نسخه چاپی


آلودگی و طهارت روح



** آلودگی و طهارت روح 
 
همانطور که داروشناسان و پزشکان، خواص اشیا را بازگو می‌کنند، انبیا که طبیبان روحند نیز آمدند تا خواص افعال و اوصاف انسان را به انسان بفهمانند.

یکی از ره آوردهای نبوت عامه این است که گناه، سم است و تدریجا انسان را مسموم می‌کند. پس از آن هیچ کاری از انسان مسموم، ساخته نیست و قدرت دفاع ندارد؛ اگر بدن، مسموم شود، روح، بدن را ترک می‌کند و در نتیجه، بدن می‌پوسد و روح می‌ماند.

رنج بدن محدود به مدتی است که بدن مسموم، رنجور است، ولی اگر روح مسموم شد، حدی برای رنج آن نیست؛ زیرا روح، ابدی و تاثیر سم بر آن نیز ابدی است.

از این رو انبیا سعی کردند مردم را از سم‌خوری برهانند و نفوس را مهذب کنند. در تعبیرات بلند امیرالمؤمنین(ع) آمده است که: دنیا با زرق و برق فریبایی که دارد مانند ماری است که ظاهری خوش خط و خال دارد و درونش سم است. (نهج البلاغه - نامه 68)

* دنیا در فرهنگ وحی
آنچه انسان را از یاد خدا غافل کند و رنگ گناه داشته باشد و بوی بد معصیت از آن استشمام شود، دنیاست؛ بنابر این، دنیای مذموم در فرهنگ وحی غیر از آسمان، زمین، دریا و صحراست، اینها مخلوقات و آیات الهی است و قرآن از اینها به عظمت یاد می کند:
"بی‌شکّ در آسمانها و زمین نشانه‌های (فراوانی) برای مؤمنان وجود دارد؛ و نیز در آفرینش شما و جنبندگانی که (در سراسر زمین) پراکنده ساخته، نشانه‌هایی است برای جمعیّتی که اهل یقینند". (جاثیه – 3و4)

قرآن کریم از زیبایی آسمان و زمین، مکرر سخن گفته است. دریا، صحرا، سلسله جبال، درختان ماهیهای دریا، اختران آسمان و ... در فرهنگ وحی، آیت الهی است نه دنیا.

گرچه حیات دنیا در مقابل حیات آخرت، بر اینها اطلاق می‌شود؛ ولی از هیچ یک آنها نکوهش نشده است. "دنیا" تعلقات، اعتبارات و "ما" و "من"هایی است که آدمی را به گناه وادار می‌کند. دنیا، عبارت از لهو و لعب، زینت، تفاخر و تکاثر در اموال و اولاداست:
"بدانید زندگی دنیا تنها بازی و سرگرمی و تجمّل پرستی و فخرفروشی در میان شما و افزون طلبی در اموال و فرزندان است..." (حدید – 20)

دنیا، در این مراحل پنجگانه خلاصه می‌شود و هر کسی را در هر سنی با ابزار خاصی فریب می‌دهد و این فریب، سم روح است و روح مسموم برای ابد در رنج است و ذات اقدس خداوند از آن جهت که "ارحم الراحمین" است، پاکترین و شایسته‌ترین انسانها را به عنوان پزشکان روح فرستاده است.

* طهارت و روزی
یکی از اصحاب رسول اکرم(ص) نزد آن حضرت از تنگدستی شکایت کرد. آن حضرت(ص) فرمود:
"دائما با طهارت باش، تا روزیت ادامه یابد".

اگر دائما با طهارت باشی، روزی تو ادامه می‌یابد. خداوند که رازق است بر طبق مصلحت، برای برخی، روزی زیاد و برای بعضی، روزی کم مقدر می‌کند؛ ولی انسان طاهر و پاکدامن را تهی دست نمی‌گذارد و روزی او را تامین می‌کند.

