نسخه چاپی


شرایط فهم قرآن

بهره گیری عمیق علمی از قرآن كریم و فهمیدن معارف بلند آن، مشروط است به ارتباط و پیوند با معلّم حقیقی قرآن كه همانا خداوند بخشنده است؛ " خداوند رحمان، قرآن را تعلیم فرمود ".( الرحمن، آیات 1 و 2)

علم قرآن همراه با رحمت خدای سبحان است و رحمت خاصّه‌ی خداوند شامل حال پرهیزكاران می‌گردد؛ « وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ یعلمكم الله»( بقره- 282)

  قرآن كریم می‌فرماید شما تقوا را لباس پاكی روح خود كنید كه بهترین لباس است: " وَ لِباسُ التَّقْوی ذلِكَ خَیْرٌ"( اعراف- 26) و خداوند نیز به شما علم عطا می‌كند.
 در جای دیگر به صورت شرط و جزا می‌فرماید " إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ یَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً"( انفال- 29) اگر تقوی را پیشه‌ی خود كنید و در برابر دستورهای الهی با تقوی باشید، خداوند برای شما نوری از علم را قرار می‌دهد كه جدا كننده‌ی بین حق و باطل است.

قرآن كریم كتابی ساده و معمولی نیست تا انسان بتواند بر اثر آشنایی با قواعد عربی و مانند آن به همه‌ی معارفش دست یابد، كتابی است كه ریشه در اوج آسمان و مقام "لدن" دارد و از علم خداوند سرچشمه گرفته و درك معارف بی‌انتهای آن بدون نردبان تقوا و ارتباط با خدا، امكان پذیر نیست، اگر چه چشم و گوش و حواس انسان در بهره‌مندی از علم، دخالت دارند ولی جای علم و مخزن اصلی آن همان قلب است و خدای سبحان علم الهی را به قلب كسی القا و الهام می‌كند كه با نیروی تقوا، از سلامت و پاكی لازم برخوردار باشد.

تقوا در قرآن كریم، در برابر مقامات ایمانی دیگر نیست، بر خلاف توبه، بازگشت، صدق، احسان و... كه همه از مقامات ایمانند. تقوا دارای مراتب است و با هر درجه از ایمان سازگار است؛ هدایت نیز دارای همین درجات است و هر كس هر مرتبه‌ای از تقوا داشته باشد، هدایت معادل همان مرتبه از تقوا نصیب او می‌گردد.

  آیه‌ی " گرامی‌ترین شما نزد خداوند باتقواترین شماست "( حجرات- 13) نشان می‌دهد كه تقوا دارای مراتبی است كه هر كس در مرتبه‌‌ی بالاتری قرار بگیرد نسبت به دیگران، كرامت بیشتری دارد.

* تقوای عام، تقوای خاص، تقوای اخصّ
قرآن كریم یك درجه از تقوا را به عنوان اصل ایمان معرّفی می‌كند كه همان انجام واجبات و ترك محرّمات است. این تقوا، تقوای عمومی است و تحصیل آن بر همه‌ی مردم لازم است چنانكه فرمود:

  و (در مقابل) خداوند آرامش و سكینه خود را بر فرستاده خویش و مؤمنان نازل فرمود(فتح- 26) و آنها را به حقیقت تقوا ملزم ساخت.
این نازلترین درجه‌ی تقوا است كه "تقوای عام" شمرده می‌شود.

مرحله‌ی بالاتر از آن كه "تقوای خاص" نامیده می‌شود، آن است كه مستحبّات را انجام دهد و مكروهات را ترك كند و بالاخره "تقوای اخصّ" آن است كه دارنده‌ی آن جز خدا نمی‌اندیشد و خود را از هر چه غیر خداست نگهداری می‌كند كه فرمود:

"ای اهل ایمان تقوای الهی را در بالاترین درجه و آنچنان كه در خور اوست كسب كنید"(آل عمران- 102) گرچه تقوای الهی به مقداری كه شایسته‌ی خداست مقدور نیست ولی به مقداری كه مقدور انسان است مطلوب است كه فرمود: " پس تا می‌توانید تقوای الهی پیشه كنید "( تغابن- 16)

