نسخه چاپی


دیدار خانه كعبه



اینجا سراى كیست بدین فرّ و عزّ و شأن *** خَم در برابرش، همه پشت جهانیان
 











اینجا سراى كیست بدین فرّ و عزّ و شأن *** خَم در برابرش، همه پشت جهانیان

اینجا سراى كیست چنین آسمان شكوه *** كاندر زمین، شكوه فروشد بر آسمان

اینجا سراى كیست بدین حشمت و وقار *** سرها به پیش او خَم و لبها درود خوان

اینجا سراى كیست كه نازان بود بچرخ *** وز قدر و جاه، خیره بدو چشم كهكشان

اینجا سراى كیست كه در غیبت و حضور *** قدهاى چون خدنگ، به سویش بود كمان

اینجا سراى كیست كه گرد حریم وى *** چندین رواق سر به فلك سوده چون جنان

خامش ستاده بر سرپا با هزار ناز *** دستانسراى راز الهى به صد زبان

گویاى سر وحدت و شایان نام حق *** از اولین زمانه الى آخر الزمان

از فصل بى نیازى دادار، نكته گوى *** وز باب كردگارى خلاق، ترجمان

از لطف بى نیاز، اشارت گر امین *** وز قهر كردگار بشارت ده امان

دارد سخن ز دوره پیغمبر خلیل *** تا عصر بت پرستى اعراب دیوسان

بس دلنشین سخن ز تصاریف روزگار *** بس ناروا خبر ز تواریخ باستان

از عهد بت گرایى و بتخانه پرورى *** تا انتصار «احمد مختار» در جهان

از حسبحال مردم حق جوى حق پرست *** وز روزگار مردم بد عهد بد گمان

دارد به لوح سینه ز چندین هزار سال *** از خلق بیشمار، بسى طرفه داستان

چون نقطه اى ست ثابت و خلقش زهر كنار *** بگرفته در طواف، چو پرگار، در میان

با شكل چار گوشه نماید سیاه پوش *** وانگه سپید جامه بسى گرد او عیان

مانا كه اوست شمع تجلاى ایزدى *** گردش خلایقند چو پروانه پر زنان

خوش فر و خوش نهاد و خوشایند و خوشنماى *** دلجوى و دلنواز و دلفروز و دلستان

بس روشن از تجلى او «مسجدالحرام» *** و احرام بستگان همه زى ساحتش روان

بر بسته چشم از وطن و رخت از دیار *** بر كنده دل ز خانه و خاطر ز خانمان

لبیك گوى از همه اطراف رهسپر *** مرد و زن از سپید و سیه، خُرد تا كلان

آیند دسته دسته ز اقطار دور دست *** بهر طواف او همه در ذكر، هم بیان

بر دوش سعیشان همه گر بارِ پر كاه *** در پاى شوقشان همه گر خارِ پرنیان

بس كاروانیان همه تسبیح گوى حق *** در یك ردیف، همره سالار كاروان

گردند گرد او گنه آلود و مستعین *** جویند رحمت از در خلاق مستعان

جانها قرین رحمت و دلها رهین شوق *** محو جلال وى همه از پیر تا جوان

بر چار ركن وى همه ناظر به چشم دل *** بر هفت دور وى همه شائق به امتنان

یكجا دَروست «حجر سماعیل» جلوه گر *** سویى دگر مقام «ابراهیم» سایبان

این در نماز، خارج محدوده طواف *** و آن در طواف، داخل محصوره مكان

بفكن نظر بر آن «حجرالأسود» شریف *** بنگر سپس به جانب «زرینه ناودان»

