شبکه تلویزیونی اینترنتی لبیک |خانه|--|درباره ما|--|ارتباط با ما|


چهار شنبه 4 اسفند 1395  


  نسخه چاپی


پیوند با قرآن در سفر حج



قرآن مجید، در رأس تمام برنامه های الهی است،
 

قرآن مجید، در رأس تمام برنامه های الهی است، بدون فهم قرآن و عمل به این كتاب عظیم آسمانی كسی به جایی نمی رسد.

در این سفر سودمند كه برای تصفیه روح و تزكیه نفس قرار داده شده، توصیه زیادی از طرف اولیای الهی وارد شده كه قرآن بخوانید و بفهمید و به دستورهای سعادت بخشی كه در این كتاب است عمل كنید، اصولاً هدف از نزول قرآن فهم آن و عمل به واقعیت های آن است.

در صورت فهم قرآن و عمل به این كتاب خیر دنیا و آخرت انسان تأمین می شود.

قرآن مجید، ضامن سعادت انسان در همه جوانب حیات است، در صورتی كه مردم مسلمان با كمك عقل و اندیشه به فهم آن موفق شوند و با كمال شوق در اجرای برنامه های آن بكوشند و به خصوص در این مسیر با عظمت حیات از گناه و عصیان بپرهیزند كه گناه، تیرگی می آورد و تیرگی، مانع فهم قرآن و علت واقعی بی توفیقی انسان در عمل به كتاب خداست.

هیچ برنامه ای در قرآن نیست، مگر این كه عمل به آن دارای نفع دنیوی و اخرویست و نیز برنامه ای در این كتاب نیست مگر این كه ضامن حقوق طبیعی و معنوی انسان در دو قلمرو فرد و اجتماع است.

مطالعه در تاریخ صدر اسلام نشان می دهد كه زمان عمل به برنامه های الهی، زمان نور، زمان پیروزی، زمان فتح و غلبه، زمان معنویت، زمان فضیلت و برتری و پرچمداری اهل قرآن بر سایر ملت ها و امت ها بود.

از زمانی كه امت اسلامی از قرآن روی تافتند و عمل به این كتاب عظیم را كنار گذاشتند، دوران ظلمت و ذلت و اسارت و بیچارگی آنان شروع شد.

شاید گروهی برای درك روزگار عزت و ذلت مسلمانان به خود زحمت مطالعه در تاریخ حیات مسلمانان را ندهند، باید از آنان خواست تا چهره فعلی زندگی ملت اسلام را بنگرند و به این واقعیت توجه كنند كه ملت اسلام امروز دومین جمعیت روی كره زمین اند و از نظر قوای انسانی ملت كوچكی نیستند و از نظر مواد اولیه چون نفت و طلا و سایر معادن غنی ترین ملت عالمند. از نظر مبانی تربیتی و حقوقی نیز به خاطر داشتن قرآن و فقه غنی، در رأس تمام ملل جهان قرار دارند، ولی با این همه دارایی، با مشكلات گوناگونی دست به گریبانند و از همه جوانب زندگی آنان فقر می بارد. اختلاف بین آنان بیداد می كند و همه طوایف مسلمانان زیر بار زنجیر سنگین استعمارگران دست و پا می زنند و در تمام شؤون زندگی دست نیاز و گدایی به طرف بیگانگان دراز كرده اند.

اما در صدر اسلام، آن لحظه پرشكوهی كه اولین آیه قرآن مجید در حریم مقدس كعبه در كنار غار حرا بر پیامبر  (صلّی الله علیه وآله) نازل شد، مردم در تمام زوایای زندگی دچار فساد و گرفتار شیطنت بودند.

انحراف در تصور مسئله حیات، سستی عقیده و ایمان، كژی خلق، بی نظمی در شؤون زندگی، فسق در عمل، آلودگی در مسائل نفسی، گسیختگی نظام اجتماعی و خانوادگی، گریبانگیر مردم زمان بود.