البته از آنجا که آلودگی "درکات" دارد، طهارت نیز "درجات" خواهد داشت؛ بنابراین، رزق هم اقسامی پیدا می‌کند.
این حدیث، معارف زیادی را در بر دارد. معنای دوام طهارت تنها این نیست که انسان، همیشه با وضو باشد.

وضوی دائم یکی از اقسام طهارت است؛ مثلا، کسی که اهل کار و کسب نیست، طاهر نیست. چون برای کسی که بخواهد خود و عائله خود را تامین کند کسب، واجب است و او هرگز آلودگی ترک کسب را نمی‌تواند با وضوی دائمی ترمیم کند. 

چون دائم الوضو بودن، کاری مستحب و ترک کسب، کاری حرام است و حرام را نمی‌شود با مستحب جبران کرد.

اگر کسی دائم الطهاره باشد، اولا وظیفه‌های فقهی خود را می‌شناسد و آنگاه به آنها عمل می‌کند. کاسب طاهر، حلال می‌خرد و حلال می‌فروشد و احتکار، گران‌فروشی و کم‌فروشی نمی‌کند:
" وای بر کم‌فروشان! آنان که وقتی برای خود پیمانه می‌کنند، حق خود را بطور کامل می‌گیرند؛ امّا هنگامی که می‌خواهند برای دیگران پیمانه یا وزن کنند، کم می‌گذارند". (مطففین – 1تا3)

قرآن کریم هشدار می‌دهد که روزی وافر و فراوان، مصلحت همه نیست:
" اگر خداوند روزی را برای بندگانش وسعت بخشد، در زمین طغیان و ستم می‌کنند" (شوری – 20)
اگر وضع مالی گروه خاصی در جامعه، رو به "تکاثر" برود، فساد آنان دامنگیر عده‌ای می‌شود. در جای دیگر می‌فرماید:
"فساد، در خشکی و دریا بخاطر کارهایی که مردم انجام داده‌اند آشکار شده است" (روم – 41)

یا می‌فرماید:
"به یقین انسان طغیان می‌کند، از اینکه خود را بی‌نیاز ببیند!" (علق – 7و8)
انسان، طغیان می‌کند و طغیانش بر اثر بی‌نیاز دیدن خود از خدا یا از خلق است.
"تکاثر" زمینه‌ای برای طغیان است. پس مصلحت نیست که همگان با تکاثر به سر برند؛ ولی "کوثر" که مال حلال کافی، برای اداره یک زندگی متوسط آبرومندانه است با مواظبت بر طهارت، تحصیل می‌شود.

*رسیدن به طهارت روح
قرآن کریم، ایمان و اعتقاد را طهارت می داند و شرک را آلودگی معرفی می کند:
"این گونه خداوند پلیدی را بر افرادی که ایمان نمی‌آورند قرار می‌دهد!" (انعام – 125)
و با خطاب به پیغمبر به همه دستور می‌دهد که از رجس و آلودگی هجرت کنید: "و الرجز فاهجر" (مدثر – 5)

هجرت از رجس، به طهارت معنوی، مهم است نه هجرت جغرافیایی. اگر کسی از جهل به علم و از کفر به ایمان، و از رذایل اخلاقی به فضایل اخلاقی هجرت کند، چنین سیر و سلوکی، هجرت کبرا و یا هجرت وسطا است.

برای پرهیز از آلودگی و حصول پاکی نیز چند راه وجود دارد:
- گاهی آلودگی، تبدیل به طهارت و گاهی محو می شود.
- گاهی جرم آلوده ای در پای بوته گلی قرار می گیرد و کم‌کم جذب و به طاهر تبدیل می‌شود و به صورت گل معطری در می‌آید.
همان جرم آلوده‌ای که شامه رهگذری را می‌آزرد آنگاه که به گل معطری تبدیل شود عابر منزجر را وادار به استشمام می‌کند.
خدای سبحان آلودگیها را از دو راه محو و تبدیل برطرف می‌کند؛ درباره محو می‌فرماید: "کارهای خیر، بدیها را از بین می برد" (هود – 114)

و درباره تبدیل می فرماید: "خداوند، بدیهای انسانی را که در مسیر مستقیم حرکت می‌کند، به خوبی تبدیل می‌کند" (فرقان – 70).
بنابراین، گاهی پاکها آلوده، وگاهی آلوده‌ها پاک می‌شوند. اگر آلوده‌ها پاک شوند، به طبیعت اولی خود بر می‌گردند.

