شبکه تلویزیونی اینترنتی لبیک |خانه|--|درباره ما|--|ارتباط با ما|


جمعه 31 فروردين 1397  


  نسخه چاپی


عقل مؤمن



** عقل مؤمن 

اگر عقل را شاگرد خوبی برای وحی بدانید، عقل به شما دستور می‌دهد كه هرگز در سیر و سلوك مدارج عرفانی توقف نكنید.
در این فكر نباشید كه فقط به جهنم نروید و نسوزید یا فقط به بهشت بروید؛ زیرا اینها درجه‌ی ضعیفی از همت بوده و لازم است، ولی كافی نیست؛ بلكه در این فكر باشید كه حیات ابد تهیه كنید و عندالله باشید و هماره مرزوق حق بوده و در حد فرشته و برتر از آن زندگی كنید.

قرآن كریم فضایل فراوانی را برای شهدا یاد می‌كند. كسی كه در راه دین كشته می‌شود، زنده است و از رزق خاص عنداللهی برخوردار است و از فضل خدا هماره مسرور و با نشاط است و از راهیان راه حق با خبر است و خوشحال می‌شود و مژده دریافت می‌كند.

فضایل مزبور در باب جهاد اصغر گفته شده است، اما چون جهاد اكبر، مهمتر از جهاد اصغر است، همه‌ی فضایل پنجگانه به نحو كمال، برای مجاهد در جهاد اكبر حاصل است.
كسی كه در جهاد اكبر پیروز شد به خدا نزدیكتر است و از رزق خاص برتر یا رزق اخصی استفاده می‌كند و شادمانتر از شهید است و از حال كسانی كه ادامه‌ی راه او را در سر می‌پرورانند آگاه است و از تداوم راه خود، لذت می‌برد و نشاط و بشارت دریافت می‌كند.

كسانی كه در جهاد اكبر فاتح و پیروز شده‌اند، از احوال سائران و سالكان كوی حق باخبرند و از این كه در سایه رفتار صحیح آنها عده‌ای هم مشغول سیر و سلوك هستند، لذت می‌برند.

برای اینكه انسان در راه در جهاد اكبر نلغزد، باید كاملا شاگرد وحی باشد.
امام صادق(ع) می‌فرماید:
"اگر خشوع بدن كسی بیش از خشوع قلب وی باشد، این در نزد ما نفاق محسوب می‌شود".
انسان موظف است در پیشگاه خدا، به ویژه در نماز، خاضع و خاشع باشد و علامت هراس، تواضع و ادب و ترس در تمام بدن او ظهور كند، ولی این ترس باید از دل نشات بگیرد.

وقتی ترس از دل، نشات بگیرد و خشیت قلب مایه‌ی خشوع جسم شود، در این صورت خضوع قلب یا بیشتر از خضوع جسم یا دست كم، مساوی با آن است و هرگز كمتر از خشوع بدن نخواهد بود.

زیرا منشا خضوع بدن، خشوع دل است. 
شخصی كه خشوع بدن او بیش از خشوع قلب اوست، مسلمان و مؤمن است و انشاءالله به بهشت راه می‌یابد، اما او شاگرد ضعیفی برای اهل بیت(ع) است و عقلش را آنطور كه باید به وحی نسپرده است.

البته ممكن است دیگران این را خلوص بپندارند، ولی این كار نزد اهل بیت(ع) نفاق است؛ زیرا آنان خالص محض هستند و در بارگاه خلوص محض، جا برای دیدن غیر نیست و اصولا دو رنگی با خلوص هماهنگ نیست. انسان باید، مدتها مخلص به "كسر" باشد تا مخلص به "فتح" گردد.

* مخلص و مخلص (یکی به کسر لام و دیگری به فتح لام)
قرآن كریم، مخلصین (به کسره) را در یك جا و مخلصین(به فتحه) را در جای دیگر یاد می‌كند.
گاهی انسان برای رضای خدا نماز می‌خواند و روزه و اعمال عبادی دیگر را انجام می‌دهد و چیزی منظور او نیست؛ ولی گاهی حتی خود را هم نمی‌بیند و همه‌ی شئون حیاتی خود را برای خدا می‌خواهد كه صورت اولی "اخلاص العبادة لله" و دومی "اخلاص النفس لله" است.