متلاشی بودن نظام اخلاق، ظلم و بیدادگری، قتل و غارت و تجاوز، به اسارت كشیدن انسان ها برای اشباع تمایلات حیوانی، روی گردانی از علم و دانش، دورویی و نفاق، بی عفتی و دزدی، قماربازی و شراب خواری، مسائلی بودند كه انسان با آن ها روبرو بود.

در این میان ملت عرب از هر ملتی فاسدتر و در برنامه های زندگی از همه رسواتر و روزگارشان از همه جوامع تیره تر بود.

در میان تمام مناطق عرب نشین، مردم مكه از همه فاسدتر و در تیره بختی از همه بیچاره تر بودند.

ولی قرآن مجید به تدریج تمام این مفاسد را معالجه كرد و از مردم تیره بخت زمان نزول وحی، مردمی سعادتمند، عالم، بزرگوار و در یك كلمه شجره طیبه ساخت. مردم تیره روزگار غفلت زده جاهل، با روی آوردن به قرآن و عمل به این كتاب به جایی رسیدند كه بزرگ ترین قدرت را در جهان آن روز تشكیل دادند و در تمام جهان ندای علم و فضیلت سر دادند و نور علم و فضیلت را در بستر حیات تاباندند و این همه از منافع آن ندای آسمانی بود.

ندای آسمانی، آری ندای آسمانی یعنی وحی و مقررات خداوندی كه به تمام زوایای حیات نظر داشت و در پرتو فراگیری و عمل به آن، انسان ها به سعادت و رشد، كمال و خوشبختی، و مجد و عظمت می رسیدند، تا اعماق وجود مردم صدر اسلام اثر كرد و از آنان ملتی رشید و بیدار ساخت.

این ندا از شهر مكه طنین انداز شد، امین وحی از طرف خداوند مهربان، بزرگ سفیر حق را مأموریت داد تا به وسیله قرآن بدون وقفه برای نجات بشریت از چنگال شیطان و شیطان صفتان و انواع معبودهای باطل و طاغوت ها قیام كند.

آری، مكه مهبط وحی و نور و فضیلت و سیادت است و مكه با قبول نزول قرآن و با مناسكی كه دارد، جلوه گاه هدایت برای عالمیان است.

حج برای تزكیه نفس، نورانی شدن قلب و زدوده شدن زنگار از روح و جان است و اگر آلوده ای به مكه برود و پاك برنگردد، حج نرفته است.

در حریم حرم كعبه از رهبر عالیقدر اسلام دعوت شد تا با كمك قرآن مجید در تمام جبهه های حیات انقلاب ایجاد كند، انقلابی كه انسان را به تمام اهداف الهی برساند.

مردم در زمان حیات پیامبر  (صلّی الله علیه وآله) از بركت قرآن مجید دارای اعتقادی راسخ به حقایق، اراده ای استوار، عزمی آهنین، اندیشه ای تابناك، اعمالی شایسته، اتحادی بی سابقه، قدرتی فوق قدرت ها، دانشی آمیخته با تربیت الهی، بینشی به وسعت وجود انسان و جهان، عقلی رشید، روشی استوار، طرحی جامع، برنامه هایی عالی در تمام شؤون زندگی شدند و تمام این سرمایه های كلان و سودبخش را از گنجی چون قرآن بدست آوردند ; امروز هم همان قرآن در بین مسلمانان است و هزاران منبع مادی در دست اینان است، پس چرا این گونه ذلیل بیگانگان هستند ؟ آیا عامل این ذلت دوری از قرآن نیست ؟

عظمت حج و ثواب آن

حج سیر و حركتی است كه اگر انسان آن را به درستی به جا آورد، او را از آلودگی باطن و خطای ظاهر پاك می كند.

آری، انسان به هنگام ادای مناسك این سفر معنوی، از غفلت گذشته خود پشیمان می شود و به دیده دل آینده روشنی را برای خویشتن می بیند.

با انجام این چنین حج، انسان حاضر نخواهد شد روی از حق برگرداند و از حركت در راه الهی باز ایستد، عنایت و لطف و رحمت حق به چنین زائری حتمی است.

