نسخه چاپی


«این چندمین شب است که من با تو نیستم»

«این چندمین شب است که من با تو نیستم»
این چندمین شب است که در گریه زیستم
 
امشب دوباره خاطره ات جان گرفته است
من لحظه لحظه پای نبودت گریستم
 
این روز اول است کنارت نشسته ام
من بی قرار عطر بهشتی کیستم ؟

روز خوش شروع من و تو ... بهار ما
تو نُه ... و من که حول و حوالی بیستم
 
این سال چندم است همان سالهای درد
چشم انتظار هستی و من خانه نیستم
 
این روز آخر است که در هاله ای کبود
باید به پای زخم تن تو بایستم
 
***
حالا تو رفته ای و بر این خاک گمشده
این چندمین شب است که با گریه زیستم
 
***
من می روم بهانه گرفته است دخترت
دیگر اجازه نیست کنارت بایستم
علیرضا لک



برچسب هاشعر آئینی, حضرت زهرا, مرثیه, علیرضا لک, شب, نیستم
نسخه چاپیارسال به دوستان

نظر شما:




• حج
آموزش
احکام
آشنایی با اماکن
• عترت
اهل بیت علیهم السلام
خاندان معصومین
زیارتنامه ها
احادیث و روایات
غدیر
• تاریخ
تاریخ اسلام
تاریخ ایران
انقلاب اسلامی
دفاع مقدس
بیداری اسلامی
• سبک زندگی
حجاب و عفاف
خانه و خانواده
خلاقیت و نوآوری
زندگی شهری
کودک و نوجوان
طب طبیعی
• چند رسانه ای
آوا و نما
عکس
نرم افزار
• هنر دینی
شعر آیینی
حکایات و لطایف
دلنوشته ها
داستانک
 • حج در معارف و کلام
وحی
معصومین ( علیهم السلام )
بزرگان
• اخلاق
اخلاق عملی
اخلاق نظری
• کتابخانه
حج
عترت ( علیهم السلام )
معارف
• سایر
دین شناسی
شخصیت شناسی
پیوندها
کلیه حقوق متعلق مادی و معنوی متعلق به امور حج و زیارت سازمان صدا و سیما می باشد
امور حج و زیارت صدا و سیما