نسخه چاپی


شهامت حیدری در ناله های فاطمی


 خطبه حضرت فاطمه زهرا سلام اللّه علیها در مسجد النبی آن هم چند روز بعد از ارتحال پیامبر گرامی اسلام، سر آغاز تحولی عظیم در اندیشه بشری و احیای ولایت بود، حرکتی که به خوبی حقایق را آشکار کرد و در عین حال نهایت مظلومیت اهل بیت علیهم السلام را نمایان ساخت. آنچه در پی می آید، بخش نخست گفت وگوی خبرنگار سرویس علمی- فرهنگی مرکز خبر حوزه، به مناسبت ایام شهادت جانسوز حضرت فاطمه زهرا سلام اللّه علیها، با حجت الاسلام والمسلمین سید احمد حسینی خراسانی که از اساتید و محققین حوزه است، با محوریت تبیین خطبه حضرت زهرا سلام اللّه علیها تقدیم می شود.

نخست بفرمایید، حضرت زهرا سلام اللّه علیها در چه شرایط زمانی و مکانی این خطبه را ایراد فرموده اند؟

بسیاری از افراد از جمله شهید آیت اللّه سیدمحمد باقر صدر قدس سره در اثر ارزشمندشان به نام «فدک» می گویند: این خطبه به فاصله ده روز بعد از رحلت رسول اکرم صلی اللّه علیه وآله وسلم ایراد شده است و مأخذ این حرف را کلام ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه ذکر می کنند و بدون استثنا همه، مکان ایراد خطبه را مسجد شریف نبوی معرفی کرده اند.

متن خطبه از چه کسی نقل شده و گزارشی که در آغاز خطبه آمده توسط چه کسی بیان شده است؟

این خطبه راویان متعددی دارد، ولی به طور عمده، خطبه از یادگار حضرت صدیقه طاهره سلام اللّه علیها، حضرت زینب کبری سلام اللّه علیها نقل شده است و بسیاری از سندهای خطبه به حضرت زینب سلام اللّه علیها منتهی می شود و گزارش حواشی و نحوه ایراد خطبه هم توسط ایشان بیان شده است.

ابوالفرج اصفهانی در کتاب مقاتل الطالبیین به مناسبت اشاره به شرح حال عون بن عبداللّه بن جعفر بن ابی طالب آورده است که وی از شهدای طالبیین و فرزند عبداللّه بن جعفر و مادرش زینب سلام اللّه علیها است و در معرفی عقیله بنی هاشم به نقل از ابن عباس چنین می آورد: «زینب سلام اللّه علیها همان کسی است که ابن عباس درباره او گفته است «حدثتنی عقیلتنا»؛ زینب عقیله خاندان ما طالبیین و از فرزندان عبدالمطلب است و او کسی است که خطبه مادرش زهرا سلام اللّه علیها را نقل کرده است. حضرت زینب سلام اللّه علیها با عباراتی فصیح و رسا که از نظر ارزش ادبی از متن خطبه کمتر نیست، حواشی خطبه را گزارش می دهد.

پیرامون فلسفه ایراد این خطبه هم توضیح دهید که آیا برنامه ریزی شده بود و آیا اصحاب سقیفه از این تصمیم حضرت اطلاع داشتند؟

 این که حضرت زهرا سلام اللّه علیها در چه شرایطی و چگونه در مسجد حاضر شدند در دیباچه و مقدمه خطبه توسط حضرت زینب سلام اللّه علیها بیان شده است و مشتمل بر مطالب مهمی است که باید به آنها بیشتر توجه شود. در این گزارش آمده است که حضرت زهرا سلام اللّه علیها با پوشش کامل و همراه با محافظانی به سوی مسجد حرکت کرد؛ چرا که ابهت و هیبت کبریایی که یادگار پیامبر سلام اللّه علیها باید داشته باشد، باید حفظ می شد؛ البته باید ذکر کنم که ایراد خطبه، بی مقدمه نبوده است و برای آن تدبیر و برنامه ریزی شده بود؛ حضرت زهرا سلام اللّه علیها پس از جریان سقیفه و تصرف فدک، مردم را به مسجد فراخوانده است تا سخنانی را برای آنها بیان کند. لذا وقتی حضرت می خواستند وارد مسجد شوند، مسجد مملو از جمعیت بود. حال این سؤال پیش می آید که این اجتماع به چه مناسبتی بوده آیا برای نماز جمعه و جماعت یا برای عید آمده بودند؟! این اجتماع صرفاً با در خواست حضرت زهرا سلام اللّه علیها صورت گرفته بود.