امام عارفان در آخرین ساعات عمر شریف خود چنین وصیت می كند :

خدا را خدا را بر شما باد به مسئله حج، تا زنده اید خانه حق را خالی نگذارید كه اگر خلوت بگذارید، با عذاب حق روبرو می شوید و از عنایت خداوند محروم گشته شخصیت شما متلاشی خواهد شد(2).

ابان بن عثمان از مردی چنین نقل می كند:

به امام باقر  (علیه السلام) عرضه داشتم : چرا حج را «حج» می گویند ؟

فرمود : فلان كس حج گزارد یعنی رستگار شد(3).

آری، كسی كه از نظر ظاهر به زیارت خانه و از نظر باطن به زیارت صاحب خانه مشرف شود، به رستگاری رسیده است. كدام برنامه برای انسان در تمام طول زندگیش والاتر از این كه پروردگار بزرگ عالم اجازه ورود به حریم قدسش را به او بدهد، دلش را مهبط انوار خود كند و قلبش را هم چون آیینه صفا و جلا بدهد، در حدی كه از ژرفای دل او چشمه عشق بجوشد و انسان، این ذره بی مقدار، در مدار بی نهایت در بی نهایت موفق به طواف گردد و دست گدایی به دامن غنای او زند.

پیامبر بزرگ اسلام  (صلّی الله علیه وآله) فرمود :

كسی كه بمیرد و قدرت بر حج داشته، ولی بجای نیاورده به مرگ یهودی یا نصرانی مرده است.(4)

امام صادق  (علیه السلام) فرمود :

آن كس كه به خاطر فلاكت، یا نداشتن قدرت جسمانی، یا مانع شدن ستمگر، نتوانست حج كند معذور و در غیر این صورت به هنگام مرگ، یهودی یا نصرانی از دنیا خواهد رفت(5).

شیخ طوسی در كتاب باعظمت « تهذیب » در حدیث صحیحی از امام صادق  (علیه السلام) چنین روایت كرده است:

شخصی به دیدن رسول خدا  (صلّی الله علیه وآله) آمد و گفت : من برای انجام حج حركت كردم اما به مقصد نرسیدم و از این بهره بزرگ محروم شدم، اكنون ثروت هنگفتی در اختیار من است، مال خود را در چه برنامه ای خرج كنم تا تلافی حج شود و سودی همانند ثواب حج ببرم ؟

رسول اسلام  (صلّی الله علیه وآله) به او نگاهی كرد و فرمود : به كوه ابوقبیس بنگر، اگر این كوه برایت طلای احمر شود و آن را در راه خدا خرج كنی به ثواب یك حاجی نخواهی رسید. حاجی به هنگام تدارك سفر هرچه از جای بردارد و آنچه بر زمین بگذارد، برای او ده حسنه نوشته می شود و ده گناه بخشیده می گردد و ده درجه به او می رسد و همین كه سوار مركب گردد، به هر گامی كه برمی دارد خداوند برایش به مثل آنچه گفتم می نویسد.

همین كه طواف خانه حق كند از گناه خارج می گردد و چون سعی صفا و مروه نماید، از معاصی پاك شود و به هنگام وقوف به عرفات از ذنوب خود خارج گردد و به خاطر رمی جمرات بی گناه می شود.

در هر صورت رسول عزیز اسلام  (صلّی الله علیه وآله) در فرامین خود به یك یك از برنامه های حج و موقف ها اشاره فرمود و نظیر ثواب و بهره های گفته شده را برای تمام مواقف بیان داشت، سپس به آن مرد گفت : آنچه برای یك حاجی فراهم می شود، كجا برای تو به دست خواهد آمد؟(6)

صدوق بزرگوار در « من لا یحضره الفقیه » در باب حج نقل می كند :

مسافری كه مسیر سفرش به سر حد حرم برسد، در صورتی كه فرود آید و غسل كند و نعلین خود را بدست گرفته با پای برهنه در حالت تواضع، به خاطر خدای عزوجل و عزت و جلال او داخل حرم شود، پروردگار صد هزار حسنه به او عنایت كرده و مشابهش گناه از او محو می كند و صد هزار درجه به او می دهد(7).

