نسخه چاپی


آنها كه بر لب پرتگاه كفرند



دو گروه در میان بود گروه پیروان گمراه ، و رهبران گمراه كننده
 

در آیات گذشته سخن از دو گروه در میان بود گروه پیروان گمراه ، و رهبران گمراه كننده ، اما در آیات مورد بحث سخن از گروه سومى است كه همان افراد ضعیف الایمان هستند.


قرآن در توصیف این گروه چنین مى‏گوید : بعضى از مردم خدا را تنها با زبان مى‏پرستند اما ایمان قلبى شان بسیار سطحى و ضعیف است ( و من الناس من یعبد الله على حرف ) .


تعبیر به على حرف ممكن است اشاره به این باشد كه ایمان آنها بیشتر بر زبانشان است ، و در قلبشان جز نور ضعیف بسیار كمرنگى از ایمان نتابیده است.


و ممكن است اشاره به این باشد كه آنها در متن ایمان و اسلام قرار ندارند بلكه در كنار و لبه آنند ، زیرا یكى از معانى حرف لبه كوه و كناره اشیاء است و مى‏دانیم كسانى كه در لبه چیزى قرار گرفته‏اند مستقر و پا بر جا نیستند ، و با تكان مختصرى از مسیر خارج مى‏شوند ، چنین است حال افراد ضعیف الایمان كه با كوچكترین چیزى ایمانشان بر باد فنا مى‏رود .


سپس قرآن به تشریح تزلزل ایمان آنها پرداخته مى‏گوید : آنها چنانند كه اگر دنیا به آنها رو كند و نفع و خیرى به آنان برسد حالت اطمینان پیدا


تفسیر نمونه ج : 14ص :34


مى‏كنند ! و آن را دلیل بر حقانیت اسلام مى‏گیرند ، اما اگر به وسیله گرفتاریها و پریشانى و سلب نعمت مورد آزمایش قرار گیرند دگرگون مى‏شوند و به كفر رو مى‏آورند ! ( فان اصابه خیر اطمان به و ان اصابته فتنة انقلب على وجهه).


گوئى آنها دین و ایمان را به عنوان یك وسیله نیل به مادیات پذیرفته‏اند كه اگر این هدف تامین شد دین را حق مى‏دانند و گر نه بى اساس ! ابن عباس و جمعى دیگر از مفسران پیشین در شان نزول این آیه چنین نقل كرده‏اند كه گاهى گروهى از بادیه‏نشینان خدمت پیامبر مى‏آمدند ، اگر حال جسمانى آنها خوب مى‏شد ، اسب آنها بچه خوبى مى‏آورد ، زن آنها پسر مى‏زائید و اموال و چهار پایان آنان فزونى مى‏گرفت خشنود مى‏شدند و به اسلام و پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) عقیده پیدا مى‏كردند ! ، اما اگر بیمار مى‏شدند ، همسرشان دختر مى‏آورد و اموالشان رو به نقصان مى‏گذاشت وسوسه‏هاى شیطانى قلبشان را فرا مى‏گرفت و به آنها مى‏گفت تمام این بدبختیها بخاطر این آئینى است كه پذیرفته‏اى و آنها هم روى گردان مى‏شدند ! .


قابل توجه اینكه قرآن در مورد روى آوردن دنیا به این اشخاص تعبیر به خیر مى‏كند ، و در مورد پشت كردن دنیا تعبیر به فتنه ( وسیله آزمایش ) نه شر اشاره به اینكه این حوادث ناگوار شر و بدى نیست ، بلكه وسیله‏اى است براى آزمایش.


و در پایان آیه اضافه مى‏كند و به این ترتیب آنها هم دنیا را از دست داده‏اند و هم آخرت را ( خسر الدنیا و الاخرة).


 


تفسیر نمونه ج : 14ص :35


و این روشنترین خسران و زیان است كه انسان هم دینش بر باد رود و هم دنیایش ( ذلك هو الخسران المبین ) .


