شبکه تلویزیونی اینترنتی لبیک |خانه|--|درباره ما|--|ارتباط با ما|


چهار شنبه 24 مرداد 1397  


  نسخه چاپی


جایگاه حج در اندیشه اسلامى



حج از دیرباز تاكنون از اهمیّت ویژه اى در بین مسلمانان برخوردار بوده است، همه ساله صدها هزار مسلمان مشتاق از گوشه و كنار جهان، بسوى سرزمین مقدس مكه و مدینه حركت كرده، با تمامى سختیها و مشقتها خود را به میقات مى رسانند و لبیك گویان آماده انجام فریضه حج مى شوند.

از امام صادق(ع) نقل شده كه فرمود:
«... ما من مَلِك ولاسُوقَة یصل الى الحج الاّ بمشقّة فى تغییر مطعم او مشرب او ریح او شمس لا یستطیع ردّها و ذلك قوله عزّوجلّ: و تحمل اثقالكم الى بَلَد لَمْ تكوُنوُا بالغیه الاّ بِشِقِ الأَ نْفُسِ اِنَّ ربّكم لرؤف رحیم».1

«هیچ پادشاه و هیچ رعیتى به خانه خدا نمى رسد جز با مشقت و ناگوارى در آب و غذا، و تحمل باد و توفان و تابش خورشید و این است معناى كلام خداوند عزّوجل كه فرمود: چارپایان بارهاى شما را بر پشت كشیده، به شهر مى رسانند كه اگر آنها نبودند شما جز با مشقت و جان كندن به مقصد نمى رسیدید همانا پروردگار شما رئوف و رحیم است.» و نیز هشام ابن حكم از امام صادق(ع) نقل مى كند كه فرمود: «... و ما احد یبلغه حتى تناله المشقه». «هیچ كس بدون زحمت و مشقت به مكه نمى رسد.»2

در گذشته، طولانى بودن راه، نداشتن وسیله نقلیه مناسب و مطمئن، نبود امكانات رفاهى و درمانى، ناامنى و وجود سارقین مسلّح ... همه و همه عواملى بودند كه حجاج را با خطر مواجه مى كردند. بسیارى از آنها در بین راه مى مردند و هرگز به وطن باز نمى گشتند. در سال 402 گروهى از حجاج گرفتار توفان شدند، باد سیاهى برآنها وزیدن گرفت، در نتیجه راه آب را گم كرده، عدّه زیادى از آنها مردند. در سال 403، سارقین بیابانگرد، قبل از رسیدن كاروان به محلّ آب، در آنجا فرود آمده برخى از آبگیرها را پركردند و در برخى حنظل ریخته، در كمین حجاج نشستند و پس از ورود، از آنان پول گزافى مطالبه كردند. عطش، زندگى را بر حاجیان تنگ نمود و نزدیك به 15 هزار نفر از آنان مردند و تنها تعداد كمى نجات پیدا كردند.3

 برخى «بنى خفاجه» را از حاجى آزارترین قبایل عرب در این دوران دانسته، در باره آنها مى گویند: تعدادى از حجاج را اسیر و آنان را وادار به چوپانى كردند، پس از گذشت دو سال، مأمورین دولتى توانستند حاجیان را از دست دزدان آزاد كنند.4 در سال 405 از بیست هزار حاجى، تنها شش هزار نفر زنده ماندند و بر افراد باقیمانده نیز بحدى شرایط سخت شد كه شتران سوارى و مورد نیاز خود را كشته از گوشت آنها براى رفع گرسنگى استفاده كردند. گاهى اوقات حاجیان، گرفتار سیل و خشم طبیعت مى شدند چنانكه در سال 349 وقتى حجاج مصر به كشورشان بازمى گشتند شب هنگام، سیل عظیمى آمد و بسیارى از آنان غرق شدند، آب جنازه ها و اثاثیه شان را به دریا برد.5 با توجه به دورى راه و خطرات گوناگونى كه بر سر راه حاجیان وجود داشت آنان كه جان سالم بدر برده، و به سلامت برمى گشتند با عزت و تكریم فراوان به شهر و روستاى خویش وارد مى شدند، و مردم از آنها تجلیل فراوان مى كردند.

