌های گذشته برگزار می‌شود. راستی چرا؟

راز و رمز این حماسه پرشكوه و فرق آن با سایر اماكن و آثار تاریخی را شاید بتوان در موارد ذیل جست‌و‌جو كرد:

?. زیارت و دیدار هیچ مكانی ـ هر اندازه مهم ـ در طول عمر برای انسان واجب نیست مگر خانه خدا.

?. یگانه محلّ امن عالم، شهر مكه است كه همه موجودات حتی حیوانات هم آنجا در امانند و هیچ كس حق ندارد حتی مورچه‌ای را آزار دهد، شاخه درختی را بشكند و یا گیاهی را لگدمال كند!

?. اماكن تاریخیِ دیگر را ممكن است برای دیدار بزرگان و میهمانان ویژه خلوت كنند، اما در مكه و حرم امن الهی، همه میهمانان ویژه‌اند، پادشاه و گدا، عالم و جاهل، فقیر و غنی، قوی و ضعیف، همه با هم، مثل هم، در كنار هم، با یك لباس و یك سخن، در گرد خانه معبود در حركتند و به راز و نیاز مشغول.

?. اگر نگوییم هدف از دیدن آثار و اماكن تاریخی در سراسر جهان به خاطر جذبه‌های ظاهری و پی بردن به قدرت و هنرنمایی پیشینیان و نشانه‌های تمدن و فرهنگ ملل مختلف است و نه انگیزه‌های معنوی، بی‌شك در بیشتر آن‌ها این جنبه در مدّ نظر است؛ اما به عكس، در كوچ به سرزمین وحی و حضور در مكه و مدینه، تنها و تن‌ها، انگیزه‌های معنوی هدف است و تبلور آن را می‌توان در مشاعر ومواقف، با دیدن آیات و نشانه‌های الهی و اوج عبودیت بنده در برابر خالق یكتا، رهایی انسان از همه چیز و همه كس حتی خودش، پیوستن او به خدا و ابدیت كاملاً لمس و احساس نمود.

سرزمین تفتیده و سوزان مكه، كه از نظر اقلیمی در بد‌ترین وضعیت آب و هوایی قرار دارد، بر اساس روایات صحیح اسلامی بهترین و شریف‌ترین مكان كره خاكی به حساب آمده و خانه كعبه، تنها قبله مسلمانان جهان، كه هم خانه خدا و هم خانه مردم نامیده شده است، بهترین نقطه آن است و به شهادت اسناد تاریخی، قدمت این بنا به دوهزار سال قبل از میلاد حضرت مسیح می‌رسد و از آغاز پیدایش هم، مورد توجه و احترام همه ملل و مذاهب بوده است.

آری، این سفر و این اماكن با همه سفر‌ها و اماكن دیگر فرق دارد.

آغازش با «احرام» است؛ به زبان بسیار ساده، پوشیدن لباسی مخصوص از مكانی خاص، با نیتی خالص و با تكرار گفتاری توحیدی كه در اجابت دعوت ابراهیم خلیل است.

باید با دست خودت لباس‌های «عصیان»، «آلودگی»، «فخر» و «مباهات» را از تن درآوری و تنها با دو پارچه سفید بی‌نشان، چون كفن كه از مال حلال تهیه كرده‌ای، خود را بپوشانی تا اجازه ورود به حریم یار را پیدا كنی. خوشا به حالت!

«لَبَّیك، أَللّهُمَّ لَبَّیك، لَبَّیكَ لا شَرِیكَ لَكَ لَبَّیك، اِنَّ الحَمْدَ وَالنِّعْمَةَ لَكَ وَالمُلْك، لا شَرِیكَ لَكَ لَبَّیك».

و چه زیباست كلام امام سجّاد علیه السلام در پاسخ عارفی كه از سفر حج برگشته و به دیدار امام شتافته بود. امام از او پرسید:

آیا وقتی به می‌قات رسیدی و جامه‌های دوخته را از تن به درآوردی، هنگام غسل كردن نیت آن داشتی كه خود را از لغزش‌ها و گناهان شست و شو دهی؟

او پاسخ داد: نه!

امام پرسید: زمانی كه لباس احرام می‌پوشیدی، قصدت این بود كه لباس عصیان را از خود دور و لباس اطاعت و فرمانبرداری از حق را به تن كنی؟

باز پاسخ شنید: نه!

امام ادامه داد: به هنگام گفتن لبیك، نیت آن داشتی كه در هر امری فرمان حق را مقدم داری و جز به فرمان او سخن نگویی، و در هر معصیت و زشتی جانب سكوت را اختیار كرده آنچه را خدا بر تو حرام كرده، بر خود حرام كنی؟

او در كمال تعجب پاسخ داد: نه!

در این هنگام امام خطاب به او گفت: بنابراین تو نه به می‌قات داخل شده، نه غسل كرده و نه مُحرم گشته و نه با خدای خود پیمان حج را بسته‌ای!

