نسخه چاپی


سیر تاریخى حج در قرآن



از نظر آیات مبارك قرآن، كعبه خانه اى كهن و منسوب به حضرت ابراهیم است
 

شكى نیست كه از نظر آیات مبارك قرآن، كعبه خانه اى كهن و منسوب به حضرت ابراهیم است، اما پرسش این است كه آیا كعبه پیش از حضرت ابراهیم وجود داشته یا نه؟ همه مفسّران شیعه و بیشتر مفسّران اهل سنت بر آنند كه كعبه پیش از ابراهیم(علیه السلام) بوده و پیشینه آن، به زمان حضرت آدم، بلكه قبل از آن برمى گردد; چون از سویى ظاهر اطلاق آیه: } إِنَّ أَوَّلَ بَیْت وُضِعَ لِلنّاسِ لَلَّذِی بِبَكَّةَ مُبارَكاً{(1) این است كه كعبه كهن ترین معبد است و از سوى دیگر همه انبیا براساس آیات 31، 58 و 59 مریم و آیات دیگر نماز و سجده مى گزاردند، پس اگر بگوییم قبله گاه آن ها غیر از كعبه بوده، با اطلاق آیه سازگارى نخواهد داشت.(2) و همچنین، این آیه و آیه پس از آن، در مقام بیان مزایاى خانه خدا است كه نخستین مزیّت آن، داشتن پیشینه طولانى و ممتد ذكر شده است; به این معنى كه محلّى پیش از كعبه پرستشگاه عمومى مردم نبوده وگرنه اوّلیت آن باطل خواهد شد.

 دلیل دیگر اینكه این آیه در پاسخ به ایراد یهود در تغییر قبله به سوى كعبه است كه اعتراض كردند بیت المقدس سزاوار به استقبال است، چون كه قبل از كعبه ساخته شده و قبله گروهى از انبیا بوده است; خداوند بهوسیله نزول این آیه مباركه، پاسخ داد: اگر كعبه قبله قرار گرفت، جاى تعجب نیست، چون كه نخستین خانه توحید و با سابقه ترین معبد در زمین است.
 همچنان كه تاریخ و سایر منابع اسلامى هم دلالت دارند كه كعبه نه تنها پیش از بیت المقدس بوده، بلكه از زمان حضرت آدم وجود داشته و در تاریخ آمده است كه از زمان هاى قدیم، تمام ملل و اقوام هند و فارس و كلدانیان و بودائیان و اعراب، كه معتقد به پرستش بودند، به كعبه احترام مى گذاشتند; به طورى كه نوشته اند از زمان هاى قدیم هفت معبد بزرگ و عمومى بوده كه قدیمى تر از همه، كعبه است.(3) از این رو، موئیر، خاور شناس مشهور انگلیسى، در كتابى كه درباره شرح حال پیامبر اسلام نوشته، از تاریخ نگارى به نام دیودور ـ كه نیم قرن قبل از میلاد مسیح مى زیسته ـ نقل كرده كه خانه كعبه قدیمى ترین محلى است كه به عنوان بندگى خدا براى بشر ساخته شده است.(4) در جوامع روایى شیعه و سنى، روایات زیادى نقل شده كه دلالت بر وجود كعبه از زمان آدم دارد كه برخى از این روایات، مربوط به دحو الأرض است.(5)
 اما بحث این است كه آغاز مراسم حج و پیشینه تاریخى آن، به چه زمانى برمى گردد؟ آیا همزمان با وجود كعبه بوده یا از زمان حضرت ابراهیم؟
 با توجه به این كه در آیات قرآن، حج و كعبه به حضرت ابراهیم نسبت داده شده، لذا در این مقاله بررسى تاریخى حج را در ضمن چهار دور، به طور جداگانه مورد بررسى قرار خواهیم داد:
 1 . پیش از حضرت ابراهیم.
 2 . دوران حضرت ابراهیم.
 3 . پس از حضرت ابراهیم تا ظهور اسلام.
 4 . از زمان ظهور اسلام تا كنون.

1 . پیش از بعثت حضرت ابراهیم(علیه السلام)

