شبکه تلویزیونی اینترنتی لبیک |خانه|--|درباره ما|--|ارتباط با ما|


دوشنبه 30 مرداد 1396  


  نسخه چاپی


چگونگی حرکت در طریق بندگی



عبد در تمام هستى و کمالات، خویش را مدیون مولاى خود می داند.
 

عبادت را اهل لغت به معناى غایت خضوع و تذلّل دانسته‏اند و گفته‏اند چون عبادت اعلى مراتب خضوع است پس لایق نیست، مگر براى کسی که اعلى مراتب وجود و کمال و اعظم مراتب نعم و احسان را دارد و از این جهت عبادت غیر حق شرک است.[1]

 

عبادت را سه مرتبه است: بعضى خدا را عبادت کنند به امید ثواب آخرت و خوف از عقاب؛[2] که عامه مؤمنانند. و بعضى خدا را عبادت کنند که شرف عبودیّت یابند و خدا آنها را بنده خود خواند. و بعضى خدا را عبادت کنند از جهت هیبت و جلال او و محبت بدو که مرتبت اعلاى عبودیّت است.[3]

 

به فرموده امام صادق ‏(ع): کلمه عبد از سه حرف "ع - ب - د" تشکیل شده است. "عین" کنایه از علم و یقین بنده نسبت به خداوند متعال است و "با" اشاره‏اى به بینونت و جدایى و دورى او از غیر حق تعالى است. و حرف "دال" دلالتى است بر دنُّو و نزدیکى و تقرب بنده به پروردگار بزرگ، بدون هیچ حجاب و واسطه.[4]

 

عبد در تمام هستى و کمالات، خویش را مدیون مولاى خود می داند. از این رو تسلیم اوست و همین نادیده گرفتن خود و هوا و هوس خویش، او را به رنگ کمالات مولا درمى‏آورد. تا آن جا که به فرموده رسول مکرم اسلام (ص): بنده حقیقى حضرت پروردگار کسى است که اطاعت و فرمانبردارى خدا شیرینى او و محبت خدا لذتش باشد. حاجت به خداى خود برد و حکایت خویش به او گوید و توکل و اعتماد خود بر او بندد.[5]

بندگى چیست؟

امام صادق (ع) می فرماید: حقیقت عبودیت و بندگى سه چیز است: اوّل این که بنده در آنچه خدا بر او منّت گذاشته و بخشیده است براى خود مالکیّت نبیند، بدان جهت که بندگان را ملکى نیست، مال را مال خدا مى‏دانند، و آن را در جایى که خدا فرموده است قرار مى‏دهند.. دوم: این که بنده خدا براى خودش مصلحت اندیشى و تدبیر نکند. سوم: این که تمام مشغولیاتش منحصر شود به آنچه که خداوند او را بدان امر نموده، یا از آن نهى فرموده است. بنابراین، اگر بنده خدا براى خودش ملکیتى را در آنچه که خدا به او سپرده است نبیند، انفاق نمودن بر او آسان مى‏شود. و چون بنده خدا تدبیر امور خود را به مدبرش بسپارد، مصائب و مشکلات دنیا بر وى آسان مى‏گردد. و زمانى که به آنچه خداوند به وى امر کرده و نهى نموده است اشتغال ورزد، دیگر فراغتى نمى‏یابد تا مجال و فرصت خودنمایى و فخر نمودن بر مردم پیدا نماید.

 

از این رو چون خداوند بنده خود را به این سه چیز گرامى بدارد، زندگى در دنیا و نحوه برخورد با ابلیس و خلایق بر وى سهل و آسان مى‏گردد. به انگیزه زیاده اندوزى و فخر و مباهات با مردم به دنبال دنیا نمى‏رود و آنچه را که از جاه و جلال و منصب و مال در دست مردم مى‏نگرد، آنها را براى عزت و علّو درجه خویشتن طلب نمى‏نماید و روزهاى خود را به بطالت و بیهودگى نمى‏گذراند.[6]

 

بندگى، مفتاح ولایت است[7] و نام بنده، بهترین اسم‏ها. از این رو پیامبر عظیم الشأن اسلام (ص)، "عبداللَّه" است در لیلة المعراج درخواست عبودیت نمود: "أضفنى إلیک بالعبودیة یا ربّ".