در باره حاجیان بغدادى نوشته اند كه هنگام ورود در «یاسریه» (حومه بغداد) شب را مى خوابیدند و صبح هنگام وارد شهر مى شدند تا مردم بتوانند از آنها بخوبى استقبال كنند. حجاج شرق نیز كه از بغداد به وطن خود بازمى گشتند در این شهر از طرف شخص خلیفه مورد استقبال قرار مى گرفتند.6 لیكن در برابر این همه ارزش و عظمت، معاندین با اسلام و عناصر نادان و متحجر، با تبلیغات مسموم خود در طول تاریخ، تلاش كرده اند تا از اهمیّت و نقش عظیم حج بكاهند و مردم را نسبت به این فریضه مهم بى رغبت كنند.

ابراهیم بن میمون براى امام صادق(ع) نقل كرده و مى گوید: در حضور ابوحنیفه نشسته بودم مردى آمد و از او پرسید: كسى كه حج واجب را انجام داده، آیا باز هم اگر به حج برود، بهتر است یا آنكه با هزینه حج، بنده اى خریده او را در راه خدا آزاد كند؟ ابوحنیفه پاسخ داده بود: آزاد كردن بنده بهتر است! امام صادق(ع) پس از نقل این مطلب فرمودند: به خدا سوگند كه ابوحنیفه دروغ گفته و فتواى ناحق داده است، به خدا سوگند كه حج خانه خدا بهتر است از خریدن و آزاد كردن یك بنده و بنده دیگر تا برسد به ده بنده، سپس فرمود واى بر ابوحنیفه، آزاد كردن كدام بنده به طواف كعبه و سعى صفا و مروه و فیض عرفه و سرتراشیدن و رمى جمرات خواهد رسید؟ اگر آنگونه كه ابو حنیفه گفته، باشد (و این مطلب شهرت پیدا كند) مردم حج خانه خدا را تعطیل خواهند كرد.7 در حدیثى دیگر عمر بن یزید مى گوید: از امام صادق(ع) شنیدم كه مى فرمود: «حج از آزاد نمودن ده برده بالاتر است و شمردند تا به هفتاد بنده رسید سپس فرمود یك طواف و دو ركعت نمازش از یك بنده آزاد كردن بالاتر است».8 از برخى روایات استفاده مى شود كه در آن زمان بر اثر تبلیغات غلط، این اندیشه در اذهان تعدادى از متدینین نیز نفوذ كرده بود. سعید سمّان مى گوید:

من همه ساله به حج مشرف مى شدم در یك سالى كه مردم دچار قحطى و سختى شدند یاران من گفتند: اگر امسال هزینه سفرت را در راه خدا صدقه دهى از حج افضل و برتر است. من به آنها گفتم شما مطمئن هستید؟ گفتند آرى، من هم هزینه سفر حج را به مستمندان داده و آن سال در خانه ماندم، لیكن در شب عرفه خوابى دیدم كه در نتیجه از كار خود پشیمان شده و با خود گفتم از این پس به سخن كسى گوش فرا نمى دهم و حج خانه خدا را ترك نمى گویم... سال بعد به حج رفته و در منى خدمت امام صادق(ع) رسیدم و داستان خود را شرح دادم، حضرت پس از بیان مطالبى سه مرتبه فرمود: «واَنّى له مثل الحجّ؟» انسان با كدام طاعت دیگر مى خواهد به پاداش حج دست یابد؟...9

این مسأله بحدى در جامعه جدى شد كه برخى به خود اجازه داده رسماً به امامان شیعه اعتراض مى كردند: ابوحمزه ثمالى نقل مى كند كه شخصى به امام سجاد(ع) گفت: شما جهاد در راه خدا را كه كارى مشكل و سخت است رها كرده و حج را كه كارى ساده و آسان است انتخاب كرده اید؟ راوى مى گوید امام در آن هنگام تكیه داده بودند، یك مرتبه نشستند و به آن شخص فرمودند: واى بر تو آیا آن مطلبى كه رسول خدا(ص) در حجة الوداع فرمود به تو نرسیده است؟ پیامبر(ص) هنگام وقوف به عرفه و در حالى كه خورشید غروب مى كرد به بلال فرمودند تا از مردم بخواهد ساكت شوند، آنگاه كه مردم سكوت كردند فرمود: خداوند، امروز شما را مورد عنایت قرار داده، نیكوكارتان را آمرزید و شفاعت نیكوكاران را در حق گنهكارانتان پذیرفت، پس با آمرزش گناهان كوچ كنید، و از براى آنان كه جرمهایى دارند خشنودى خود را ضمانت كرد.10