با توجه به مطالب مقدمه، كه در آن، موجودیت اجمالىِ كعبه پیش از زمان حضرت ابراهیم ثابت گردید و با ضمیمه این مطلب كه كعبه اصولاً براى انجام مراسم حج بهوجود آمده است، از این رو وجود اجمالى حج به كمك همان آیات و روایات، كه توضیح آن ها در مقدمه گذشت، اثبات مى شود.
 شاهد این مطلب، تمسك امام صادق(علیه السلام) به همان آیات براى اثبات حج آدم و نوح و... مى باشد:
 قال الحلبی سئل أبو عبد الله(علیه السلام) عن البیت أ كان یحجّ قبل أن یبعث النبی(صلى الله علیه وآله) ؟ قال: نعم و تصدیقه فی القرآن قول شعیب، قال لموسى حیث تزوّج } عَلى أَنْ تَأْجُرَنِی ثَمانِیَ حِجَج{ و لم یقل ثمانی سنین، و إنّ آدم و نوحاً حجّا و سلیمان بن داود قد حجّ البیت بالجنّ و الإنس و الطیر و الریح و حجّ موسى على جمل أحمر یقول: لَبَّیْكَ لَبَّیْك، و إنّه كما قال الله: } إِنَّ أَوَّلَ بَیْت وُضِعَ لِلنّاسِ لَلَّذِی بِبَكَّةَ مُبارَكاً وَ هُدىً لِلْعالَمِینَ{ و قال: } وَ إِذْ یَرْفَعُ إِبْراهِیمُ الْقَواعِدَ مِنَ الْبَیْتِ وَ إِسْماعِیلُ{ و قال: } أَنْ طَهِّرا بَیْتِیَ لِلطّائِفِینَ وَ الْعاكِفِینَ وَ الرُّكَّعِ السُّجُودِ{ و إنّ الله أنزل الحجر لآدم و كان البیت».(6)
 روایت دیگر را زراره از امام باقر(علیه السلام) نقل مى كند كه از حضرت پرسید:
 «أَ كان یحجّ إلیه قبل أن یبعث النبی(صلى الله علیه وآله) قال: نعم، لا یعلمون أنّ الناس قد كانوا یحجّون و نخبركم أنّ آدم و نوحاً و سلیمان قد حجّوا البیت بالجنّ و الإنس و الطیر و لقد حجّه موسى على جمل أحمر یقول لَبَّیْكَ لَبَّیْك، فإنّه كما قال الله تعالى: } إِنَّ أَوَّلَ بَیْت وُضِعَ لِلنّاسِ لَلَّذِی بِبَكَّةَ مُبارَكاً وَ هُدىً لِلْعالَمِینَ{ .(7)و (8)
 همان طور كه ملاحظه شد، امام صادق و امام باقر(علیهما السلام) براى اثبات حج انبیاى سلف، تمسك به آیاتى نمودند كه آن آیات درباره كعبه بود، اما از آن جاكه كعبه ملازم با حج بوده و گویى راز اصلىِ پیدایش كعبه، انجام مراسم با شكوه حج است، از این رو، امام(علیه السلام) به این آیات تمسك كرد و جالب این است كه امام(علیه السلام) براى حج انبیا تعلیل به این آیات كرد و فرمود: «فإنّه كما قال الله تعالى...» .
 وشاید وجه استشهاد امام صادق(علیه السلام) بر سه آیه، این باشد كه آیه نخست مربوط به حجّ انبیا، تا پیش از ابراهیم(9) و آیه دوم زمانِ ابراهیم و آیه سوم مربوط به بعد از زمان ابراهیم، یعنى سلیمان و موسى باشد، چراكه در آیه سوم، ابراهیم مأموریت یافت كه خانه خدا را براى سه دسته (طائفین، عاكفین و ركّع السجود) پاكسازى كند و روشن است كه مراد، فقط طواف كنندگانِ در زمان ابراهیم نیست، بلكه شامل آنهایى است كه بعداً هم مى آیند. پس با تمسك به آیات، مى توان وجود اجمالى حج را از زمان آدم تا ابراهیم اثبات كرد.
 علاوه بر این آیات، روایات خاص دیگرى هم نقل شده كه دلالت بر انجام حج در این برهه از تاریخ دارد، كه مى توان این روایات را تحت عناوین زیر بیان كرد:
 حجّ جبرئیل و ملائكه
 إِنَّ رَجُلاً سَأَلَ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ(علیه السلام) : «عَنْ أَوَّلِ مَنْ حَجَّ مِنْ أَهْلِ السَّمَاءِ، فَقَالَ: جَبْرَئِیلُ(علیه السلام) ».(10)
 هم چنان كه امام صادق(علیه السلام) فرمود: بعد از این كه آدم حجش را تمام كرد، جبرئیل به او گفت: «هَنِیئاً لَكَ یَا آدَمُ لَقَدْ طُفْتُ بِهَذَا الْبَیْتِ قَبْلَكَ ثَلاثَةَ آلافِ سَنَة».(11)
 و در روایت دیگر فرمود: «لَمَّا أَفَاضَ آدَمُ مِنْ مِنًى تَلَقَّتْهُ الْمَلائِكَةُ فَقَالُوا یَا آدَمُ بُرَّ حَجُّكَ أَمَا إِنَّهُ قَدْ حَجَجْنَا هَذَا الْبَیْتَ قَبْلَ أَنْ تَحُجَّهُ بِأَلْفَیْ عَام».(12)
 مؤید این روایات، روایات دیگرى است كه زراره به امام صادق عرض مى كند:
 «جَعَلَنِیَ اللَّهُ فِدَاكَ أَسْأَلُكَ فِی الْحَجِّ مُنْذُ أَرْبَعِینَ عَاماً فَتُفْتِینِی، فَقَالَ: یَا زُرَارَةُ بَیْتٌ یُحَجُّ قَبْلَ آدَمَ(علیه السلام) بِأَلْفَیْ عَام تُرِیدُ أَنْ تَفْنَى مَسَائِلُهُ فِی أَرْبَعِینَ عَاماً».
 حجّ آدم
 بعد از جبرئیل و فرشتگان، نخستین كسى كه خانه خدا را زیارت كرد و اعمال حج را انجام داد، حضرت آدم است كه روایات در این زمینه زیاد است و مرحوم كلینى در فروع كافى بابى با نام حجّ آدم(13) آورده است. این روایات در بیشتر كتب تفسیرى(14) و جوامع(15) روایى نقل شده است.
 حجّ انبیاى دیگر
 افزون بر برخى از این روایات، كه در آغاز این بخش ذكر شد، روایات دیگرى هم نقل شده كه دلالت بر وجود حج در این برهه از تاریخ دارد:
 عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ قَالَ: «قَالَ لِی أَبُو الْحَسَنِ(علیه السلام) إِنَّ سَفِینَةَ نُوح كَانَتْ مَأْمُورَةً طَافَتْ بِالْبَیْتِ حَیْثُ غَرِقَتِ الاَْرْضُ ثُمَّ أَتَتْ مِنًى فِی أَیَّامِهَا ثُمَّ رَجَعَتِ السَّفِینَةُ وَ كَانَتْ مَأْمُورَةً وَ طَافَتْ بِالْبَیْتِ طَوَافَ النِّسَاءِ».(16)
 هم چنان كه روایت «لم یزل كانت معمورة حتى زمن الطوفان» هم دلالت به ملازمه بر وجود حج در این زمان خاص دارد، چنان كه از ابن جریر هم نقل شده كه: «فَلَمَّا كَانَ زَمَنُ الطُّوفَانِ رُفِعَ فَكَانَتِ الاَْنْبِیَاءُ(علیهم السلام) یَحُجُّونَهُ وَ لا یَعْلَمُونَ مَكَانَهُ حَتَّى بَوَّأَهُ اللَّهُ لاِِبْرَاهِیمَ(علیه السلام) فَأَعْلَمَهُ مَكَانَهُ...».(17)
 از مجموعه آیات و روایات گذشته، وجود اجمالى حج از زمان آدم تا زمان ابراهیم استفاده شده، اما كیفیت و چگونگى مراسم حج در آن زمان براى ما مبهم و مجمل است.

