نسخه چاپی


راهبرد منطقه ای جبهه سازش؛ بازیابی نظم سابق



به طور کلی دو دسته از کشورهای خواهان حفظ وضع موجود و کشورهای تجدیدنظر طلب در یک سیستم قابل بررسی اند....
 

1 - «نظم» کلیدی ترین مفهوم در عرصه سیاست بین الملل سنتی و نوین است. تمام تلاش های رسمی و غیررسمی دولت ها و حتی بازیگران فروملی و فراملی، وقتی وارد معادلات منطقه ای و بین المللی می شوند، به منظور برهم زدن ، تقویت، تثبیت و یا بازیابی یک معادله نظم صورت می گیرد. از این رو تلقی بازیگران از «نظم» بالقوه به معنای تعارضات و همگرایی ها خواهد بود.
 
2 - به طور کلی دو دسته از کشورهای خواهان حفظ وضع موجود و کشورهای تجدیدنظر طلب در یک سیستم قابل بررسی اند. نظم حاکم اما همانی است که مطلوب حافظان وضع موجود است. بی شک برهم خوردن این نظم به هر طریقی، موجب ایجاد «بی نظمی» خواهد شد و «بی نظمی» یعنی افزایش قدرت مانور کشورهای خواهان تغییر وضع موجود. این مفاهیم یعنی آشوب در سیستم و در چنین فضای ذهنی و عینی ای، کشورهای خواهان حفظ وضع موجود در پی بازیابی نظم سابق اند اما کشورهای خواهان تغییر وضع موجود درپی جهت دهی فضای آشوب به سوی نظم مطلوب خود و این ها همه یعنی تقابل دو تلقی از «نظم» که هریک براساس یک جهان بینی و فهم متفاوت از منافع (مادی و معنوی) است.
 
3 - نظم منطقه ای خاورمیانه قبل از بیداری اسلامی، از اساس نظمی آمریکایی بود. اگر بپذیریم که دو گروه کشورهایی که در فوق آمد در منطقه در قالب دو جبهه سازش و مقاومت عینیت می یابند، باید گفت که کفه ی نظم به سمت جبهه سازش می چربید، اگرچه جنگ 33 روزه لبنان و 22 روزه غزه این نظم را تا حدی برهم زده بود. اما بیداری اسلامی معادلات را برهم زد و هم اکنون منطقه به مثابه ی سیستم های آشوب شده است. بی شک در چنین وضعیتی از سیستم، قابلیت مانور کشورهای جبهه مقاومت که در راس آن جمهوری اسلامی ایران قرار دارد افزایش یافته است. گفتمان های حاکم در مصر و تونس در شرایط فعلی قرابت بیشتری با گفتمان حاکم در ایران دارند. البته نیازی به تاکید نیست که این شرایط آشوب، نیازمند دیپلماسی خاص خود است وگرنه اثرات آن عکس خواهد شد.
 
4 – سوریه در شرایط کنونی محل نزاع دو تلقی از نظم است: نظم آمریکایی و نظم اسلامی. عربستان به عنوان رهبر جریان سازش در منطقه به همراه قطر و ترکیه در تلاش است تا نظم سابق را بازیابی کند. آن ها به خوبی می دانند که سقوط اسد در چنین شرایطی می تواند اثرات منفی سقوط مبارک و بن علی را تا حدی جبران کند و این یعنی حکم فرمایی نظم سابق. لذا تمام تلاش خود را در جبهه های مالی، تسلیحاتی، رسانه ای و روانی و حتی مشروعیت بخشی دینی (فتاوای علمای وهابی و شیخ یوسف قرضاوی) به کار گرفته اند تا اسد را به زمین بزنند. اسد اما بنا به هر دلیلی تا الان نه تنها مقاومت کرده که توانسته برخی از مراحل اصلاحات مدنظر خود را اجرایی سازد. در شرایط کنونی هم چنان احتمال حمله نظامی با همه تهدیدات جهان غرب و عرب کم است و این یعنی تضعیف استراتژی بازیابی نظمِ از دست رفته از سوی جبهه سازش چرا که اسد هنوز پابرجاست هرچند ضعیف شده باشد.
از سوی دیگر مصر دوباره انقلابی شده است و در آستانه دور دوم و نهایی انتخابات ریاست جمهوری در آن، مردم به میدان التحریر برگشته اند و با اعتراض با حکم ناعادلانه مبارک و تقاضای حکم اعدام برای او، به نوعی قبل از انتخابات منسجم شده اند.
شرایط فعلی منطقه حاکی از تضعیف بیش از پیش «استراتژی بازیابی نظم از دست رفته» است. در این میان اما افزایش دامنه مانورها می تواند این راهبرد را زنده نگه دارد. و این جاست که لبنان به عنوان کشوری طائفه ای خودنمایی می کند. خشونت های اخیر در شمال لبنان و در نزدیکی شهرهای آشوب زده سوریه به نظر مدل طراحی شده جبهه سازش برای امیدوار ماندن به حیات نظم سابق در منطقه است. توطئه ای که همراه با تجهیز گروه های مسلح سوریه و لبنان می تواند موجب طولانی شدن بحران و در نتیجه افزایش احتمال طرح هایی شود که نهایتا به حمله نظامی ختم شوند.
میقاتی اگرچه در موضع عملی و رسانه ای سعی کرد مانع از کشیده شدن بحران سوریه به لبنان شود اما نزدیکی شهرهایی هم چون حمص و حما به مرزهای شمالی لبنان نهایتا موجب شد تا طرابلس طی هفته های اخیر صحنه خشونت ورزی تروریست ها شود. این آشوب به نظر نمی رسد به زودی خاموش شود چرا که نشانه هایی از دخالت های خارجی قطر و عربستان نیز توسط رسانه ها در آن افشا شده است و لازم به تاکید نیست که وقتی مداخله خارجی صورت گیرد، حتما پای طرحی هدفمند در میان است.
 
5 – عربستان در نزاع خود با مصر بر سر رهبری جهان عرب، به خوبی می داند که مصر فعلی با مصر منفعل مبارک متفاوت است و می تواند موجب کاهش نقش منطقه ای آن شود. لذا پذیرش نظم جدید منطقه ای برای عربستان امری تلخ و سخت خواهد بود. این مسئله موجب خواهد شد تا عربستان و سایر کشورهای جبهه سازش برای حفظ رگه هایی از نظم سابق دست به هر اقدامی بزنند. سوریه در شرایط فعلی (و احتمالا لبنان تا چندی دیگر) جدای از مدل حکومتی بشار اسد، طیف های قومی و مذهبی آن و یا هرچیز دیگر، تاوان نزدیکی به ایران و حضور در جبهه مقاومت را می دهد و این ها همه یعنی ترس از نظمی که در راه است.