آیا کارشکنی هایی از سوی دیگران در مقابل این حرکت حساب شده حضرت زهرا سلام اللّه علیها صورت گرفت؟

قاضی نعمان مصری در کتاب الاخبار می گوید: اصحاب سقیفه چون می دانستند این اجتماع به چه منظوری تشکیل می شود، برای این که در مقابل حضرت زهرا سلام اللّه علیها عکس العمل نشان دهند، همراه با نیروهای خود در مسجد حضور یافته بودند و خود ابوبکر هم در مسجد حاضر بود. حضرت زهرا سلام اللّه علیها وقتی وارد مسجد شدند چادر بلندشان روی زمین کشیده می شد و طوری قدم بر می داشتند که گویی رسول اللّه صلی اللّه علیه وآله وسلم راه می روند و مردم به یاد رسول اللّه صلی اللّه علیه وآله وسلم می افتادند؛ گویی که ایشان وضو ساخته اند و برای اقامه نماز جماعت وارد مسجد شده اند. «ما تخرم مشیتها مشیت  رسول اللّه...» مثل پیغمبر اکرم صلی اللّه علیه وآله وسلم راه می رفتند با همان آهنگ، با همان طمأنینه، وقار، متانت و وزانت.

حضرت زهرا سلام اللّه علیها وقتی به جایگاه رسیدند، بلافاصله پرده را کشیدند و حضرت به همراه زنان همراه، پشت پرده قرار گرفتند، مسجد سکوت محض بود که دختر پیغمبر در این شرایط چه سخنی می خواهد بگوید، فضای شهر مدینه در آن موقع از نظر سیاسی و فرهنگی کاملاً ملتهب بوده است؛ چرا که از رحلت رسول اللّه صلی اللّه علیه وآله وسلم بیش از ده روز نگذشته و قصه سقیفه پیش آمده بود. حضرت علی علیه السلام در خانه تحصن کرده و عده ای از بیعت با ابوبکر خودداری کرده بودند و بسیاری را با تطمیع و تهدید مجبور به بیعت و بعضی معارضین را تبعید و یا ترور کردند و به هیچ وجه شهر مدینه در شرایط عادی نبود. لذا همه منتظر بودند که چه اتفاقی می خواهد بیفتد و یادگار پیامبر صلی اللّه علیه وآله وسلم چه چیزی می خواهد بگوید. چنان سکوتی در مسجد حاکم بود که گویی کسی در مسجد نیست. اولین صدایی که در مسجد شنیده شد، صدای ناله زهرا سلام اللّه علیها بود. «ثم انّت انّت  اجهش القوم لها بالبکاء» حضرت زهرا سلام اللّه علیها ناله کردند، ناله ای که مردم را به گریه و ضجه انداخت. این ناله از عمق جان حضرت برخاست و موج عظیمی در مسجد ایجاد کرد و پیام های زیادی داشت و از واقعیت های تلخی پرده بر می داشت. عباراتی که در مقدمه خطبه آمده است، از بس دقیق، فصیح و عمیق است، که بزرگان طراز اول ادب و لغت عرب را متوجه خود ساخته است و نمی تواند سخن آدم معمولی باشد، بلکه سخنی است که فقط از زبان خاندان رسول اللّه صلی اللّه علیه وآله وسلم بر می آید.

پیرامون تأثیر سخنان حضرت بر مردمی که در مسجد حاضر بودند توضیح دهید و آیا هدف حضرت از ایراد خطبه، فقط بازگرداندن فدک بود؟

«ثم انَّت انّت  اجهش القوم لها باالبکاء فارتج المجلس» در اثر این ناله، مجلس دچار یک خروش گردید و موجی حاصل شد که مجلس را متزلزل کرد. سپس حضرت، لحظاتی سکوت کردند تا گریه و زاری مردم از حرارت بیفتد و مردم سخنشان را بشنوند. این صحنه ها امکان دارد برای بعضی ها قابل درک نباشد، ولی ما درجات نازله آن را در دیدارهای امام خمینی قدس سره خوب به یاد داریم، تا امام راحل سخنشان را آغاز می کردند، جماران یکپارچه گریه و ضجه می شد، بعد ایشان سکوت می کردند تا مردم ساکت شوند و سخن را ادامه می دادند، مردم دوباره شروع به گریه می کردند. در جریان خطبه حضرت زهرا سلام اللّه علیها هم مردم مکرر گریه می کردند، به حدی که حضرت چندین بار به علت گریه شدید مردم سکوت کردند. وقتی حضرت سکوت می کردند، مردم آرام آرام ساکت می شدند و گریه ها فرو کش می کرد مثل این که هیزم را از زیر دیگ جوشان کشیده باشند. شرایط و فضای ایراد خطبه، خیلی مهم است و اهمیت محتوای خطبه را می رساند.