در اخبار حج آمده كه رسول خدا  (صلّی الله علیه وآله) فرمود :

هر مالی در مصرفش سؤال و جواب هست و برای خرج كننده مسؤولیت دارد، مگر مالی كه در راه حج و یا جهاد در راه خدا خرج شود(8).

امام صادق  (علیه السلام) بنا به نقل صدوق در « من لا یحضره الفقیه » می فرماید :

یك درهم خرج كردن در راه حج بهتر است از صد هزار درهم در راه دیگر كه آن هم حق باشد و یك درهم حق امام را به امام پرداختن بهتر است از هزار درهم در راه حج(9).

حاجی باید به این واقعیت توجه داشته باشد كه : مسلمان باید همیشه درآمدش از راه حلال باشد و هرگز اجازه ورود درهمی حرام به اموال خود ندهد و اگر خدای نكرده به هنگام آماده شدن برای سفر حج به مال خود اطمینان ندارد و حق امام، یا حق دیگران در مال اوست، مال خود را پاك كند و حقوق مردم را به آنان برگرداند ; زیرا اگر به این مسئله مهم توجه نكند، از ثواب هایی كه برای حج شمرده شده محروم خواهد شد، بلكه به هنگام لبیك گفتن در جوابش « لالبیك و لاسعدیك » خواهند گفت، چنانچه در روایت آمده است.

كسی كه با مال حرام سفر كند به هنگام لبیك به او جواب رد داده خواهد شد(10).

محدث خبیر، صدوق بزرگوار در « من لا یحضره الفقیه » از طریق صحیح از كتاب حسن بن محجوب از كتاب محمّد بن قیس روایت كرده اند كه محمّد بن قیس می گوید : شنیدم از ابوجعفر محمّد بن علی الباقر (علیهما السلام) كه در مكه این حدیث را برای مردم می فرمود :

پیامبر اسلام  (صلّی الله علیه وآله) نماز صبح را با مردم خواند، سپس با آنان به گفتگو نشست تا آفتاب طلوع كرد، مردم یك یك از مجلس برخاسته و رفتند بجز دو نفر یكی از انصار و یكی از اعراب بادیه از طایفه ثقفی.

رسول خدا  (صلّی الله علیه وآله) به آن دو نفر فرمود : می دانم شما را حاجتی است و آن پرسش از یك مسئله است، اگر بخواهید من قبل از سؤال شما به پاسخ اقدام كنم، اگر نه بپرسید تا به شما جواب بگویم.

گفتند : شما ما را خبر ده ; زیرا گفتن شما بدون پرسش ما بهتر چشم را روشنی می بخشد و از شك و تردید دورتر و ایمان ما را نسبت به آنچه باید مؤمن باشیم راسخ تر می كند.

رسول اسلام  (صلّی الله علیه وآله) از آن مرد انصاری خواست تا نوبتش را به آن مرد بیابانی بدهد و فرمود : ای برادر انصاری ! شما نوبت خود را به دوستت واگذار ; زیرا تو از قومی هستی كه دیگران را برخود مقدم داشته و ایثار می كنند.

در هر صورت آیا حاضری او حاجتش را بر تو مقدم بدارد، چون تو اهل شهری و او از بادیه ; مرد انصاری گفت : با كمال رغبت حاضرم.

رسول اكرم  (صلّی الله علیه وآله) روی به آن بیابان نشین كرد و فرمود : اما تو آمده ای از من درباره وضو و نماز بپرسی كه چه اندازه بهره دارد، جوابش را گفت و سپس به مرد انصاری فرمود : اما پرسش تو درباره حج و عمره است كه برای آن چه اندازه ثواب قرار داده شده، آگاه باش چون عزم حج كردی و توجهت به زیارت خانه حق قرار گرفت و خود را برای رفتن آماده كردی و بر مركب سوار شدی و به نام خدا آغاز سفر نمودی، به هر قدمی كه مركب از زمین بر می دارد و بر زمین می گذارد، خدای بزرگ برای تو حسنه ای نوشته و سیئه ای محو می كند و همین كه احرام بستی و لبیك گفتی، خداوند به هر لبیك ده حسنه قرار داده و ده سیئه دور می كند.