2 . حج در دوران حضرت ابراهیم(علیه السلام)

آن چه كه از نظر قرآن امر مسلّم، قطعى و انكار ناپذیر مى باشد، وجود حج و احیاى آن، در زمان حضرت ابراهیم است و این مطلب را مى شود از آیات متعددى استفاده كرد كه صریح ترین آنها آیه } وَ أَذِّنْ فِی النّاسِ بِالْحَجِّ یَأْتُوكَ رِجالاً وَ عَلى كُلِّ ضامِر یَأْتِینَ مِنْ كُلِّ فَجّ عَمِیق{(18) مى باشد كه حضرت ابراهیم مأمور شد اعلان عمومى كند براى همه انسان ها; چه آن هایى كه در آن زمان بودند و چه بعداً مى آیند. از این رو بعضى از مفسران گفته اند كه هركس در هر زمان به حج مشرّف مى شود درحقیقت لبیك به همان دعوت ابراهیم است; چه این كه در آیه مباركه «یأتوك» هست نه «یأتوه».(19)
 چنان كه از آیه دیگر هم مطلب فوق استظهار مى شود: } وَ عَهِدْنا إِلى إِبْراهِیمَ وَ إِسْماعِیلَ أَنْ طَهِّرا بَیْتِیَ لِلطّائِفِینَ وَ الْعاكِفِینَ وَ الرُّكَّعِ السُّجُودِ{ .(20)
 قدر متیقّن این آیه مربوط به طواف كنندگان و زائران در زمان حضرت ابراهیم مى باشد. به علاوه از آیه مباركه: } أَرِنا مَناسِكَنا{(21) هم مى شود وجود اجمالى حج در زمان ابراهیم را اثبات كرد كه توضیح آن، در بحث هاى بعد خواهد آمد.
 پس، وجود حج در زمان ابراهیم، امرى است مسلّم و قطعى، اما این كه چگونه انجام مى گرفته و چه مناسكى وجود داشت، دقیقاً مشخص نیست. فى الجمله، از بعضى آیات و روایات مى شود برداشت كرد كه اعمال زیر در آن زمان وجود داشته و جزو مناسك حج بوده است:
 1 . طواف: از آیه: } طَهِّرْ بَیْتِیَ لِلطّائِفِینَ{.(22)
 2 . سعى: از ظاهر آیه: } إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَیْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَیْهِ أَنْ یَطَّوَّفَ بِهِما{(23) برداشت مى شود كه سعى، پیش از اسلام وجود داشته و احتمالاً به زمان ابراهیم بر مى گردد; چون یكى از حكمت هاى وجودِ سعى را همان هفت مرتبه سعى هاجر در میان كوه صفا و مروه، براى یافتن آب جهت رفع تشنگى اسماعیل دانسته اند.
 3 . قربانى: آیات: 102 تا 107 سوره مباركه صافات، مربوط به ذبح حضرت اسماعیل است.
 4 . رمى: از روایاتى كه در ذیل آیات مربوط به ذبح اسماعیل نقل شده، استفاده مى شود كه رمى از آن زمان تشریع شده است.
 5 . وقوف در عرفات: بعضى از روایاتى كه در ذیل آیه فوق و آیه: } ثُمَّ أَفِیضُوا مِنْ حَیْثُ أَفاضَ النّاسُ{ نقل شده، ظهور در این دارد كه یكى از اعمال مناسك حج در زمان ابراهیم، وقوف در عرفات بوده است. عَنْ مُعَاوِیَةَ بْنِ عَمَّار قَالَ: «سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) عَنْ عَرَفَات، لِمَ سُمِّیَتْ عَرَفَات؟ فَقَالَ: إِنَّ جَبْرَئِیلَ(علیه السلام) خَرَجَ بِإِبْرَاهِیمَ(علیه السلام) یَوْمَ عَرَفَةَ فَلَمَّا زَالَتِ الشَّمْسُ، قَالَ لَهُ جَبْرَئِیلُ: یَا إِبْرَاهِیمُ اعْتَرِفْ بِذَنْبِكَ وَ اعْرِفْ مَنَاسِكَكَ فَسُمِّیَتْ عَرَفَات لِقَوْلِ جَبْرَئِیلَ اعْتَرِفْ فَاعْتَرَفَ».(24)