برخى از قصّه پردازان نیز در دامن زدن به این طرز تفكر سهیم بوده اند; عبدالرحمن ابى عبدالله مى گوید به امام صادق(ع) عرض كردم عده اى از قصّاص مى گویند اگر كسى حج واجب را انجام داده و پس از آن بجاى رفتن به حج، صدقه بدهد براى او بهتر است. امام فرمودند: «دروغ گفته اند! اگر مردم چنین كنند این بیت تعطیل خواهد شد و حال آنكه خداوند عزوجل این خانه را وسیله قیام براى مردم قرار داده است».11 پس از آنكه بنى امیه، پایه هاى حكومت خویش را تحكیم بخشیده، بر مردم مسلط شدند، با یك برنامه حساب شده مسجد جامع اموى را در دمشق بنا كردند تا مردم را از مدینه منوره و مكه مكرمه منصرف نموده، به نجا متوجه كنند و بلكه به جاى كعبه معظمه به حج آن وادار سازند.12

عبدالملك بن مروان نیز مردم شام را از رفتن به حج باز مى داشت، مردم به فریاد آمده، به وى گفتند: ما را از حج و زیارت بیت الله الحرام كه یك واجب شرعى است باز مى دارى؟ پاسخ داد محمد بن شهاب زهرى از رسول خدا(ص) نقل كرده كه آن حضرت فرموده است: بار سفر، بسته نمى شود مگر بسوى سه مسجد: «مسجدالحرام»، «مسجد من» و «مسجد بیت المقدس»، سپس گفت: بیت المقدس براى شما به جاى مسجدالحرام است و این سنگى كه بر حسب روایت، چون پیامبر(ص) مى خواست به معراج رود پاى خود را بر روى آن گذاشت، براى شما به جاى كعبه است، آنگاه بر آن صخره، قبه اى بنا كرد و پرده هاى دیبا بر آن آویخت و خدمتگزارانى نیز براى آن قرار داده و از مردم خواست همان گونه كه پیرامون كعبه طواف مى كنند برگرد آن بنا طواف نمایند. و در روز عید، قربانى كرده، سر خود را بتراشند این رسم در دوران بنى امیه برقرار بود.13


ناصر خسرو پیرامون حوادث قرن پنجم مى نویسد: گروهى از اهل شام در موسم حج به قدس آمده مراسمى داشته، گوسفند قربانى مى كنند و گاهى در یك سال بیش از 20هزار نفر آنجا حاضر مى شوند...14 حجاج بن یوسف ثقفى كه از كارگزاران سفّاك و مشهور این دوران است از زائرین قبر رسول خدا(ص) مى خواست به جاى قبر پیامبر(ص) گرداگرد قصر عبدالملك طواف كنند.15 متوكل، خلیفه عباسى نیز براى شكستن حرمت حج و بى اعتبار ساختن آن در جامعه، بنایى در سامرّا شبیه كعبه ساخت و در نزدیكى آن، سرزمینهایى را به نام هاى منا و عرفات و... نامگذارى كرد و آنگاه كه امیران او درخواست رفتن به حج داشتند به آنان پیشنهاد مى كرد در همین جا حج گذارده، طواف كنند.16

در همین دوران نیز تعدادى از صوفیه با ایجاد انحراف در اذهان عمومى، مردم را از رفتن به حج برحذر داشته، به كارى دیگر ترغیب مى كردند. یكى از آنان به مریدى از مریدانش مى گوید: «به جاى رفتن به مكه، به خانه ات برگرد و به مادرت خدمت كن.»17 ابو حیان توحیدى متكلم معتزلى مشرب، كتابى نوشته بنام «الحج العقلى اذا ضاق الفضاء عن الحج الشرعى» در آن كتاب نقل مى كند: نظام الملك وزیر ملكشاه، عازم حج شد، چون در كنار دجله خیمه زد فقیرى كه سیماى صوفیان داشت به چادر وزیر آمده نامه اى دربسته را به او داد.

