شبکه تلویزیونی اینترنتی لبیک |خانه|--|درباره ما|--|ارتباط با ما|


سه شنبه 10 اسفند 1395  


  نسخه چاپی


ابرهای سیاه



از شما چه پنهان شک داشتم. نه به شخص امام‏رضا علیه‏السلام ؛ نه!… فقط باورم نمی‏شد که واقعا امامان معصوم، بتوانند قبل از اتفاقات از همه چیز اطلاع داشته باشند.
 

از شما چه پنهان شک داشتم. نه به شخص امام‏رضا علیه‏السلام ؛ نه!… فقط باورم نمی‏شد که واقعا امامان معصوم، بتوانند قبل از اتفاقات از همه چیز اطلاع داشته باشند.

آن روز صبح به همراه امام رضا علیه‏السلام از مدینه خارج شدیم. در راه فکر کردم که چقدر خوب می‏شد اگر می‏توانستم امام را آزمایش کنم.

 

در همین فکرها بودم که امام پرسیدند: «حسین!… چیزی همراه داری که از باران در امان بمانی؟!»

ما خانواده‏ای نیستیم که میهمان را به زحمت بیندازیم

فکر کردم که امام با من شوخی می‏کند، اما به صورتش که نگاه کردم، اثری از شوخی ندیدم. با تردید گفتم: «فرمودید باران؟! امروز که حتی یک لکّه ابر هم در آسمان نیست…».

هنوز حرفم تمام نشده بود که با قطره‏ای باران که روی صورتم نشست، مات و مبهوت ماندم. سرم را که بالا گرفتم، زبانم بند آمد. ابرهای سیاه از گوشه و کنار آسمان به طرف ما می‏آمدند و جایی درست بالای سرِ ما، درهم می‏پیچیدند. بعد از چند لحظه آن‏قدر باران شدید شد که مجبور شدیم به شهر برگردیم.



برچسب هاعترت, هنر دینی, داستان كوتاه
نسخه چاپیارسال به دوستان

نظر شما:



مطالب پیشنهادی
داستان نماز امام رضا (ع) داستان نماز امام رضا (ع)
یعنی لا اله الاالله دژ من است کاروان وامام رفتند وعطر کلام امام در هوای نیشابور باقی ماند
خدا شناسی در قالب كیك خوشمزه خدا شناسی در قالب كیك خوشمزه
پسر کوچکی برای مادربزرگش توضیح می‌داد که چگونه همه‌چیز ایراد دارد…
مردی كه خواست با پولش دفن شود مردی كه خواست با پولش دفن شود
مردی تمام عمر خود رو صرف پول درآوردن و پس انداز کردن نموده
دلم ایستادن و زل زدن به پنجره فولاد و زمزمه های پر از راز و نیاز بیماران دلم ایستادن و زل زدن به پنجره فولاد و زمزمه های پر از راز و نیاز بیماران
چقد این اذن دخول با دلم بازی می کند ...چقد دلم لک زده برای ایستادن در پشت ورودی های حرم امام رئوف و خواندن اذن دخول ...
نذر دخترك برای زائر امام رضا (ع) نذر دخترك برای زائر امام رضا (ع)
یک نایلون که تویش چندتا کتاب بود، در دستم، کیفم هم روی شانه‏ام؛ رسیدم جلو حرم
ضامن یتیمان امام رضا (ع) ضامن یتیمان امام رضا (ع)
ساعت حدود ?.? ، 3 بود که از دور گنبد زرد طلا را دید. چشمان بی قرارش را به گنبد زرد طلا دوخت
اجازه شعبان زائر اجازه شعبان زائر
دید موسی شبانی را به راه کو می‌گفت ای خدا و ای اله
حكمت كبوتر حرم امام رضا (ع) حكمت كبوتر حرم امام رضا (ع)
دیشب خواب دیدم که در یک بیابان سرگردانم. نمی دانستم از کجا آمده ام و به کجا می خواهم بروم
اما رضا (ع) و پیر مرد ساده دل اما رضا (ع) و پیر مرد ساده دل
روایتی از حضور پیشوای هشتم در زندگی پیرمرد همان اتفاقی که آرزویش را داشت
شربت گوارا شربت گوارا
به سخنان امام گوش می‏دادم. هوا گرم بود و آفتاب ظهر، شدت گرما را بیش‏تر می‏کرد

• حج
آموزش
احکام
آشنایی با اماکن
• عترت
اهل بیت علیهم السلام
خاندان معصومین
زیارتنامه ها
احادیث و روایات
غدیر
• تاریخ
تاریخ اسلام
تاریخ ایران
انقلاب اسلامی
دفاع مقدس
بیداری اسلامی
• سبک زندگی
حجاب و عفاف
خانه و خانواده
خلاقیت و نوآوری
زندگی شهری
کودک و نوجوان
طب طبیعی
• چند رسانه ای
آوا و نما
عکس
نرم افزار
• هنر دینی
شعر آیینی
حکایات و لطایف
دلنوشته ها
داستانک
 • حج در معارف و کلام
وحی
معصومین ( علیهم السلام )
بزرگان
• اخلاق
اخلاق عملی
اخلاق نظری
• کتابخانه
حج
عترت ( علیهم السلام )
معارف
• سایر
دین شناسی
شخصیت شناسی
پیوندها
کلیه حقوق متعلق مادی و معنوی متعلق به امور حج و زیارت سازمان صدا و سیما می باشد
امور حج و زیارت صدا و سیما