3 . بعد از ابراهیم تا ظهور اسلام

وجود حج در این برهه از زمان هم جاى هیچ شك و شبهه نیست. علاوه بر آیات و روایاتى كه در آغاز این فصل گذشت، آیات دیگرى هم دلالت بر وجود حج و كیفیت بعضى از مناسك حج در این زمان خاص دارد كه شرح آنها در ذیل مى آید.
 1 . } قالَ إِنِّی أُرِیدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَیَّ هاتَیْنِ عَلى أَنْ تَأْجُرَنِی ثَمانِیَ حِجَج... { .(25)
 آیه مباركه، در مورد ازدواج حضرت موسى با یكى از دختران شعیب است كه مهریه دخترش، هشت سال كار قرار داده شد. از این كه به جاى «ثمانى سنین» «ثمانى حجج» ذكر شده، فهمیده مى شود كه در آن زمان، حج آن قدر معروف بوده كه معیار شمارش سال قرار مى گرفت و از سوى دیگر بیان گر این مطلب است كه در هر سال یك بار حج صورت مى پذیرد; چنان كه امام صادق(علیه السلام) در پاسخ پرسش كننده اى كه پرسید: آیا قبل از اسلام مردم حج انجام مى دادند؟ فرمود:
 «نعم و تصدیقه فی القرآن قول شعیب حین قال لموسى حیث تزوّج } عَلى أَنْ تَأْجُرَنِی ثَمانِیَ حِجَج{ و لم یقل ثمانی سنین».(26)
 2 . } وَ عَهِدْنا إِلى إِبْراهِیمَ وَ إِسْماعِیلَ أَنْ طَهِّرا بَیْتِیَ لِلطّائِفِینَ وَ الْعاكِفِینَ وَ الرُّكَّعِ السُّجُودِ{(27)
 پیمان الهى از دو پیامبر بزرگوار این بود كه: كعبه را براى زائران و طواف كنندگان و معتكفان و ركوع و سجده گزاران; چه آنهایى كه الآن موجود هستند و چه آنان كه بعداً مى آیند، پاك و پاكیزه نگه بدارند; به خصوص با عنایت به این كه این مأموریت در اواخر عمر حضرت ابراهیم به او ابلاغ شد و به یقین مربوط به زمان خاص نبوده است. شاهد قطعى این برداشت، روایتى بود كه قبلاً ذكر شد كه امام صادق(علیه السلام) براى اثبات حج حضرت موسى و سلیمان و... تمسك به همین آیه فرمودند:
 «...إنّ آدم و نوحاً حجّا و سلیمان بن داود... و حجّ موسى... إنّه كما قال الله... و قال } وَ إِذْ یَرْفَعُ إِبْراهِیمُ الْقَواعِدَ مِنَ الْبَیْتِ وَ إِسْماعِیلُ{ و قال: } أَنْ طَهِّرا بَیْتِیَ لِلطّائِفِینَ وَ الْعاكِفِینَ...{ .(28) توضیح آن پیشتر گذشت.
 علاوه بر این آیات، روایاتى هم راجع به حجّ موسى و سلیمان و داود و عیسى و... در كتب روایى نقل شده كه مرحوم كلینى آنها را در فروع كافى با عنوان «حج الأنبیاء»،(29)جمع آورى كرده است.
 بعد از جبرئیل و فرشتگان، نخستین كسى كه خانه خدا را زیارت كرد و اعمال حج را انجام داد، حضرت آدم است كه روایات در این زمینه زیاد است.
 و از بعض روایات استفاده مى شود كه براى مردم جاى سؤال بود كه آیا حج بهوسیله اسلام تأسیس شد یا قبل از اسلام هم وجود داشت; از جمله روایاتى كه زراره از امام باقر(علیه السلام)نقل كرده كه از حضرت سؤال كردند: آیا قبل از بعثت پیامبرخدا(صلى الله علیه وآله) حج انجام مى گرفت یا نه؟ فرمود: بله. سپس تعبیرى به كار برد كه دلالت بر استمرار حج در زمان هاى گذشته دارد: «أَنَّ النَّاسَ قَدْ كَانُوا یَحُجُّونَ». آنگاه فرمود: «نُخْبِرُكُمْ أَنَّ آدَمَ وَ نُوحاً وَ سُلَیْمَانَ قَدْ حَجُّوا الْبَیْتَ... وَ لَقَدْ حَجَّهُ مُوسَى(علیه السلام) ».(30)