وقتى وزیر نامه را گشود در آن نوشته شده بود كه: پیامبر(ص) را به خواب دیدم فرمود برو به حسن (نظام الملك) بگوى چرا به مكه مى روى؟ حج تو همین جاست مگر ترا امر نكرده بودیم كه پیش این ترك (ملكشاه) بایستى حاجتمندان امت را یارى كنى؟ نظام الملك پس از خواندن این نامه از حج منصرف گشته به شهر خویش مراجعت كرد!18 در قرن اخیر نیز پاره اى از به اصطلاح روشنفكران غربزده و دل به دنیاى دیگران بسته، درصدد برآمدند با استفاده از شعر، قصه و داستان و طنز و غیره از ارزش حج كاسته آن را در اذهان عمومى، عملى غیر مهم جلوه دهند. گاهى مى گفتند اگر حاجى به جاى رفتن به مكه و طواف خانه خدا پول آن را خرج مستمندان و فقیران جامعه بنماید ارزش بیشترى دارد، گاهى مى گفتند، چرا پول و ارزى كه با این زحمت بدست آمده است را در اختیار اعراب قرار داده به حلقوم آنان بریزیم و... لیكن برخلاف اینگونه حركتها كه از دیرزمان آغاز و تا عصر ما نیز ادامه یافته، ائمه معصومین(ع) كوشیده اند این تفكر را تخطئه و مردم را از بركات و ثمرات عظیم حج آگاه سازند. معاویة بن عمّار از امام صادق(ع) نقل مى كند كه حضرت فرمود:

هنگامى كه رسول خدا(ص) از عرفات كوچ نمود در «ابطح» یكى از اعراب بیابانى به حضور آن حضرت شرفیاب شده، عرضه داشت: من مردى ثروتمندم، قصد حج داشتم هنگام حركت مانعى پیش آمد و نتوانستم به حج مشرف شوم حال شما امر فرمایید من با این مال كار نیكى انجام دهم كه ثواب حج را درك كنم! حضرت بسوى كوه ابوقبیس رو كرد و فرمود: «اگر به مقدار این كوه طلاى سرخ داشته باشى و همه را در راه خدا انفاق كنى به ثواب و بهره اى كه حاجیان رسیده اند نخواهى رسید».19

باز عمر بن یزید مى گوید كه از امام صادق شنیدم كه مى فرمود: حج از هفتاد بنده آزاد كردن ارزشش بالاتر است، پرسید: «ما یعدل الحج شئ»؟ قال: «ما یعدله شئ» آیا ارزش چیزى با حج برابرى مى كند؟ فرمود: چیزى با او برابرى نمى كند.20 در روایت دیگر آمده است: نماز واجب ارزشش از بیست حج بالاتر است و حج از خانه پر از طلائى كه انسان تمامى آنرا در راه خدا انفاق كند ثواب و ارزشش بالاتر است.21 همچنین از رسول خدا(ص) نقل شده كه فرمود: «... لیس شیى افضل من الحج الا الصلوة و فى الحج هیهنا صلوة و لیس فى الصلوة قبلكم حج...» مرحوم صدوق، نكته لطیفى در تبیین این روایت و روایات مشابه آن دارد، مى فرماید: اگر نماز واجب را به تنهایى با حج مقایسه كنیم نماز واجب از بیست حج منهاى نماز، ارزشش بالاتر است، لیكن حجى كه در آن نماز هم هست از نماز به تنهایى افضل است.22 در روایت دیگرى حج از نماز و روزه افضل و بالاتر دانسته شده است.23 جالب توجه است كه بدانیم در برخى اوقات حج از جهاد در راه خدا نیز افضل و برتر شمرده شده است.

محمد بن عبدالله مى گوید: به امام رضا(ع) عرض كردم: پدرم براى من نقل كرده كه به اجداد شما ـ علیهم السلام ـ گفته شده در همسایگى ما شهرى به نام قزوین وجود دارد كه پایگاه مرزى است و در برابر آنان دشمنى بنام «دَیْلَم» وجود دارد آیا اجازه مى دهید كه با دشمن جهاد نموده و یا در حال آماده باش دفاعى باشیم؟ و اجداد شما پاسخ داده اند كه «علیكم بهذا البیت و حجوه» بر شما باد كه راه مكه را در پیش گرفته و خانه خدا را زیارت كنید. پدرم سه مرتبه این مطلب را تكرار كرده و همان پاسخ را شنیده است و در آخرین مرتبه آباء بزرگوار شما این سخن را نیز افزوده اند كه: «آیا شیعه ما رضایت نمى دهد كه در خانه خود بنشیند و دارائى خود را براى اهل و عیال خود خرج كرده و منتظر فرمان ما بماند؟...»