این که حضرت در این شرایط به دنبال چه چیزی بوده است،
آیا آمده اند فدک غصب شده را مطالبه کنند؟ یا خلافت از دست رفته را بازگردانند؟

 و یا خواسته دیگری دارند؟

 انگیزه حضرت از ایراد خطبه، همه اینها می تواند باشد.
حضرت رو به سران سقیفه می فرمایند: «یابن ابی قحافه أفی کتاب اللّه ان ترث اباک ولاَ اَرِث ابی» ای پسر ابی قحافه! آیا در کتاب خدا آیه ای هست که تو از پدرت ارث می بری و من از پدرم ارث نمی برم؟! و این می تواند مطالبه فدک باشد. خطاب به مهاجرین و انصار هم می فرمایند: یا معشر البقیت  و یا اعضاد الملت  و حضنت  الاسلام ما هذه الفترت  عن نصرتی...» ای بازوان توانمند اسلام، ای مجاهدان بدر، احد، خیبر و خندق و حنین، این سستی و بی تفاوتی چیست که شما را فراگرفته است! مگر نمی بینید تنها فرد شایسته زعامت امت اسلام بعد از پیغمبر دچار چه وضعیتی شده است؛ چرا سکوت کردید؟ «الا تقاتلون قوما نکثوا ایمانهم و هموا باخراج الرسول و هم بدوِوکم اول مرت ...» و این می تواند مطالبه خلافت و حکومت باشد. یک برداشت هم این است که انگیزه حضرت زهرا سلام اللّه علیها هیچ کدام از این ها نبوده است؛ چرا که ایشان می دانستند که این مطالبات هیچ تأثیری نخواهد داشت و مطمئن بود که فدک باز پس داده نخواهد شد زیرا در آن صورت فتح بابی برای باز پس دادن خلافت می شود در حالی که خلافت به هیچ قیمتی پس داده نخواهد شد، پس چرا حضرت این خطبه را ایراد فرموده اند؟

حضرت زهرا سلام اللّه علیها بعد از آن که افشاگری ها را کردند و گفتنی ها را گفتند تا به اینجا رسیدند و فرمودند «قد قلت ما قلت علی معرفت  منّی»؛ یعنی یک وقت کسی فکر نکند که من به جوّ حاکم و فضا آشنا نیستم، بلکه آنچه را که گفتم با شناخت کامل بود و من آنچه را که باعث خذلان و خیانتی که خمیرمایه جان شما شده است می دانم، مکر و کینه ای که در عمق جان شما ریشه دوانده است می دانم؛ و می دانم که حرف های من در جان سخت تر از سنگ شما، هیچ اثری نخواهد گذاشت و فدک به ما باز پس داده نخواهد شد و می دانم خلافت به مقر و مرکز اصلی خود باز نخواهد گشت.

من از همان اول شما را می شناختم و می شناسم؛ لذا می دانم که شما تشنه ریاست بودید! لذا حضرت پس از آن، می فرمایند: فتنه ای در تاریخ اسلام به پلیدی سقیفه رخ نداده است و اساس فتنه ها خود سقیفه است. شما سقیفه را برای جلوگیری از فتنه به پا کردید! و این امکان ندارد؛ «و لکنها فیضت  النفس و نفثت  الغیظ» لکن این سخنان به خاطر بر لب رسیدن جانم بود، به خاطر سوز و گدازی بود که در سینه پر درد من انباشته شده و خواستم اتمام حجت کنم. سخن خانم که به اینجا رسید دیگر کلامشان را قطع فرمودند؛ حضرت زهرا سلام اللّه علیها نیز مثل امیرالمومنین علیه السلام که خطبه سقیفه را ناتمام گذاشتند، سخن را در اینجا تمام می کنند.

بنابراین به نظر، هدف اصلی حضرت زهرا سلام اللّه علیها از ایراد خطبه اتمام حجت بود، تا چنین نباشد که عده ای بگویند این خلافت حق ماست و ما با اهل بیت علیهم السلام هیچ مشکلی نداریم و محراب و منبر و مسجد و مأذنه، همان محراب و منبر و مسجد و مأذنه رسول اللّه صلی اللّه علیه وآله وسلم است!