حج در دوران جاهلیت

دسته دیگر از آیات، نه تنها دلالت بر وجود حج در زمان جاهیت دارد، بلكه چگونگى بعضى از مناسك حج را نیز بیان كرده است كه آن آیات به شرح زیر است:
 1 . } وَ ما كانَ صَلاتُهُمْ عِنْدَ الْبَیْتِ إِلاّ مُكاءً وَ تَصْدِیَةً{ .(31)
 این آیه ظهور دارد كه نماز و دعاى آنها هنگام انجام حج، به صورت سوت كشیدن و كف زدن بوده است.
 2 . } ثُمَّ أَفِیضُوا مِنْ حَیْثُ أَفاضَ النّاسُ وَ اسْتَغْفِرُوا اللهَ إِنَّ اللهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ{ .(32)
 این آیه ناظر به یكى از عادات مشركین مكه در زمان جاهلیت است كه وقوف در عرفات را مربوط به كسانى مى دانستند كه از خارج مكه براى حج مى آمدند، اما قریش و طوایف اطراف حرم و وابستگان قریش، از این كار معاف بودند، چنان كه امام صادق(علیه السلام) در بیان این آیه فرمود:
 «أُولَئِكَ قُرَیْشٌ كَانُوا یَقُولُونَ نَحْنُ أَوْلَى النَّاسِ بِالْبَیْتِ فَلاَ تُفِیضُوا إِلاَّ مِنَ الْمُزْدَلِفَةِ فَأَمَرَهُمُ اللَّهُ أَنْ یُفِیضُوا مِنْ عَرَفَةَ».(33)
 این امتیاز و برخى امتیازات دیگر را اصطلاحاً «حمس»(34) مى نامند، یعنى قریش معتقد بودند كه چون از فرزندان ابراهیم و سرپرستان خانه خدا و اهل حرم و ساكن مكه هستند و هیچ یك از عرب ها مقام و منزلت آنها را ندارند، پس امتیازاتى بر دیگران دارند. استفاده كنندگان این امتیازات را حُمس نامیده اند و لذا مى گفتند چون عرفات از محیط حرم خارج است، پس وقوف در آن مربوط به اهل حرم نمى باشد، اما آیه مذكور، این گونه امتیازات را لغو كرده است:
 3 . } فَإِذا قَضَیْتُمْ مَناسِكَكُمْ فَاذْكُرُوا اللهَ كَذِكْرِكُمْ آباءَكُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِكْراً{ .(35)
 این آیه اشاره به یكى دیگر از عادات مردم جاهلى در موسم حج دارد كه پس از انجام مراسم حج، اجتماعى تشكیل مى دادند و افتخارات موهومى را كه از ناحیه پدران نصیبشان شده، با تكیه بر ارزش هاى جاهلى یاد مى كردند و بدان مى بالیدند، چنان كه امام صادق(علیه السلام) در این مورد فرمود:
 «كَانُوا إِذَا أَقَامُوا بِمِنًى بَعْدَ النَّحْرِ تَفَاخَرُوا فَقَالَ الرَّجُلُ: مِنْهُمْ كَانَ أَبِی یَفْعَلُ كَذَا وَ كَذَا فَقَالَ اللَّهُ جَلَّ ثَنَاؤُهُ: } فَإِذا أَفَضْتُمْ مِنْ عَرَفات فَاذْكُرُوا اللّهَ كَذِكْرِكُمْ آباءَكُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِكْراً{ .»(36)
 همچنین امام باقر(علیه السلام) در بیان آیه فرمود: «كانوا إذا فرغوا من الحجّ یجتمعون هناك و یعدّون مفاخر آبائهم ومآثرهم ویذكرون أیّامهم القدیمة وأیادیهم الجسیمة فأمرهم الله سبحانه أن یذكروه مكان ذكرهم آبائهم فی هذا الموضع أو أشد ذكراً».(37)
 4 . } إِنَّمَا النَّسِیءُ زِیادَةٌ فِی الْكُفْرِ یُضَلُّ بِهِ الَّذِینَ كَفَرُوا یُحِلُّونَهُ عاماً وَ یُحَرِّمُونَهُ عاماً لِیُواطِؤُا عِدَّةَ ما حَرَّمَ اللهُ فَیُحِلُّوا ما حَرَّمَ اللهُ زُیِّنَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمالِهِمْ وَ اللهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْكافِرِینَ{ .
 این آیه كریمه ناظر به یك سنت غلط جاهلى به نام «نسىء» به معناى تغییر دادن جاى ماه هاى حرام است كه این عمل هر ساله طى مراسم خاصى در سرزمین منا انجام مى گرفت كه نشان از سودجویى آنها بود; چون كه با این تغییر و تحوّل، قصد داشتند حج در موقعى برپا شود كه منافع بازرگانى و تجارتى آنها هم تأمین گردد. از این رو، سعى مى كردند كه حج در خرم ترین ایّام سال و آسان ترین زمان براى رفت و آمدهاى تجارى انجام پذیرد. اما از آن جاكه حج باید در ایام ذى حجه واقع شود و گاهى ذى حجه در فصل گرماى طاقت فرساى مكه مى افتد كه هم حج گزاران به زحمت مى افتند و هم معادلات تجارى به نحو مطلوب انجام نمى گرفت، از این رو با عمل «نسىء» كارى مى كردند كه موسم حج، همواره در فصل معتدلى واقع شود و این عمل تا سال دهم هجرت ادامه داشت تا این كه بهوسیله پیامبر خدا در حجة الوداع، استفاده از این عمل ممنوع و باطل اعلام گردید(38) بلكه نسىء با نزول این آیه كفر محسوب گردید تا مراسم حج، بازیچه اى در دست سودجویان واقع نگردد.(39)
 5 . } لَیْسَ عَلَیْكُمْ جُناحٌ أَنْ تَبْتَغُوا فَضْلاً مِنْ رَبِّكُمْ{ .(40)
 در زمان جاهلیت، این توهّم وجود داشت كه معامله و تجارت و باركشى و مسافربرى به هنگام موسم حج، حرام و گناه و موجب بطلان حج مى گردد،(41) اما خداوند با نزول این آیه فرمود: هیچ گونه مانعى براى تجارت در ایام حج وجود ندارد، بلكه براساس آیه: } لِیَشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ...{ و روایاتى كه از ائمه(علیهم السلام) نقل شده، یكى از حكمت هاى حج، منافع اقتصادى آن مى باشد.