در پایان مى پرسد آیا این حدیث كه نقل شده صحیح است؟ امام رضا(ع) فرمودند: آرى صحیح است و سخن حق همان است كه بازگو كرده است.24 تأكید ائمه معصومین(ع) بر این بوده كه از عظمت حج كاسته نشود و همیشه این مراسم عظیم عبادى سیاسى با شكوه هر چه تمامتر برگزار گردد، لذا از هر فرصتى استفاده كرده و مردم را به انجام حج ترغیب مى فرموده اند: عذافر مى گوید: امام صادق(ع) به من فرمود: چه چیز مانع شده كه همه ساله به حج نروى؟ گفتم: فدایت گردم، زن و فرزند! مى گوید امام صادق(ع) به من فرمود هنگامى كه از دار دنیا رفتى چه كسى آنها را اداره مى كند؟ به همسر و فرزندانت سركه و زیتون بخوران و با مازاد آن همه ساله به حج مشرف شو.25

امام صادق(ع) با افراد دیگرى نیز، همین برخورد را داشته اند. عیسى بن ابى منصور مى گوید: امام صادق(ع) به من فرمود: اى عیسى اگر مى توانى نان را با نمك بخورى و همه ساله به حج بروى این كار را بكن.26 ترغیب و تشویق مردم بحدى است كه امام صادق(ع) مى فرماید: «لیس فى ترك الحج خیره» براى ترك حج، استخاره جایز نیست و حتى براى نرفتن به حج نباید مشورت كرد. اسحاق بن عمار مى گوید به امام صادق(ع) گفتم: مردى ضعیف الحال با من در مورد حج مشورت كرد به او گفتم حج نرود آنگاه امام فرمود: «ما اخلقك ان تمرض سنة» و اسحاق بن عمارمى گوید یك سال پس از آن مریض بودم.27

یكى از شرایط انجام حج استطاعت مالى است لیكن در روایات حتى كسانى كه مستطیع هم نیستند براى انجام این فریضه الهى تشویق شده اند. معاویة بن وهب از افراد مختلفى نقل مى كند كه به امام صادق(ع) گفته اند ما مقروض هستیم آیا پول قرض كرده و حج انجام دهیم؟ امام فرموده اند: آرى ]حج وسیله خواهد بود كه[ دین او زودتر ادا شود.28 در پاره اى از روایات از تجّار خواسته شده تا در طول سال مقدارى از سود حاصله از تجارت را براى حج كنار گذاشته از آن براى انجام فریضه حج استفاده نمایند.29 عیسى بن ابى منصور مى گوید: امام صادق(ع) به من فرمود: اى عیسى دوست مى دارم خداوند در فاصله بین حج گذشته و آینده همیشه تو را در حالتى ببیند كه براى حج ]آینده[ آماده مى شوى.30 امامان معصوم (ع) تنها به تشویق و ترغیب مردم بسنده نكرده، كسانى را كه خانه خدا را ترك نموده تنها بگذارند به هلاكت و نابودى تهدید كـــرده انـد:

على بن ابیطالب(ع) در واپسین لحظات زندگى به فرزندانش وصیت كرده مى فرماید:
«الله الله فى بیت ربكم لاتخلوه مابقیتم فانه ان ترك لم تناظروا».

«فرزندانم تا زنده هستید حج خانه خدا را ترك نكنید كه در چنین صورتى مهلت داده نخواهید شد.»31 و بالاخره اگر با این همه تشویق، مسلمانان به حج خانه خدا بى توجهى كنند برحاكم اسلامى واجب است تا مردم را براى رفتن به حج مجبور نماید. عبدالله بن سنان از امام صادق(ع) نقل مى كند كه آن حضرت فرمود: «اگر مردم خانه خدا را متروك بگذارند بر امام زمان] حكومت اسلامى [واجب است آنان را به زیارت حج مجبور كند، چه بخواهند چه نخواهند، چرا كه خانه خدا براى حج و زیارت برپا شده است.32 اهمیت این امر بحدّى است كه اگر مردم هزینه سفر هم نداشته باشند، باید از بودجه حكومت اسلامى مخارج سفر آنان تأمین و به حج اعزام شوند. «...فان لم یكن لهم اموال انفق علیهم من بیت مال المسلمین...».33 در قرآن كریم نیز تاركین حج مورد تهدید جدّى قرار گرفته اند... «و من كفر فانّ الله غنىّ عن العالمین.»34 امید آنكه این مراسم عظیم دینى هر سال پرشكوهتر از گذشته برگزار و مسلمانان جهان بتوانند در تحقق حج ابراهیمى كه امام راحل و فقیدمان حضرت امام خمینى ـ قدس سره ـ براى اقامه آن تلاش فراوان فرمود بیش از پیش موفق گردند.