 

از ابو بصیر نقل شده که امام باقر (ع) فرمود: از جمله دعاهاى امیر المؤمنین (ع) این بود: اى خداى من! همین عزّت مرا بس که بنده توام، و همین افتخار مرا بس که تو پروردگار منى. اى خداى من! همان گونه که من دوست دارم تو از آن منى، پس مرا به آنچه دوست دارى موفّق بدار.[8]

 

انسان کامل، عبداللَّه است و تمام تجلیات اسمائى را دارد. فانى در حضرت إلاهیه باشد و مغلوب اسماى إلاهى.

 

چه زیبا است گفته خواجه عبداللَّه انصارى که: إلاهى اگر یکبار گویى "بنده من"، از عرش گذرد "خنده من".

 

در حدیث قدسى آمده است: اى بنده من، از من اطاعت کن تا ترا مثل (یا شبیه و نظیر) خود قرار دهم من به چیزى مى‏گویم بشو، مى‏شود. تو به چیزى مى‏گویى بشو، مى‏شود.[9] بنابر این، به فرموده امام صادق (ع): "العبودیة جوهرة کنهها الربوبیّة"؛ یعنى عبودیت و بندگى خداوند متعال یک جوهره و واقعیتى است که باطن و حقیقتش ربوبیّت است.[10] به واسطه بندگى، نفس انسانى صیقل پیدا مى‏کند و قابلیت انعکاس اشعه نوریه عالم بالا در او پدیدار مى‏گردد و هر چه پاکى و صیقل بیشتر باشد شفافیت و انعکاس آن بیشتر مى‏گردد و جلوه‏هاى حضرت حق در او زیادتر به ظهور مى‏رسد، تا جایی که خلافت بالقوه و بالاستعداد وى به مقام فعلیّت مطلقه در مى‏آید و بالفعل، خلیفة الله در تمام عالم وجود و شئون و مظاهر حیات مى‏شود. باید دانست که این الوهیّت نیست، بلکه خلافت و نمایندگى است که عین آثار الوهیّت در آن به ظهور مى‏رسد. لازم به ذکر است که خلیفة الله کار خدایی نمى‏کند، بلکه خدا به دست وى کار خود را به ظهور مى‏رساند و از دریچه نفس وى خود را متجلى مى‏گرداند و اسما و صفات خود را بروز مى‏دهد. از این رو عارف بالله آئینه تمام نماى جمال و جلال خداوند ازلى و ابدى است و در تمام مراتب معجزات انبیا و کرامات امامان و اولیاى خداوند، در حقیقت خداست که فاعل بى حد و حاکم مطلق است و نفس ولىّ خدا فانى شده است و این همان مقام "عبودیت" است. مقامى که در اثر اطاعت خداوند متعال پیدا مى‏شود.[11] سالک در این مقام خود را "اسم الله" و "علامة الله" و "فانى فى الله" ببیند و سایر موجودات را نیز چنین بیند و اگر ولىّ کامل باشد متحقق به اسم مطلق شود و براى او تحقّق به عبودیت مطلقه دست دهد و عبدالله حقیقى شود. و تواند بود که تعبیر به عبد در آیه شریفه "سبحان الذى اسرى بعبده"؛ منزه است آن کس که شبانه بنده‏اش را سیر داد".[12] براى آن باشد که عروج به معراج قرب و افق قدس و محفل انس به قدم عبودیت و فقر است و رفض غبار انیّت و خودى و استقلال مى‏باشد و شهادت به رسالت در تشهّد، بعد از شهادت به عبودیّت است؛ زیرا عبودیت مرقات رسالت است و در نماز که معراج مؤمن و مظهر معراج نبوت است، شروع شود پس از رفع حُجُب به بسم الله - که حقیقت عبودیّت است – "سبحان الّذى اسرى بِنبیّه بمرقاة العبودیة المطلقة"؛ پس منزه است آن کس که پیامبرش را با نردبان عبودیت مطلقه سیر داد و او را به قدم عبودیت به افق احدیّت جذب فرمود و از کشور ملک و ملکوت و مملکت جبروت و لاهوت رهانید و سایر بندگان را که مستظّل به ظلّ آن نور پاکند به سمه‏اى از سمات الله و مرقات تحقق به اسم الله - که باطن آن عبودیت است - به معراج قرب رساند.[13]