 6 . } یَسْئَلُونَكَ عَنِ اْلأَهِلَّةِ قُلْ هِیَ مَواقِیتُ لِلنّاسِ وَ الْحَجِّ وَ لَیْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ ظُهُورِها وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقى وَ أْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ أَبْوابِها وَ اتَّقُوا اللهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ{ .(42)
 این آیه، بنا به شأن نزولى كه بعضى از مفسران گفته اند، اشاره به یك رسوم خرافىِ دیگر در موسم حج، در زمان جاهلى، دارد كه هركس هنگامى كه لباس احرام را به تن كرد، دیگر نباید از راه معمولى و درِ خانه وارد شود، بلكه در پشت خانه نقبى مى زدند كه به هنگام احرام فقط از این راه رفت و آمد كنند; به طورى كه این عمل نزد آنها نیكو شمرده مى شد; زیرا نوعى ترك عادت تلقى مى گردید و از آن رو كه احرام ترك عادت است، پس از این ترك عادت، آن را تكمیل مى كردند، اما خداوند با نزول این آیه، ملاك برّ و نیكى را تقوا دانسته است.(43)
 7 . } إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَیْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَیْهِ أَنْ یَطَّوَّفَ بِهِما{ .(44)
 یكى از اعمال حج در جاهلیت، سعى میان كوههاى صفا و مروه بود، ولى در بالاى این دو كوه، دو بت به نام هاى اساف و نائله نصب بود كه آنها به هنگام سعى، براى این دو بت احترام قائل مى شدند. مسلمانان به خاطر سابقه این موضوع، كراهت داشتند در ایام حج سعى میان صفا و مروه كنند و تصور مى كردند این یك عمل جاهلى است. خداوند با نزول این آیه، آن تصوّرات را مردود دانست و سعى میان صفا و مروه را یكى از شعائر دین مطرح كرد; چنان كه معاویة بن عمار از امام صادق(علیه السلام)روایت كرده كه آن حضرت در ضمن حدیثى طولانى فرمود:
 «إِنَّ الْمُسْلِمِینَ كَانُوا یَظُنُّونَ أَنَّ السَّعْیَ بَیْنَ الصَّفَا وَ الْمَرْوَةِ شَیْءٌ صَنَعَهُ الْمُشْرِكُونَ فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ } ...إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللّهِ...{ ».(45)
 از عادات دیگر جاهلیت در مراسم حج، طواف در حال برهنگى است. آنان معتقد بودند كه تأمین لباس احرام در اختیار قریش قرار دارد و اگر كسى جامه احرام تهیه نمى كرد، مى بایست برهنه طواف كند و طواف با لباس و پارچه اى كه از خارج حرم باشد را باطل مى دانستند، چنان كه مرحوم فیض از امام صادق(علیه السلام) در این باره روایت آورده كه آن حضرت فرمود:
 «و كان سنة من العرب فی الحج أنّه من دخل مكة و طاف بالبیت فی ثیابه لم یحل له إمساكها و كانوا یتصدقون بها و لا یلبسونها بعد الطواف فكان من وافى مكة یستعیر ثوبا و یطوف فیه ثم یرده و من لم یجد عاریة اكترى ثیاباً و من لم یجد عاریة و لا كرى و لم یكن له إلاّ ثوب واحد طاف بالبیت عریاناً فجائت امرأة من العرب وسیمة جمیلة فطلبت ثوبا عاریة أو كرى فلم تجده فقالوا لها إن طفت فی ثیابك احتجت أن تتصدقی بها فقالت و كیف أتصدق و لیس لی غیرها فطافت بالبیت عریانة و أشرف لها الناس».(46)
 بعضى از مفسران، این عادت زشت جاهلیت را در ذیل آیه: } وَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً قالُوا وَجَدْنا عَلَیْها آباءَنا وَ اللهُ أَمَرَنا بِها قُلْ إِنَّ اللهَ لا یَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ أَ تَقُولُونَ عَلَى اللهِ ما لا تَعْلَمُونَ{(47) ذكر كرده اند و مراد از فحشا یا یكى از مصادیق آن را، همین عمل قبیح جاهلى دانسته اند.(48)
 عادت دیگرِ آنها در مراسم حج این بود كه مى گفتند: هركس از خارج حرم براى زیارت خانه خدا بیاید، نمى تواند از غذاى حل استفاده كند،(49) بلكه باید از غذاى اهل حرم استفاده كند. این عمل در عین این كه یك بدعت بود، سود فراوانى براى قریش داشت كه خود را متولیان حرم مى دانستند. بعضى از مفسران این عادت را در ذیل آیه: } قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اللهِ الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّیِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ{(50) یا آیه قبل ذكر كرده اند.(51)
جمع بندى
 از مجموعه آیات و روایات استفاده شد كه حج در این برهه از تاریخ، نه تنها وجود داشته، بلكه امرى معروف و مشهور بوده; به طورى كه معیار شمارش سال قرار گرفته بود و در هر سال این عمل عبادى انجام مى گرفته است. منتهى بهوسیله سودجویان و قدرت طلبان، حج از حقیقت اصلى و توحیدى اش منحرف گشت و هركس براى منافع شخصى یا گروهى، چیزى را بر آن اضافه یا جایگزین نمود و عبادت مردم در پاك ترین مركز عبادت، تبدیل به سوت كشیدن و كف زدن و فحشا و تفاخرات موهوم و آلوده به انواع بدعت ها و خرافات گردید و كانون توحیدى كه بهوسیله ابراهیم پاكسازى شده بود، تبدیل به بت خانه و بتكده شد; به طورى كه هر گروهى كه به مكه مى آمد، براى خود بتى داشت و در مقابل آن تعظیم و كرنش مى كرد.