چون طواف بیت كردی برای تو نزد حق به خاطر آن، عهد و پیمانی ذخیره شده كه حضرت حق از عذاب تو حیا خواهد داشت و همین كه در مقام ابراهیم به دو ركعت نماز قیام كردی، به خاطر آن دو ركعت ثواب دو هزار ركعت نماز قبول شده به تو عنایت می شود.

و چون به سعی صفا و مروه برآمدی و هفت بار آن راه را طی كردی، برایت نزد حق اجر كسی است كه از شهر خود پیاده به حج آمده باشد و همانند كسی است كه هفتاد بنده مؤمن را از بردگی رهانده باشد.

و چون وقوف به عرفات را تا غروب انجام دادی، اگر خطایت به عدد ریگ صحرای عالج عربستان و به عدد كف دریاها باشد، خدایت می آمرزد و همین كه به منی آمدی و سنگ ریزه ها را به جمرات زدی، برای تو به خاطر هر ریگ ده حسنه نوشته می شود و این ثواب برای تو در بقیه عمرت همواره ثبت می گردد.

و چون سر تراشیدی برای تو به عدد هر مویی كه جدا شود، حسنه ای نوشته و این ثواب در آینده عمر نیز برایت محفوظ خواهد بود.

و چون قربانی كردی، یا به نحر شتر برخاستی به عدد هر قطره خونی كه از او به زمین می رسد برایت حسنه ای ثبت می شود و مشابه آن هم برای آینده عمرت هست.

و همین كه از منی بازگشتی و طواف بیت را به جا آورده و در مقام ابراهیم نماز خواندی، ملكی به پشت شانه ات زده می گوید : اما از گذشته عمرت هر چه بود آمرزیده شد، پس عمل خود را از سر گیر اكنون تا صد و بیست روز(11).

آری، خداوند عزیز برای مهمانش اینگونه تدارك دیده و این از آقایی صاحب بیت است و این ثواب ها برای عموم مردم است، اما آنان كه اهل معرفت هستند و عاشقوار به دیار معشوق آمده اند برای آنان ثواب لقای حق است و كسی از عهده بیان یا شمارش اینگونه ثواب بر نمی آید.

عاشق، حركتش و سفرش و حالش و دید باطنش و اعمال و مناسكش با همه فرق می كند.

عارف فرزانه فقیه، عماد كرمانی می گوید :

هر كه بر لوح بصر نقش خیال تو كند *** هوس عمر به امید وصال تو كند

چشم بی خواب مرا كی دهد این دولت دست *** كه شبی دست در آغوش خیال تو كند

ظاهر آن است كه از دست بلا جان نبرد *** مرغ دل گر هوس دانه خال تو كند

طوطی روح من آن دم كه بود طالب قوت *** گذری برشكرستان مقال تو كند

طایر قدسی جانم چو شود تشنه وصل *** میل خاك در چون آب زلال تو كند

آه كز دست رقیبان تو می ترسد دل *** گر نسیم سحری پرسش حال تو كند

گر گذاری بسر تربتم آری روزی *** دیده در خاك تماشای جمال تو كند

هر نفس گر ندهد خاك درت بوسه عماد *** سبب آنست كه فكری زملال تو كند

* * *

علت تفاوت ثواب حج

این كه روایات ثواب حج در عین صحیح بودن با هم تفاوت دارند، با این كه مردم از نظر مناسك وحدت عمل دارند، به خاطر این است كه اشخاص از نظر حال و معرفت و كیفیت عمل با هم متفاوتند.