اگر مراحل اخلاص عبادت برای خدا و بعد از آن، مراحل اخلاص نفس برای خدا هم پایان رسد، آنگاه خدا در بین این مخلصین(به کسره) عده ای را مخلص(به فتحه) می كند.
مخلصین(به فتحه) سه وصف دارند كه مهمترین آن این است كه فقط آنان می‌توانند خدا را وصف كنند؛ چنانكه قرآن كریم می‌فرماید:

"خدا منزه است از آنچه توصیف مى‌كنند، مگر بندگان خالص شده‌ى خدا" (صافات: 159)
این معنا، بسیار بالاتر از آن است كه:
"حسابگران از شمارش نعمتهای او ناتوان و تلاشگران از ادای حق او درمانده‌اند" (نهج‌البلاغه – خ1)

و مربوط به مقام "شكر و فعل" است؛ چون مقام "وصف"، مقام دیگری است.
بنابراین، باید مخلصین به جایی رسیده باشند كه مجاری ادراكی آنان با نور حق، تامین شده باشد: "كنت سمعه... و بصره... و لسانه" (حدیث قدسی)
از این رو آنان با زبان، چشم و گوش، سخن حق می‌گویند و تماشا می‌كنند و می‌شنوند و لذا در وصف او اذن دارند.

* حاصل آنكه: 
گاهی انسان ظاهرا مسلمان و باطنا كافر است كه "آنها در آن روز به كفر نزدیك‌تر بودند تا به ایمان" (آل عمران: 167)
یا " چون با مؤمنان رو به رو شوند گویند: ایمان آورده‌ایم، و چون با یاران شیطانى خود تنها شوند، گویند: ما بى‌تردید با شما هستیم؛ جز این نیست كه ما (آنها را) به مسخره گرفته‌ایم" (بقره:14)

این قسم منافق، خارج از بحث است، اما حدیث معروف كه می‌گوید: "اگر ظاهر كسی، بهتر از باطنش باشد، او پیش ما منافق است"، درباره مسلمانها و مؤمنان است.
همانگونه كه اكثر مؤمنان مشركند: "و بیشترشان به خدا ایمان نمى‌آورند جز این كه همچنان مشركند" (بوسف:106)

اكثر آنان نیز منافقند و می‌توان گفت: بیشترشان به خدا ایمان نمی‌آورند جز اینکه منافقند!
گاهی شخصی، مسلمان و ارادتمند به اهل بیت(ع) است و در مراسم سوگ و ماتم آنان نیز حضور دارد، به وظیفه‌اش هم عمل می‌كند، واجبها را انجام می‌دهد و محرمات را ترك می‌كند و در یك كلام، در مسیر دین است، اما ظاهرش بهتر از باطن اوست.

این رویه یك نوع نفاق مرموزی است كه در درون او وجود دارد، چنین انسانی به مخلصین(با کسره) نمی‌رسد، چه رسد به مخلصین (با فتحه).




نسخه چاپیارسال به دوستان

نظر شما:




• حج
آموزش
احکام
آشنایی با اماکن
• عترت
اهل بیت علیهم السلام
خاندان معصومین
زیارتنامه ها
احادیث و روایات
غدیر
• تاریخ
تاریخ اسلام
تاریخ ایران
انقلاب اسلامی
دفاع مقدس
بیداری اسلامی
• سبک زندگی
حجاب و عفاف
خانه و خانواده
خلاقیت و نوآوری
زندگی شهری
کودک و نوجوان
طب طبیعی
• چند رسانه ای
آوا و نما
عکس
نرم افزار
• هنر دینی
شعر آیینی
حکایات و لطایف
دلنوشته ها
داستانک
 • حج در معارف و کلام
وحی
معصومین ( علیهم السلام )
بزرگان
• اخلاق
اخلاق عملی
اخلاق نظری
• کتابخانه
حج
عترت ( علیهم السلام )
معارف
• سایر
دین شناسی
شخصیت شناسی
پیوندها
کلیه حقوق متعلق مادی و معنوی متعلق به امور حج و زیارت سازمان صدا و سیما می باشد
امور حج و زیارت صدا و سیما