4 . حج از زمان ظهور اسلام تاكنون

این برهه از زمان را به سه دوره تقسیم نموده، سپس هر دوره را به طور جداگانه بررسى مى كنیم:
 * . حج در زمان پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله)
 * . حج در زمان ائمه معصومین(علیهم السلام)
 * . حج در عصر كنونى
الف : حج در زمان پیامبرخدا(صلى الله علیه وآله)
 از مطالبى كه گذشت، این نتیجه به دست آمد كه: حج در فاصله زمانى میان حضرت ابراهیم و بعثت پیامبر خدا، از معناى حقیقى خود خارج و دچار تحریف گردید و كانون توحید، كه قهرمان توحید ایجاد كرده بود، مبدّل به بت خانه و آلوده به مشتى خرافات و موهومات و بدعت ها شد و این وضع با ظهور اسلام تا زمان فتح مكه; یعنى سال هشتم هجرت باقى ماند; چراكه مكه و كعبه تا آن زمان در دست مشركان و سران قریش بود. از این رو، مراسم حج بر همان اساس جاهلیت انجام مى گرفت. پیامبرخدا(صلى الله علیه وآله)در سال ششم هجرت با نزول آیه } أتِمُّوا الحَجَّ والعُمرَةَ{(52) تقریباً با 1400 نفر از مدینه به قصد حج خارج شد و در مسجد شجره محرم گردید. اما از آن جاكه مكه هنوز در سیطره و سلطه مشركان بود، جلوى كاروان حج را گرفتند كه منجر به صلح حدیبیه گردید(53) و آیه مباركه: } لَقَدْ رَضِیَ اللهُ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ إِذْ یُبایِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ{(54) در آن زمان نازل شد. پیامبر(صلى الله علیه وآله) با اصحاب خود به مدینه برگشتند، اما براساس یكى از بندهاى صلح حدیبیه، پیامبر در سال بعد، تقریباً با 2000 نفر و هشتاد شتر قربانى، عمرة القضاء را انجام داد(55) و مسلمانان، با شكوه و جلال خاصى لبیك گویان، در حالى كه عبدالله بن رواحه شتر پیامبر را در دست داشت، وارد مكه شد و قریش براى این كه این صحنه دشوار را نبینند مسجدالحرام را خالى و برفراز كوه ابوقبیس به تماشا ایستادند. پیامبر سواره وارد مسجدالحرام و سواره طواف نمود و بعد از پایان عمره، به مدینه برگشتند و این نخستین عمره اى بود كه در اسلام رسماً انجام پذیرفت.
 عمره رسمى دوم(56) در سال هشتم هجرت، در فتح مكه انجام گرفت كه پیامبر در این سال همچون ابراهیم خلیل، مشغول پاكسازى حریم قدس كعبه از بت و بت پرستى شد و با تلاوت آیه: } وَ قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ{(57) بت ها را یكى پس از دیگرى به زمین كشید.
 اما نخستین حج واجب كه بعد از بعثت پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله) به طور رسمى انجام گرفت، در سال نهم پس از هجرت بود كه به دلایلى، خودِ پیامبر در آن شركت نكرد و امیرالحاج در آن سال حضرت على، امیر مؤمنان(علیه السلام) بود و در این سال بود كه سوره برائت نازل شد و پیامبر(صلى الله علیه وآله) به على(علیه السلام) مأموریت داد كه براى اعلام جدایىِ كاملِ مرز توحید از شرك و كفر و جدایى صفوف مسلمانان از صفوف كفار، چند آیه از اوایل سوره برائت را همراه با قطعنامه اى در مجمع عمومى حج براى مردم قرائت كند و این سال از یك طرف آخرین سال شركت مشركین در مراسم حج بود و از سوى دیگر، نخستین سالى بود كه مسلمانان و مشركان، با هم مراسم حج برگزار انجام كردند.
 اما بزرگ ترین و شكوهمندترین حج در اسلام، در سال دهم هجرت واقع شد، كه پیامبر خدا در آن شركت كرد(58) و مناسك و اعمال واقعى حج را در عمل به مسلمانان آموزش داد و فرمود: «خُذُوا عَنِّی مَناسِكَكُمْ»; همانگونه كه در مورد نماز فرمود: «صَلُّوا كَما رَأَیتُمُونِی أُصَلِّی».
 ابتدا و انتهاى این مراسم، با مجموع خطبه هاى آن حضرت در جوامع روایى و تاریخى فریقین نقل شده است. تلاش پیامبر در این حج، این بود كه مناسك حج را از آلودگى هاى شرك جاهلى و بدعت ها و خرافات پاك كند و این اوّلین حجى بود كه هیچ مشركى حق شركت در آن را نداشت. از این رو، تمام ویژگى هاى حج جاهلى نفى و محتواى توحیدى حج در قالب مناسك حج به وسیله پیامبر مكرّم اسلام در عمل و منطق بیان شد و هرگونه امتیازطلبى و تبعیض لغو و حتى اختلافات ظاهرى بركنار گردید و همه با یك شكل و یك لباس و یك نوع عمل، به انجام مناسك حج پرداختند و بدینوسیله افزون بر تعلیم صحیح مناسك حج، عظمت اسلام و مسلمانان به نمایش گذاشته شد و این اوّلین و آخرین حجى بود كه شخص پیامبر در جمع مسلمانان شركت كرد، اما در این كه پیامبر چند حج و عمره انجام داد، اختلاف نظریه وجود دارد و در بعضى روایات، تا 20 حج براى پیامبر ذكر شده كه حضرت مخفیانه انجام داده است; چنان كه فرمود: «حَجَّ رَسُولُ اللَّهِ ص عِشْرِینَ حَجَّةً مُسْتَسِرَّةً».(59)
 همچنان كه در سال وجوب حج در اسلام هم اختلاف وجود دارد كه آیا در سال ششم هجرت با نزول آیه: } وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلّهِ{(60) واجب شد یا در سال نهم و یا در سال دهم با نزول آیه: } وَ أَذِّنْ فِی النّاسِ بِالْحَجِّ{(61) كه پیامبر تصمیم به حج گرفت.
ب : حج در زمان امامان معصوم(علیهم السلام)
 از آن جاكه امامان معصوم تجسّم خط راستین اسلام ناب محمدى و وارثان صالح پیامبر و احیاگر سنت رسول الله و مروّج فرهنگ اصیل اسلام و حافظان زحمات رسول مكرّم اسلام و...
 هستند، در طول تاریخ زندگیشان با بذل جان و مال در حفظ و نگهدارى آن كوشیدند و امامان معصوم، به تعبیر امام سجاد(علیه السلام) فرزندان راستین مكه و منا و كعبه و... و پاسدار روح كعبه هستند و با حضور فكرى و تبلیغى و شخصى و عینى خود، در حفظ و حراست حج، از هیچ گونه تحریفى مضایقه نداشتند; چراكه حج یكى از سنگرها و پایگاه هاى مهم براى ترویج و احیاى فرهنگ غنى اسلام است. ازاین رو، ائمه(علیهم السلام) در طول زندگى، اصرار بر حضور شخصى خود در حج داشتند كه سفرهاى متعدد امامان و خطبه و سخنرانى هاى آنها در مواضع مختلفِ حج، گویاى حساسیت امامان معصوم بر مسأله حج است كه از هر فرصت مناسب در مسجدالحرام و عرفات و... استفاده نموده و به تشكیل جلسه و ایراد سخنرانى مى پرداختند; چنان كه امام حسین(علیه السلام) براى حفظ قداست كعبه و حرم، حاضر شد حج را ناتمام گذارده، به بیابان ها آواره گردد تا حریم امن الهى دچار خدشه نشود.
 روایات و احادیثى كه درباره اهمیت حج و بخش هاى مختلف این نوشته و جوامع روایى، از امامان معصوم(علیهم السلام) نقل شده، شاهدى گویا بر اهمیت و عظمت این فریضه الهى و از سوى دیگر نشانه اهتمام ائمه(علیهم السلام) بر حفظ و حراست حج از هرگونه تحریف است و بنا به روایات مختلفى امام زمان(علیه السلام)در عصر غیبت، در هر سال، در مراسم باشكوه حج شركت مى نمایند، چنان كه امام صادق(علیه السلام) در این زمینه فرمود:
 «یَفْقِدُ النَّاسُ إِمَامَهُمْ یَشْهَدُ الْمَوْسِمَ فَیَرَاهُمْ وَ لاَ یَرَوْنَهُ»،(62) همچنان كه از محمدبن عثمان، یكى از نواب خاص امام زمان(علیه السلام) نقل شده است كه:
 «وَ اللَّهِ إِنَّ صَاحِبَ هَذَا الاَْمْرِ لَیَحْضُرُ الْمَوْسِمَ كُلَّ سَنَة یَرَى النَّاسَ وَ یَعْرِفُهُمْ وَ یَرَوْنَهُ».(63)
ج : حج در عصر كنونى
 ازآن جاكه مراسم باشكوه حج، مهم ترین سنگر وپایگاه براى ترویج اسلام ناب محمدى(صلى الله علیه وآله)است و آثار و فواید مختلفى در تمام زمینه هاى فردى و اجتماعى، مادى و معنوى، سیاسى، اجتماعى، فرهنگى و اقتصادى به همراه دارد و از سوى دیگر، موجب اتّحاد مسلمین جهان و شكوه و عزّت اسلام و در مقابل، موجب ضعف و زبونى دشمنان اسلام و مسلمین مى گردد. از این رو، همه كسانى كه به نحوى منافعشان از طریق انجام حج به خطر مى افتد، سعى بر آن داشته و دارند كه حج را از مسیر واقعى آن منحرف و بى اثر و بى خاصیت گردانند كه شیطانى ترین راه براى تأمین این اهداف شوم، ابقاى ظاهرى حج و بى محتوا كردن آن است; به خصوص در این چند سال اخیر كه پاى استعمار به كشورهاى اسلامى باز شده و متوجه عظمت و قدرت حج گردیده اند و فهمیده اند كه انجام صحیح حج، با منافع آنها سازگارى ندارد، به كمك سلاطین خود فروخته و وعاظ دربارى، درصدد بى روح و بى خاصیت كردن حج برآمدند كه متأسفانه تا حدودى موفق شدند و این اهرم قوى و بى نظیر را از دست مسلمانان گرفتند.
 این اولین بار نیست كه حج دچار تحریف شده، بلكه در دوران جاهلیت هم تحریف گردید كه با ظهور اسلام و بعثت نبىّ مكرّم، احیا و مورد پاكسازى شد.
 اگردر آن روز، كفارقریش بت و... را مى پرستیدند و اعمال حج را آلوده به انواع خرافات و بدعت ها كرده بودند، امروز هم بت هاى غرب مورد پرستش واقع مى شوند و اعمال حج آلوده به انواع موهومات و بدعت ها توسط وهابى ها گردیده است كه این بار نداى بازگشت به حج ابراهیمى از حلقوم پاك و نورانى بت شكن قرن، حضرت امام خمینى(قدس سره) نواخته شد و ملت مسلمان ایران، با الهام از رهنمودهاى حضرت امام راحل و مقام معظم رهبرى، حضرت آیة الله خامنه اى، مصمم است حج را به همان حقیقت اصلى اش برگرداند و حج واقعى را از حج آمریكایى جدا كند و فریاد برائت از ظالمان و ستمكاران را به پیروى از حضرت على(علیه السلام)هرچه رساتر به گوش جهانیان برساند و دست برادرى و اتحاد را هرچه بیشتر بفشارند و از هرگونه عمل تفرقه انگیز خوددارى نمایند، بلكه از گرفتارى هاى برادران ایمانى مطلع و آگاه شوند و در رفع آن، در حد وظیفه اسلامى و وجدانى بكوشند و در راه استقلال و ریشه كن كردن سرطان استعمار همفكر و هم پیمان شوند و براى آزادى سرزمین اسلامى فلسطین چاره اى بیندیشند.(64)