نقل شده است كه آن عارف تا سال دیگر سرگشته بماند، تا حج را از نو به جا آورد.

طواف، شست و شوی دل از زنگار گناه

پس از احرام در می‌قات، به همراه فوج فوج مسلمانان، با ملّیت‌های گونه گون كه زبانِ هم را نمی‌فه‌مند اما در دل یك قصد و بر زبان یك پیام دارند، لبیك گویان برای طواف خانه كعبه به سوی شهر مكه و مسجدالحرام روان می‌شوی.

برای رسیدن به حرم، دل‌ها در آرزوی دیدن بزرگ‌ترین كانون توحید می‌تپد و لحظه شماری می‌كند. چشم‌ها پر از اشك است و دل‌ها پر از آه. هر كسی شوری در سر و نوایی بر لب دارد.

پس از طی كردن مسیر راه، از می‌قات تا حرم كه بیابان‌هایی خشك و پر رمل و سنگ است، كم كم به شهر مكه وارد می‌شوی، به نزدیكی‌های مسجدالحرام كه می‌رسی، با دیدن شكوه و جلال مسجد، حالت دگرگون می‌شود و هنگامی كه با پای برهنه قدم به داخل مسجد می‌گذاری تازه متوجه می‌شوی كه به كجا آمده‌ای! همین كه نگاهت به خانه كعبه می‌افتد، بی‌اختیار عنان از كف می‌دهی، زانو‌هایت سست می‌شود، قدرت ایستادن از تو سلب می‌گردد، روبه روی خانه كعبه دو زانو به زمین می‌نشینی. اینجا دیگر تو نیستی كه حرف می‌زنی، هِق هِق گریه است و چشمان چون حلقه به خونت. به هر كه نگاه می‌كنی حالی چون تو دارد. شاید در طول عمرت جایی را با این امنیت و راحتی پیدا نكرده باشی كه سر به سجده بگذاری و از صمیم دل زار بزنی. اینجا به آرزوی دیرینه‌ات دست یافته‌ای.

شكوه و جلال خانه كعبه، رواق‌های اطراف مسجدالحرام، مقام ابراهیم، حِجر اسماعیل، ناودان طلا، چاه زمزم و... هركدام گذشته ازتداعی خاطره‌های مهم تاریخی، به قدری جالب وچشم نوازند كه نگاه هر بیننده‌ای را خیره كرده، مدتی به خود مشغول می‌دارند.

واز همه دیدنی‌تر، حالت‌ها و راز و نیازهای مردمی است كه از اقصی نقاط عالم، بدون هیچ ارتباطی با یكدیگر، خانه كعبه را چون نگینی دربر گرفته و در اطراف آن پروانه وار هریك به نوعی مشغول طوافند.

زیبا‌ترین سرود، صدای لبیك‌هایی است كه از زبان آن‌ها، در اجابت دعوت ابراهیم خلیل شنیده می‌شود و دیدنی‌ترین تابلو، حركت آرام و موج گونه آنان است كه باهمه اختلافِ در رنگ و زبان و ملیّت، در كمال صمیمیت و مهربانی برگرد خانه یار می‌چرخند.

این تنها مسجدی است كه خاطره طواف و نماز قریب هزار پیامبر را دردل خود جای داده (?) و تنها جایی است كه ملاك‌های ظاهری در آن به هم خورده، شاه وگدا، سیاه وسفید، خرد و كلان و... همه و همه دركنار هم و در یك صف با زبان آه و اشك و ناله، پیام عبودیت و بندگی را در اوج خضوع وعجز ترسیم می‌كنند. راستی كه دیدنی است!


نسخه چاپیارسال به دوستان

نظر شما:




• حج
آموزش
احکام
آشنایی با اماکن
• عترت
اهل بیت علیهم السلام
خاندان معصومین
زیارتنامه ها
احادیث و روایات
غدیر
• تاریخ
تاریخ اسلام
تاریخ ایران
انقلاب اسلامی
دفاع مقدس
بیداری اسلامی
• سبک زندگی
حجاب و عفاف
خانه و خانواده
خلاقیت و نوآوری
زندگی شهری
کودک و نوجوان
طب طبیعی
• چند رسانه ای
آوا و نما
عکس
نرم افزار
• هنر دینی
شعر آیینی
حکایات و لطایف
دلنوشته ها
داستانک
 • حج در معارف و کلام
وحی
معصومین ( علیهم السلام )
بزرگان
• اخلاق
اخلاق عملی
اخلاق نظری
• کتابخانه
حج
عترت ( علیهم السلام )
معارف
• سایر
دین شناسی
شخصیت شناسی
پیوندها
کلیه حقوق متعلق مادی و معنوی متعلق به امور حج و زیارت سازمان صدا و سیما می باشد
امور حج و زیارت صدا و سیما