حضرت زهرا سلام اللّه علیها با این خطبه نشان دادند که مشکل اهل بیت پیامبر اکرم صلی اللّه علیه وآله وسلم با جریان سقیفه جدی است و این خطبه برای تظلم است تا همه بدانند که به خاندان پیامبر صلی اللّه علیه وآله وسلم ظلم و ستم شده است.

حضرت زهرا سلام اللّه علیها می فرمایند: مظلوم حق دارد داد بزند و ما هم به عنوان مظلوم داد زدیم؛ گرچه می دانیم حق ما باز پس داده نخواهد شد، ولی این باعث نمی شود که مظلوم داد نزند.

پس، هدف حضرت زهرا سلام اللّه علیها از ایراد خطبه این است که مشعل اعتراض را شعله ور کنند که اگر این مشعل به دست ایشان بر افروخته نمی شد، هیچ کس دیگری توان این کار را نداشت حتی امیرالمومنین علی علیه السلام نیز چنین موقعیتی را نداشتند.

 حضرت زهرا سلام اللّه علیها، ضمن ایراد خطبه، در آن شرایط استثنایی، مفاهیم والایی از اصول کلی دین هم چون توحید و نبوت را به صورت ژرف و عمیق ارائه می دهند؛ به نظر شما این بخش فرمایشات حضرت با چه هدفی صورت گرفته است؟

همیشه این شرایط وجود نداشته است که حضرت در چنین اجتماع عظیمی حضور داشته باشند. مجموعه عوامل دست به دست هم دادند و ضرورتی حاصل شد که حضرت در اجتماع مردم سخنرانی کنند، اکنون که این فرصت پیش آمده، لازم است مردم مقام و عظمت شخصیتی ایشان را که تا آن زمان ناشناخته بود، بشناسند. مردم باید بدانند که عصمت اللّه الکبری چه کسی است. حضرت زهرا سلام اللّه علیها در این خطبه حرف هایی در مورد توحید زده اند که احدی نزده است. امیرالمومنین علیه السلام نیز در نهج البلاغه خطبه هایی در باب توحید دارند که شیخ صدوق در کتاب «التوحید» و کلینی در «کافی» نقل کرده اند. اینها می گویند اگر انس و جن جمع شوند، نمی توانند چنین خطبه ای را در باب توحید بگویند؛ بسیاری از علما و ژرف اندیشان بر این باورند که خطبه حضرت زهرا سلام اللّه علیها، اساس خطبه های توحیدی حضرت امیرالمومنین علیه السلام است. حضرت زهرا سلام اللّه علیها بعد از میان مباحث توحید، مباحث نبوت را مطرح می کنند که چه کسی باید پیامبر صلی اللّه علیه وآله وسلم را معرفی کند.

 حضرت در باب نبوت سخنانی را به میان آورده اند که در خطبه های نبوتی نهج البلاغه هم پیدا نمی شود؛ البته اینها از روی اغراق و هیجانات روحی و احساسات نیست و باید دید و مقایسه کرد تا به آن پی برد.

حضرت بعد از نبوت وارد فلسفه احکام می شوند و فصلی را در معارف اسلامی به نام علل الشرایع که امروز از آن به عنوان فلسفه احکام و تشریع یاد می کنند، برای اولین بار حضرت زهرا سلام اللّه علیها مطرح کرده اند و در کلمات رسول اللّه صلی اللّه علیه وآله وسلم چنین سخنی وجود ندارد و اگر در کلمات امیرالمومنین علیه السلام دیده می شود، بر گرفته از سخنان حضرت زهرا سلام اللّه علیها است.