برچسب هاحج, قرآن, خانه, مفسران, کعبه, ابراهیم
نسخه چاپیارسال به دوستان

نظر شما:



مطالب پیشنهادی
در مورد حج در مورد حج
هر کس که وارد خانه خدا می‌شود وارد حرم الهی شده است
حج انفسی حج انفسی
تمام اعمال انسان، غیر از پوسته ظاهری، دارای عمق و باطن اند
سیر تاریخى حج در قرآن سیر تاریخى حج در قرآن
از نظر آیات مبارك قرآن، كعبه خانه اى كهن و منسوب به حضرت ابراهیم است
حج اکبر، کدام است؟ حج اکبر، کدام است؟
در بین محدثان و مفسران در اینکه حج اکبر کدام است؟ اختلاف نظر وجود دارد
دیدار خانه كعبه دیدار خانه كعبه
اینجا سراى كیست بدین فرّ و عزّ و شأن *** خَم در برابرش، همه پشت جهانیان
حج و ابراهیم(علیه السلام) در قرآن حج و ابراهیم(علیه السلام) در قرآن
كعبه و فلسفه برخى از اعمال حج، با حضرت ابراهیم(علیه السلام) گره خورده
حجّ پاک حجّ پاک
یکی از قوانین و اصول حاکم بر هستی، قانون و اصل پاکی و پاک کنندگی است
كعبه مركز برادرى و مساوات كعبه مركز برادرى و مساوات
خداوند متعال كعبه و مسجدالحرام را نمونه بارز مساوات مى داند

• حج
آموزش
احکام
آشنایی با اماکن
• عترت
اهل بیت علیهم السلام
خاندان معصومین
زیارتنامه ها
احادیث و روایات
غدیر
• تاریخ
تاریخ اسلام
تاریخ ایران
انقلاب اسلامی
دفاع مقدس
بیداری اسلامی
• سبک زندگی
حجاب و عفاف
خانه و خانواده
خلاقیت و نوآوری
زندگی شهری
کودک و نوجوان
طب طبیعی
• چند رسانه ای
آوا و نما
عکس
نرم افزار
• هنر دینی
شعر آیینی
حکایات و لطایف
دلنوشته ها
داستانک
 • حج در معارف و کلام
وحی
معصومین ( علیهم السلام )
بزرگان
• اخلاق
اخلاق عملی
اخلاق نظری
• کتابخانه
حج
عترت ( علیهم السلام )
معارف
• سایر
دین شناسی
شخصیت شناسی
پیوندها
کلیه حقوق متعلق مادی و معنوی متعلق به امور حج و زیارت سازمان صدا و سیما می باشد
امور حج و زیارت صدا و سیما