نسخه چاپی


بررسی نحوه شکل گیری وهابیت


بررسی نحوه شکل گیری  وهابیت

در سال 1166، محمد بن سعود، در حالی درگذشت كه نجد و عسیر و بخش‌هایی از یمن را به تصرف درآورده بود. پس از او، فرزندش، عبدالعزیز به حكومت رسید كه وی نیز بر گستره‌ی قلمرو خود افزود. او در سال 1187 هـ . ق، ریاض را اشغال و در 1206 برای تصرف حجاز اقدام كرد. در همین سال، محمد بن عبدالوهاب درگذشت، ولی آل سعود همچنان به گسترش حكومت خود و ترویج وهابیت پرداختند.

 بدین منظور در سال 1217 هـ .ق به طایف حمله كردند و همه را از دم تیغ گذراندند. سعود فرزند عبدالعزیز با لشكرش به شهر كربلا حمله كرد و اموال حرم امام حسین (ع) را غارت كرد و عده‌ی زیادی از مردم را كشت. در همین سال، عبدالعزیز به دست فردی عثمان نام كشته شد و سعود به جایش نشست.

سعود در سال 1220 هـ .ق، مدینه و پس از هفت سال، مكه را به تصرف خود درآورد و بدین ترتیب، حكومت سرزمین حجاز (عربستان) را از سیطره‌ی عثمانی¬ها خارج كرد. سعودیان حاكمیت مكه و مدینه را كه به دست سادات و نسل پیامبر اكرم (ص) اداره می‌شد، از آنان گرفتند. پس از تصرف این دو شهر جنایت‌های متعددی مرتكب شدند و بارگاه امامان شیعه‌ی مدفون در بقیع و دیگر امام‌زادگان و صحابه‌ی پیامبر اکرم(ص) را ویران كردند. سعودیان قصد تصرف دیگر شهرهای اسلامی را نیز داشتند كه حكومت عثمانی تاب نیاورد و لشكری را برای مقابله با آنان به عربستان فرستاد.

سعودیان در سال 1233 هـ .ق از لشكر عثمانی شكست سنگینی خوردند، ولی در سال 1235 هـ .ق با پیمانی كه دولت انگلستان با آنان برای تضعیف دولت عثمانی بست، عصری جدید در تاریخ وهابیت و آل سعود آغاز شد. سعودیان دوباره جان تازه‌ای گرفتند و بر سراسر عربستان تسلط یافتند.

توجه به تفكر خشك و متحجرانه و خوارج‌گونه‌ی وهابیان در تمسك به ظواهر شریعت بسیار اهمیت دارد. آن‌ها به این بهانه، همه‌ی مسلمانان را مشرك و كافر نامیدند و عده‌ی زیادی از مسلمانان سرزمین حجاز و دیگر سرزمین‌های اسلامی را به جرم شرك كشتند و زنان آن‌ها را به اسارت بردند.

 اولین كسی كه با افكار محمد بن عبدالوهاب مخالفت كرد، برادرش، "سلیمان بن عبدالوهاب" بود كه كتاب "فصل‌الخطاب" را در رد افكار او نوشت. همچنین پس از او، "ابن عابدین"، یكی از عالمان برجسته‌ی حنفی مذهب، آنان را به خوارج تشبیه كرد و گفت:

در زمان ما، رفتار خوارج از پیروان محمد بن عبدالوهاب سر زده، همان‌ها كه از سرزمین نجد خارج شده و بر حرمین مسلط گردیدند و خود را منتسب به مذهب حنابله دانسته و اعتقاد داشتند كه فقط آنان مسلمانند و مخالفان آنان مشركند، آنان به این بهانه، كشتار اهل سنت و عالمانش را مباح دانستند تا اینكه در سال 1233 هـ .ق لشكر مسلمانان بر آنان پیروز شد.( حاشیه رد المختار، ج4، ص449)

"احمد زینی دحلان"، مفتی شافعی‌مذهب نیز چنین نوشت:
اگر كسی به مذهب وهابیت در می‌آمد و قبلاً حج واجب انجام داده بود، محمد بن عبدالوهاب به وی می‌گفت: باید دوباره به زیارت خانه خدا بروی، چون حج گذشته تو در حال شرك صورت گرفته است و به كسی كه می‌خواست وارد كیش وهابیت بشود، می‌گفت: پس از شهادتین باید گواهی دهی كه در گذشته، كافر بوده‌ای و پدر و مادر تو نیز در حال كفر از دنیا رفته‌اند. همچنین باید گواهی دهی كه علمای بزرگ گذشته، كافر مرده‌اند. اگر گواهی نمی‌داد، وی را می‌كشتند. او بر این باور بود كه تمام مسلمانان در طول دوازده قرن گذشته، كافر بوده‌اند و هر كسی را كه از مكتب وهابیت پیروی نمی‌كرد، مشرك می‌دانسته و خون و مال او را مباح می‌كرد.( الدرر السنیه، ص 46)

برخورد وهابیان در آغاز بر چنین اساسی استوار بود و در مقابل همه‌ی مسلمانان چنین موضعی داشتند و به بهانه‌های واهی همچون اعتقاد به توسل، طلب شفاعت، زیارت، برپایی عزاداری، نذر، ساختن بنا بر قبور و مانند آن، مسلمانان را از دین، خارج می‌دانستند و به قتل آنان حكم می‌دادند.

بعدها برای آنكه دیگر مسلمانان را با خویش همگام سازند، نوك تهاجم خویش را به طرف پیروان اهل‌بیت (ع) یعنی مذهب شیعه نشانه رفتند و با تهمت زدن، آنان را دشمن اصلی اهل سنت معرفی كردند و مشرك نامیدند تا از اتحاد مسلمانان علیه خویش جلوگیری كنند. باید دانست این فرافكنی‌ها تنها برای منحرف كردن افكار اهل سنت از توجه به عقاید باطل وهابیت است.



منبع: 
کتاب پاسخ به پرسش‌ها و شبهه‌های وهابیت، نویسنده :علی باقر شیخانی