در «مصادر نهج البلاغه و مسانیده» به این مسئله تصریح شده است. حضرت زهرا سلام اللّه علیها بدون مقدمه وارد مباحث سیاسی نمی شوند، بلکه بعد از این مباحث ژرف و عمیق معرفتی است که وارد جریان سقیفه و ظلم بر خاندان رسول اللّه صلی اللّه علیه وآله وسلم می شوند، چرا که وقتی حضرت می گویند: «ایهاالناس اعلموا انی فاطمه» این فاطمه باید تجلی کند تا مردم بدانند از چه کسی سخن می شنوند و باید زمینه فراهم شود؛ البته جهات دیگری هم دارد، زیرا قرار است حضرت زهرا سلام اللّه علیها یک معجزه جاودانه از خود به یادگار بگذارند تا از نظر علمی و فرهنگی نقش اساسی ایفا کند؛ لذا حضرت چنین خطبه ای را با این طول و تفصیل ایراد کردند و اگر حضرت در ابتدا می فرمودند: همه شما مرا می شناسید، من فاطمه دختر پیغمبر هستم و اینها حق مرا غصب کردند؛ این متناسب با مقام حضرت زهرا سلام اللّه علیها نبود و آن اجتماع برای این شکل نگرفته بود که حضرت فدک را مطرح کنند، فدک باید در حاشیه قرار بگیرد، اصول را مطرح کرده اند که قصه فدک و سرنوشت آن و تکلیف خلافت هم معلوم بشود، لذا زیر ساخت های خلافت ـ اصول کلی دین - را در ابتدای خطبه مطرح کرده اند. ایراد چنین خطبه ای توسط حضرت زهر ا سلام اللّه علیها در آن شرایط، چه بازتاب هایی داشت و مردم نسبت به بیانات حضرت زهرا سلام اللّه علیها چه عکس العملی از خود نشان دادند؟

خطبه ای که با ناله و گریه شروع شده بود، با شکایت به حضرت رسول اللّه صلی اللّه علیه وآله وسلم و گریه به پایان رسید.

حضرت بعد از آن که سخنانشان با مردم را قطع کردند، در میان جمع رو به مرقد رسول اللّه صلی اللّه علیه وآله وسلم ایستادند و به ایشان شکایت کردند و خلاصه حرفشان این بود که، پدر جان! تو شاهدی و می بینی که چه کردند و چه می کنند. عکس العمل مردم به گریه ها و فوران مسجد در آغاز خطبه خلاصه نمی شود؛ می گویند که تمام شهر مدینه بعد از خطبه حضرت زهرا سلام اللّه علیها مملو از گریه شد و موج عظیمی را در سراسر شهر ایجاد کرد و این را خیلی ها از جمله ابن طیفور و طبری در دلایل الامامه نقل کرده اند. حتی آورده اند «و لم یر باک و لا باکیت  کان اکثر من ذلک الیوم»، مدینه چنین روزی را به خود ندیده بود که زن و مرد مدینه این قدر گریه کرده باشند، حتی در رحلت پیامبر صلی اللّه علیه وآله وسلم نیز چنین نبوده است. بازتاب هایی که خطبه داشت بسیار جالب و قابل توجه است. ابن طیفور آورده است شخصی به نام رافع بن رفاعه زرقی نقل می کند: خطبه که تمام شد و حضرت زهرا سلام اللّه علیها به همراه گروهی از مسجد بیرون آمدند، من دوان دوان با پای برهنه و یا عجله خود را به ایشان رساندم و گفتم: یا سیدت  النساء لو کان ابوالحسن تکلم فی هذالامر و ذکر للناس قبل ان یجری هذه العقد، ما عد لنا به احدا؛ ای سرور زنان، اگر علی بن ابیطالب درباره قصه خلافت با ما صحبت می کرد و مردم را دعوت به بیعت می کرد قبل از اینکه ما با اینها قرارداد ببندیم، از علی بن ابیطالب به کسی عدول نمی کردیم.

حضرت زهرا سلام اللّه علیها به من جواب دادند: «الیک عنی فما جعل اللّه لاحد بعد غدیر خم من حجت  و لا عذر» این جمله «الیک عنی» نهایت غیظ حضرت است، یعنی از من دور شو و برو، خداوند بعد از غدیر خم برای احدی جای عذر و بهانه ای نگذاشته است. ما شیعیان باید این جملات را تابلو کنیم.

به هر حال این جریان، نشانگر عمق تأثیر پذیری مردم از خطبه حضرت زهرا سلام اللّه علیها است. این خطبه موجی در مدینه ایجاد کرد و یک یا چند روز بعد جمعیت عظیمی از زنان مهاجر و انصار مدینه آمدند خانه حضرت فاطمه زهرا سلام اللّه علیها اجتماع کردند و زنی از میان آنان به نمایندگی از آن ها صحبت کرد و با ایشان اظهار هم دردی کرد و این فضا و اجتماع باعث شد که حضرت خطبه دیگری را در میان زنان ایراد کنند. و بعد از این قضیه بود که سران سقیفه، حلقه محاصره را تنگ تر کردند تا متعرض اصل مسئله و مرکز و کانون اعتراض شوند و لذا هجمه به بیت حضرت فاطمه سلام اللّه علیها بعد از این قضایا بود، علی رغم این که مشهور است این خطبه بعد از آن جریان ایراد شده است.