خدای سبحان برای فهم قرآن، قلب پاك و طاهر را لازم می‌داند؛ چنانكه می‌فرماید "إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِیمٌ فِی كِتابٍ مَكْنُونٍ لا یَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ"( واقعه، آیات 77ـ 79)

  این قرآن عربی مبین یك ریشه و اصلی دارد به نام كتاب مكنون كه این قرآن در آن كتاب مكنون و مرتبط با آن است. معانی اوّلیه الفاظ قرآن را می‌توان با طهارت ظاهری از قرآن استفاده كرد ولی درك معارف بلند كتاب مكنون امكان‌پذیر نیست مگر با طهارت باطنی و قلبی.

  اگر كسی بخواهد با ظاهر قرآن در تماس باشد. بدون طهارت و غسل یا وضو نمی‌شود و حتّی نمی‌تواند آیات آن را ببوسد. امّا ارتباط با محتوای عمیق قرآن و با جان و باطن قرآن، نیاز به قلبی سالم و جانی با طهارت دارد.

  انسان باید پستی‌های اخلاقی و نیز جمود و انحراف فكری و اعتقادی را كه همگی پلیدند و موجب آلودگی روح هستند، از خود دور كند و دل و جان خویش را آرایش دهد تا آیینه‌ی قرآن گردد و معارف بلندش در آن نقش بندد.

روش پیشینیان كه توفیق اندیشیدن و فهم قرآن نصیب آنان می‌گردید، این بود كه نخست ده آیه را از پیامبر اكرم (ص) تعلیم می‌دیدند و تا آنچه را از معارف علمی و دستورات عملی مربوط به آن ده آیه، به خوبی فرا نمی‌گرفتند، وارد آیات دیگر نمی‌شدند
و گاهی چنان جرقه‌ای از سوی خداوند در دل آنان اثر می‌كرد كه رسول خدا درباره‌ی آنان می‌فرمود :"این مرد رفت در حالی كه فقیه بود"( بحار، ج 89، ص 107) .

  این سخن را آن حضرت درباره‌ی شخصی فرمود كه وقتی به آیه "فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّه‌ی خَیْراً یَرَهُ وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّه‌ی شَرًّا یَرَهُ (زلزله، آیات 7 و 8)رسید گفت این كلام مرا كفایت می‌كند و به سوی زادگاهش بازگشت؛ در حالی كه به فرموده‌ی رسول الله (ص) فقیه شده بود؛ زیرا عصاره‌ای از دو حكمت نظری و عملی را آموخت و به آن ملتزم شد.

برگرفته از"قرآن در قرآن" ـ آیت الله جوادی آملی

 




نسخه چاپیارسال به دوستان

نظر شما:




• حج
آموزش
احکام
آشنایی با اماکن
• عترت
اهل بیت علیهم السلام
خاندان معصومین
زیارتنامه ها
احادیث و روایات
غدیر
• تاریخ
تاریخ اسلام
تاریخ ایران
انقلاب اسلامی
دفاع مقدس
بیداری اسلامی
• سبک زندگی
حجاب و عفاف
خانه و خانواده
خلاقیت و نوآوری
زندگی شهری
کودک و نوجوان
طب طبیعی
• چند رسانه ای
آوا و نما
عکس
نرم افزار
• هنر دینی
شعر آیینی
حکایات و لطایف
دلنوشته ها
داستانک
 • حج در معارف و کلام
وحی
معصومین ( علیهم السلام )
بزرگان
• اخلاق
اخلاق عملی
اخلاق نظری
• کتابخانه
حج
عترت ( علیهم السلام )
معارف
• سایر
دین شناسی
شخصیت شناسی
پیوندها
کلیه حقوق متعلق مادی و معنوی متعلق به امور حج و زیارت سازمان صدا و سیما می باشد
امور حج و زیارت صدا و سیما