صاحب «آفاق الكعبه» ـ كه از مشایخ روایت این حقیر است و دارای هفتاد جلد كتاب علمی است ـ در حل تفاوت اخبار ثواب حج می فرماید :

تفاوت ثواب حج به اعتبار تفاوت معرفت اشخاص، تفاوت نیات و اعتقادات، تفاوت قوه دریافت افراد، تفاوت در ادب و خضوع، تفاوت در اخذ به آداب و هشیاری در برابر مقامات، تفاوت در فهم و دستگاه فهم، تفاوت در دستگاه گیرنده و دهنده اشخاص، تفاوت در عمق اثر حج در بنیه فكر اشخاص، تفاوت در وسعت زاویه نشر آثار متخذه دریافت شده در دیگران، تفاوت جهات دیگر و دیگر است. علی هذا، ثواب حج در احادیث به تفاوت آمده، فاصله دو سر حد آن از هر قدمی « ده حسنه » تا « صد حسنه » تفاوتی است كه همه صدق و صحیح است.

در حج درجات پایین تر و پایین تر تا آخرین نقطه حد هم هست كه ثوابی نمی دهند، فقط خداوند به بركت این كه در سپاه امن وارد وادی امن شده، تنها اهل و عیال او را از حادثه نگه می دارد تا برگردد، چنین زائری آن كس است كه حج او قبول نشده باشد.



برچسب هادین شناسی, فروع دین, حج, حج در كلام معصومین
نسخه چاپیارسال به دوستان

نظر شما:



مطالب پیشنهادی
فضایل چهارگانه حج در احادیث فضایل چهارگانه حج در احادیث
استطاعت و امکانات در انجام این فریضه الهی مسامحه می کنند
فضیلت بی بدیل حج فضیلت بی بدیل حج
رهسپاران حج و عمره، باریابندگان به پیشگاه با عظمت خداوند هستند
حج یا معراج ملكوتی حج یا معراج ملكوتی
چون با دیده بصیرت به حج بنگری،آن را معراجی ملكوتی خواهی یافت
دورنمایی از حقیقت عبادات دورنمایی از حقیقت عبادات
قوای روحانی و ملكوتی در حدی كه انسان را به عالی ترین مدارج كمال برساند،
نیت صادق نیت صادق
این كه هر عبادتی از عبادات باید به نیت صادقه باشد
آرایش و پوشش كعبه آرایش و پوشش كعبه
آدم علیه السّلام كسى بود كه كعبه را ساخت و بنیان آن را نهاد
حج در كلام امام علی (ع) حج در كلام امام علی (ع)
حج ، ظهور جلوه یار و تابش بارقه ملکوت است
پیوند با قرآن در سفر حج پیوند با قرآن در سفر حج
قرآن مجید، در رأس تمام برنامه های الهی است،
امام رضا علیه السلام  در كلام میهمانی خدا امام رضا علیه السلام در كلام میهمانی خدا
کسانی که حج و عمره می روند میهمان خدایند و حق است
یاد حق یاد حق
این كه اسباب مشغله قلبی در این سفر برای خود فراهم نكند،

• حج
آموزش
احکام
آشنایی با اماکن
• عترت
اهل بیت علیهم السلام
خاندان معصومین
زیارتنامه ها
احادیث و روایات
غدیر
• تاریخ
تاریخ اسلام
تاریخ ایران
انقلاب اسلامی
دفاع مقدس
بیداری اسلامی
• سبک زندگی
حجاب و عفاف
خانه و خانواده
خلاقیت و نوآوری
زندگی شهری
کودک و نوجوان
طب طبیعی
• چند رسانه ای
آوا و نما
عکس
نرم افزار
• هنر دینی
شعر آیینی
حکایات و لطایف
دلنوشته ها
داستانک
 • حج در معارف و کلام
وحی
معصومین ( علیهم السلام )
بزرگان
• اخلاق
اخلاق عملی
اخلاق نظری
• کتابخانه
حج
عترت ( علیهم السلام )
معارف
• سایر
دین شناسی
شخصیت شناسی
پیوندها
کلیه حقوق متعلق مادی و معنوی متعلق به امور حج و زیارت سازمان صدا و سیما می باشد
امور حج و زیارت صدا و سیما