* مراتب دوام طهارت
نکته مهم آن است که روا نیست نیت شخص طاهر از طهارت، رسیدن به روزی فراوان باشد، چون او طهارت جان را وسیله‌ی رفاه تن قرار می‌دهد.
به عبارت دیگر اگر کسی سعی کند، گناه نکند و جانش را از آلودگی برهاند به این منظور که روزی مادی او زیاد بشود، او هدف والایی را وسیله چیزی پست قرار داده و درست مانند این است که به حکیم فرزانه‌ای دستور دهند اتاقی را رفت و روب کند.

پس انسان باید بکوشد این طهارت را وسیله رزق مادی قرار ندهد.
نماز استسقاء نیز، همین گونه است: کسانی که گرفتار خشکسالی هستند، اگر نماز باران بخوانند، دعایشان مستجاب می‌شود ولی آنان نباید نماز را برای باران بخوانند.
گرچه چنین نمازی باطل نیست و هدفشان هم برآورده می‌شود؛ ولی این، مرحله‌ی پایین اخلاق است.

نماز استسقاء را معصومین(ع) نیز می‌خواندند؛ اما فرقی هست بین این که انسان، نماز بخواند برای اینکه باران بیاید و اینکه نماز می‌خواند و می‌داند که خدا به وعده‌اش وفا می‌کند؛ ولی او به این قصد نماز نمی‌خواند و چو گدایان به شرط مزد عبادت نمی‌کند. گرچه می‌داند که خدا پاسخ نمازگزاران را با بارش باران می‌دهد که در این صورت، آنان خدا را شکر می‌کنند و اگر باران نداد، شکر آمیخته با صبر دارند که این مرحله برای افراد عادی آسان نیست؛ اما برای سالکان کوی حق، یعنی کسانی که راه را مدتی طی کرده‌اند، آسان است.

مرحله‌ی بالاتر آن است که نه تنها انسان، نماز استسقاء یا دوام طهارت را وسیله‌ی رزق مادی قرار ندهد بلکه وسیله بودن آن را نیز از یاد ببرد. چنین شخصی اصلا غافل از آن است که این نماز برای ریزش باران است.

* طهارت روح
ذات اقدس پروردگار در قرآن کریم، هدف بسیاری از احکام را تحصیل طهارت روح می داند؛ منظور از طهارت، بهداشت بدنی نیست؛ گرچه رعایت احکام، آن را هم به همراه دارد.
خدای سبحان در قرآن، پس از ذکر احکام وضو، غسل و تیمم می‌فرماید: خدا می‌خواهد شما را تطهیر کند. 

در همین آیه در کنار وضو و غسل تیمم را هم مطرح می‌کند که اگر آب برای وضو یا غسل نیافتید خدا به شما امر می‌کند که صورتها و دستها را به خاک بمالید تا پاک شوید.
معلوم می‌شود که منظور، طهارت بدنی محض نیست. 

انسانی که دست خاک آلود به صورت می‌کشد، از گرد و غبار ظاهری پاک نمی‌شود بلکه از رذایل اخلاقی چون تکبر و منیت پاک می‌شود. چنانکه در حال سجده، که انسان پیشانی را بر خاک می‌نهد، از منیت و تکبر، طاهر می‌شود.

البته شایسته است نمازگزار، ذکر سجود را طولانی تر از ذکر رکوع کند. و نیز شایسته است وقتی نعمتی به انسان می‌رسد یا مصیبت و بلایی از او دور می‌شود یا خبر خوبی را می‌شنود سجده شکر کند؛ اما درباره رکوع چنین دستوری داده نشده؛ زیرا عظمت سجده، بیش از عظمت رکوع است.





(برگرفته از مباحث اخلاقی آیت الله جوادی آملی)