نقش نیّت و اخلاص در عبادت

نیّت، پیش عامّه، عزم بر اطاعت است طمعاً یا خوفاً: "یدعون ربهّم خوفاً و طمعاً"[14] و در نزد اهل معرفت، عزم بر اطاعت است هیبةً و تعظیماً: "فاعبد ربّک کانّک تراه و ان لم تکن تراه فانّه یراک" و در نزد اهل جذبه و محبّت، عزم بر اطاعت است شوقاً و حبّاً... و در نزد اولیا، عزم بر اطاعت است تبعاً و غیراً بعد از مشاهده جمال محبوب استقلالاً و ذاتاً و فناى در جناب ربوبیت ذاتاً و صفةً و فعلاً.[15] و از اشد شرایط نیت، اخلاص آن است.

 

اخلاص در عبادت عامّه، تصفیه از شرک جلّى و خفّى است از قبیل ریا و عُجب و افتخار:" الا للّه الدین الخالص"؛ هان، که دین خالص فقط از آن خداست.[16] و در عبادت خواص، تصفیه آن است از شوب طمع و خوف که در مسلک آنها شرک است. و در عبادت اصحاب قلوب، عبارت است از تصفیه از شوب انانیّت و انیّت که در مسلک اهل معرفت، شرک اعظم و کفر اکبر است:

 

مادر بت‏ها بت نفس شماست

 

زانکه آن بت مار و این بت اژدهاست.[17]

 

و در عبادت کُمّل، عبارت است از تصفیه آن از شوب رؤیت عبودیّت و عبادت، بلکه رؤیت کون؛ چنان که امام خمینی (ره) فرمود: "قلب سلیم آن است که ملاقات کند حق را و در آن احدى سواى حق نباشد".[18]

بندگى او به از سلطانى است

که اناخیر دم شیطانى است

فرق بین و برگزین تو اى حبیس

بندگى آدم از کبر بلیس

گفت آنک هست خورشید ره او

حرف طوبى هر که ذلت نفسه

ظل ذلت نفسه خوش مضجعى است

مستعد آن صفا را مهجعى است

گر از این سایه روى سوى منى

زود طاغى گردى و ره گم کنى[19]

 

--------------------------------------------------------------------------------

[1] امام خمینى، اسرار الصلوة؛ پرواز در ملکوت، ترجمه، فهرى سید احمد،ج 2، ص 190.

[2] نهج البلاغه، حکمت 237 ؛ اصول کافى، ج 2، ص 84، ح 5.

[3] دامادى، سید محمد، شرح بر مقامات اربعین، ص 125.

[4] مصباح الشریعة، باب 100.

[5] شیخ بهایى، محمد، اربعین.

[6] مجلسى، بحار الانوار، طبع حروفى، مطبعه حیدرى، ج 1، ص 224، ح ِ17.

[7] علامه‏ طباطبائى، محمد حسین، تفسیر المیزان، ج 1، ص 277.

[8] بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج ‏74، ص 402؛ الحکم الزاهرة، ترجمه انصارى، ص 488، ح 1352.

[9] شیرازى، سید حسن، کلمة الله، ص 140، شماره 154.

[10] محمدى رى شهرى، میزان الحکمة، ج 6، روایت شماره 11317.