پی‏ نوشتها:
1ـ نورالثقلین، ج 3 ، ص 41، ح 15 .
2ـ وسائل، ج 11، ص 112 .
3ـ تمدن اسلامى، ج 2، ص 357 .
4ـ همان.
5ـ همان.
6ـ همان.
7ـ فروع كافى، ج 4، ص 259 .
8ـ ثواب الاعمال، ج 1، ص 113 .
9ـ فروع كافى، ج 4، ص 257 .
10ـ ثواب الاعمال، ج 1، ص 111 .
11ـ وسائل، ج 11، ص 22 .
12ـ سفرنامه حج، لطف الله صافى، ص 52 .
13ـ تاریخ یعقوبى، ج 2، ص 161 .
14ـ همان، ص 357 .
15ـ الصحیح من سیرة النبى(ص)، ج 1، ص 21 .
16ـ تمدن اسلامى، ج 2، ص 358 .
17ـ همان.
18ـ همان.
19ـ فروع كافى، ج 4، ص 258 .
20ـ وسائل، ج 11، ص 111 .
21ـ همان ص 112 .
22ـ همان.
23ـ همان، حدیث 14374 .
24ـ فروع كافى، ج 4، ص 260 .
25ـ وسائل، ج 11، ص 134 .
26ـ همان، ج 11، ص 135 .27ـ فروع كافى، ج 4، ص 271 .
28ـ وسائل، ج 11، ص 140 .
29ـ همان، ص 143 .
30ـ همان، ص 150 .
31ـ نهج البلاغه.
32ـ فروع كافى، ج 4، ص 272 .
33ـ همان.
34ـ آل عمران: 97 .


نویسنده: حجت الاسلام سیدعلى قاضى عسكر



برچسب هاحج, فروع دین, خطر, جهان
نسخه چاپیارسال به دوستان

نظر شما:



مطالب پیشنهادی
در مورد حج در مورد حج
هر کس که وارد خانه خدا می‌شود وارد حرم الهی شده است
حج انفسی حج انفسی
تمام اعمال انسان، غیر از پوسته ظاهری، دارای عمق و باطن اند
حج اکبر، کدام است؟ حج اکبر، کدام است؟
در بین محدثان و مفسران در اینکه حج اکبر کدام است؟ اختلاف نظر وجود دارد
دیدار خانه كعبه دیدار خانه كعبه
اینجا سراى كیست بدین فرّ و عزّ و شأن *** خَم در برابرش، همه پشت جهانیان
حج و ابراهیم(علیه السلام) در قرآن حج و ابراهیم(علیه السلام) در قرآن
كعبه و فلسفه برخى از اعمال حج، با حضرت ابراهیم(علیه السلام) گره خورده

• حج
آموزش
احکام
آشنایی با اماکن
• عترت
اهل بیت علیهم السلام
خاندان معصومین
زیارتنامه ها
احادیث و روایات
غدیر
• تاریخ
تاریخ اسلام
تاریخ ایران
انقلاب اسلامی
دفاع مقدس
بیداری اسلامی
• سبک زندگی
حجاب و عفاف
خانه و خانواده
خلاقیت و نوآوری
زندگی شهری
کودک و نوجوان
طب طبیعی
• چند رسانه ای
آوا و نما
عکس
نرم افزار
• هنر دینی
شعر آیینی
حکایات و لطایف
دلنوشته ها
داستانک
 • حج در معارف و کلام
وحی
معصومین ( علیهم السلام )
بزرگان
• اخلاق
اخلاق عملی
اخلاق نظری
• کتابخانه
حج
عترت ( علیهم السلام )
معارف
• سایر
دین شناسی
شخصیت شناسی
پیوندها
کلیه حقوق متعلق مادی و معنوی متعلق به امور حج و زیارت سازمان صدا و سیما می باشد
امور حج و زیارت صدا و سیما