كاین هر دوراست بس اثر اندر صفاى روح *** آنگه كه در حرم، همه صافى شود روان

بنگر به «مستجار» كه از زادن «على» *** فرخنده آیتى ست به اعجاز، توأمان

بنگر بدان «حطیم» كه دیوار منحنى ست *** از مرمر سپید و بر او آیت قرآن

دركش سه چار جرعه از آن آب خوشگوار *** كآید ز چاه «زمزم» و بخشد بتن توان

* * *

این كعبه مراد، تو پرسى سراى كیست؟ *** كاندر طواف اوست بسى خیرها نهان

اینجا سراى خالق كون و مكان خداست *** خلاق بنده پرور و دادار لا مكان

خورشید و ماه را نبود بخت آن كه رخت *** اینجا كشند و سر بنهند اندر آستان

اینجاست آن حرم كه برافروختش خلیل *** وز احترام حق، ز خلل ماند بر كران

آن كعبه ستوده كه سنگ بناى وى *** بنهاد «پور آزر» و بفراشت طاق آن

اینجاست آن سرا كه بفرمان ایزدى *** شد ساخته بنام خداوند انس و جان

اینجاست آن سرا كه درو زاده شد «على» *** آن خانه زاد ایزد و آزاده قهرمان

هر چند بى گمان همه جا خانه خداست *** وز بهر ذات وى نبود بیت و آشیان

لیكن بنام اوست خود این كعبه نامور *** تا سنت عبادت وى را بود نشان

تا زر اعتقاد كسان را به انقیاد *** در بوته فریضه حج سازد امتحان

تا بنگرد قیام خلایق به بندگى *** آنجا كه بندگى به تعب یابد اقتران

احرام چیست؟ معرفت حرمت وجود *** محرم كسى كه در حرم روح، پاسبان

سعى صفا و مروه تكاپوى آدمیست *** اندر پى صفا و مروت، به هفت خوان

وانگه روال هروله، اظهار شوق دل *** در راه طاعتى ست به اخلاص، همعنان

دانى وقوف چیست در آن موقف جلیل *** واقف شدن به جلوه اسرار كن فكان

پرتاب سنگریزه بر آن تخته سنگها *** طرد هواى نفس بود از در هوان!

ذبح ذبیحه چیست جز ایثار خون گرم *** در مقدم مشیّت برتر خدایگان

حج امتحان داور یكتا بود ز خلق *** كآمد به شرع انور ما واجب، ار توان

اینجا حضور سر بهم آورده شاخه ها *** پیوند انس را به ثمر مى كند ضمان

ماییم اینك آمده از راه انقیاد *** بهر اداى حج تمتع، به پاى جان

لبیك گوى دعوت حقیم و شادخوار *** كز بهر ما، ز لطف و كرم گسترید خوان

هر چند اوست در همه جا میزبان ما *** اینجا شدیم در حرمش خاصه میهمان

داریم امید آن كه شود حج ما قبول *** در پیش ذوالجلال به اقبال جاودان

این است آن قصیده غرا كه اهل دل *** خواهند از «ادیب» به عنوان ارمغان



مطالب مرتبطالگوی تمام عیار حج گذار
مذهب شیعه چرا مذهب جعفری نامیده شد؟
حجّ در كلام ناصر خسرو
برچسب هافروع دین, حج, مکه, ادیب برومند
نسخه چاپیارسال به دوستان

نظر شما:



مطالب پیشنهادی
در مورد حج در مورد حج
هر کس که وارد خانه خدا می‌شود وارد حرم الهی شده است
حج انفسی حج انفسی
تمام اعمال انسان، غیر از پوسته ظاهری، دارای عمق و باطن اند
سیر تاریخى حج در قرآن سیر تاریخى حج در قرآن
از نظر آیات مبارك قرآن، كعبه خانه اى كهن و منسوب به حضرت ابراهیم است
حج اکبر، کدام است؟ حج اکبر، کدام است؟
در بین محدثان و مفسران در اینکه حج اکبر کدام است؟ اختلاف نظر وجود دارد
دیدار خانه كعبه دیدار خانه كعبه
اینجا سراى كیست بدین فرّ و عزّ و شأن *** خَم در برابرش، همه پشت جهانیان
حج و ابراهیم(علیه السلام) در قرآن حج و ابراهیم(علیه السلام) در قرآن
كعبه و فلسفه برخى از اعمال حج، با حضرت ابراهیم(علیه السلام) گره خورده
حجّ پاک حجّ پاک
یکی از قوانین و اصول حاکم بر هستی، قانون و اصل پاکی و پاک کنندگی است
كعبه مركز برادرى و مساوات كعبه مركز برادرى و مساوات
خداوند متعال كعبه و مسجدالحرام را نمونه بارز مساوات مى داند

• حج
آموزش
احکام
آشنایی با اماکن
• عترت
اهل بیت علیهم السلام
خاندان معصومین
زیارتنامه ها
احادیث و روایات
غدیر
• تاریخ
تاریخ اسلام
تاریخ ایران
انقلاب اسلامی
دفاع مقدس
بیداری اسلامی
• سبک زندگی
حجاب و عفاف
خانه و خانواده
خلاقیت و نوآوری
زندگی شهری
کودک و نوجوان
طب طبیعی
• چند رسانه ای
آوا و نما
عکس
نرم افزار
• هنر دینی
شعر آیینی
حکایات و لطایف
دلنوشته ها
داستانک
 • حج در معارف و کلام
وحی
معصومین ( علیهم السلام )
بزرگان
• اخلاق
اخلاق عملی
اخلاق نظری
• کتابخانه
حج
عترت ( علیهم السلام )
معارف
• سایر
دین شناسی
شخصیت شناسی
پیوندها
کلیه حقوق متعلق مادی و معنوی متعلق به امور حج و زیارت سازمان صدا و سیما می باشد
امور حج و زیارت صدا و سیما