[11] حسینى طهرانى، سید محمد حسین، انوار الملکوت، ج 1، ص 288.

[12] اسراء، 1.

[13] امام خمینى، سر الصلوة، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام، ص 89.

[14] سجده 16.

[15] امام خمینى، سر الصلوة، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام ، ص 75 و 76.

[16] زمر، 3.

[17] مولوى جلال الدین محمد، مثنوى معنوى، دفتر اول، ص 22.

[18] امام خمینى، سر الصلوة، ص 75.

[19] مولوى، مثنوى معنوی، دفتر چهارم.

 

 



برچسب هااخلاق, اخلاق کاربردی, اخلاق عملی, خودسازی, تهذیب, نفس
نسخه چاپیارسال به دوستان

نظر شما:



مطالب پیشنهادی
آداب قرض دادن و قرض گرفتن آداب قرض دادن و قرض گرفتن
برای قرض الحسنه، این سنت پسندیده، شرایطی بیان شده است که در طولانی ترین آیه از قرآن بدان اشاره شده است:
مهارت زندگی و ارتقاء امنیت اجتماعی مهارت زندگی و ارتقاء امنیت اجتماعی
محیط زندگی اجتماعی انسان درست مانند یک جنگل است؛
راه های حفظ و عوامل افشای راز راه های حفظ و عوامل افشای راز
پس هر که سرّ و نهان خویش فاش کند رأى و اندیشه را محافظت نکرده است
عوامل توکل برخدا عوامل توکل برخدا
توکل، عبارت است از اعتماد و اطمینان قلبی بنده در جمیع امور خود به خدا
راهکارهای انس با قرآن راهکارهای انس با قرآن
هر جوان با ایمانی که به تلاوت قرآن بپردازد، قرآن با گوشت و خون او آمیخته میشود
صدقه و میزان آن ؟! صدقه و میزان آن ؟!
صدقه سبب زیادی رزق و روزی، شفای بیماری ها، طولا نی شدن عمرمی شود
دعایی برای ثروتمند شدن دعایی برای ثروتمند شدن
انسان های با ایمان، در انجام هر فعالیتی که پیش رو دارند، باید به چهار اصل اساسی توجه كنند
راه های پرورش و استقلال عقل و فکر راه های پرورش و استقلال عقل و فکر
عقل شریف ترین نیرو در وجود انسان است"
ارتباط بین اخلاق و توکل ارتباط بین اخلاق و توکل
کسی که بر خدا توکل کند مغلوب نمی گردد و هر که به خدا پناه آورد ، شکست نمی خورد »
حس عبادت را در فرزندتان تقویت کنید حس عبادت را در فرزندتان تقویت کنید
تربیت فرزند بزرگ ترین وظیفه ی والدین و دارای روش ها ی دقیق است

• حج
آموزش
احکام
آشنایی با اماکن
• عترت
اهل بیت علیهم السلام
خاندان معصومین
زیارتنامه ها
احادیث و روایات
غدیر
• تاریخ
تاریخ اسلام
تاریخ ایران
انقلاب اسلامی
دفاع مقدس
بیداری اسلامی
• سبک زندگی
حجاب و عفاف
خانه و خانواده
خلاقیت و نوآوری
زندگی شهری
کودک و نوجوان
طب طبیعی
• چند رسانه ای
آوا و نما
عکس
نرم افزار
• هنر دینی
شعر آیینی
حکایات و لطایف
دلنوشته ها
داستانک
 • حج در معارف و کلام
وحی
معصومین ( علیهم السلام )
بزرگان
• اخلاق
اخلاق عملی
اخلاق نظری
• کتابخانه
حج
عترت ( علیهم السلام )
معارف
• سایر
دین شناسی
شخصیت شناسی
پیوندها
کلیه حقوق متعلق مادی و معنوی متعلق به امور حج و زیارت سازمان صدا و سیما می باشد
امور حج و زیارت صدا و سیما