در حقیقت این گونه افراد دین را تنها از دریچه منافع مادى خود مى‏نگریستند و معیار و محك حقانیت آنرا روى آوردن دنیا مى‏پنداشتند ، این گروه كه در عصر و زمان ما نیز تعدادشان كم نیست ، و در هر جامعه‏اى وجود دارند ، ایمانى آلوده به شرك و بت پرستى دارند منتها بت آنها همسر و فرزند و مال و ثروت و گاو و گوسفند آنها است و بدیهى است كه چنین ایمان و اعتقادى سستتر از تار عنكبوت است ! البته بعضى از مفسران این آیه را اشاره به منافقان دانسته‏اند ، اگر منظور منافقى باشد كه به هیچ وجه ایمان در دل او نیست این بر خلاف ظاهر آیه است ، زیرا جمله یعبد الله و همچنین اطمان به و جمله انقلب على وجهه نشان مى‏دهد قبلا ایمان ضعیفى داشته است و اگر منظور منافقانى است كه بهره بسیار كمى از ایمان دارند با آنچه گفتیم منافاتى ندارد و قابل قبول است .


آیه بعد به عقیده شرك‏آلود این گروه مخصوصا بعد از انحراف از توحید و ایمان به خدا اشاره كرده مى‏گوید : او جز خدا كسى را مى‏خواند كه نه زیانى مى‏تواند به او برساند و نه سودى ( یدعوا من دون الله ما لا یضره و لا ینفعه)اگر به راستى او خواهان منافع مادى و گریزان از زیان است ، و به همین دلیل معیار حقانیت دین را اقبال و ادبار دنیا مى‏گیرد ، پس چرا به سراغ بتهائى مى‏رود كه نه امیدى به نفعشان است ، نه ترسى از زیانشان ، موجوداتى بى خاصیت و فاقد هر گونه اثر در سرنوشت انسانها ؟ ! آرى این گمراهى بسیار عمیقى است ( ذلك هو الضلال البعید).


فاصله آن از خط صراط مستقیم آنچنان زیاد است كه امید بازگشتشان به سوى حق بسیار كم است.


 


تفسیر نمونه ج : 14ص :36


باز مطلب را از این فراتر برده مى‏گوید : او كسى را مى‏خواند كه زیانش از نفعش نزدیكتر است ! ( یدعوا لمن ضره اقرب من نفعه ) .


چرا كه این معبودهاى ساختگى در دنیا فكر آنها را به انحطاط و پستى و خرافات سوق مى‏دهند ، و در آخرت آتش سوزان را براى آنها به ارمغان مى‏آورند بلكه آنگونه كه در آیه 98 سوره انبیاء خواندیم این بتها خود آتشگیره‏ها و هیزم جهنمند ! ( انكم و ما تعبدون من دون الله حصب جهنم).


و در پایان آیه اضافه مى‏كند چه بد مولا و یاورى هستند این بتها ، و چه بد مونس و معاشرى ( لبئس المولى و لبئس العشیر).


در اینجا این سؤال پیش مى‏آید كه در آیه قبل هر گونه سود و زیان بتها را نفى مى‏كند اما در این آیه مى‏گوید زیانش از نفعش نزدیكتر است آیا این دو با یكدیگر سازگار است ؟ در پاسخ باید گفت : این در گفتگوها معمول است كه گاه در یك مرحله موجودى را بى خاصیت مى‏شمرند ، پس از آن ترقى كرده آن را منشا زیان مى‏دانند درست مثل اینكه مى‏گوئیم با فلان شخص معاشرت نكن كه نه به درد دین تو مى‏خورد نه به درد دنیا ، و بعد ترقى مى‏كنیم و مى‏گوئیم بلكه مایه بدبختى و رسوائى تو است ، بعلاوه زیانى كه نفى شده زیان به دشمنان آنهاست زیرا آنها قادر نیستند ضررى به مخالفان بزنند ، اما زیانى كه اثبات شده یك زیان قهرى است كه دامان عابدان آنها را مى‏گیرد .


ضمنا صیغه افعل تفضیل ( كلمه اقرب ) چنانكه در جاى دیگر هم گفته‏ایم الزاما به معنى وجود صفتى در طرفین مورد مقایسه نیست و اى بسا طرف ضعیفتر اصلا فاقد آن باشد ، مثلا مى‏گوئیم : یك ساعت صبر و شكیبائى در برابر گناه بهتر از آتش دوزخ است ( هرگز مفهوم این سخن آن نیست كه آتش دوزخ خوب است


تفسیر نمونه ج : 14ص :37


ولى صبر و شكیبائى از آن بهتر است ، بلكه آتش دوزخ اصلا فاقد هر گونه خوبى است).


این تفسیر را جمعى از مفسران بزرگ مانند شیخ طوسى در تبیان و طبرسى در مجمعالبیان انتخاب كرده‏اند.


در حالى كه بعضى دیگر همچون فخر رازى این احتمال را نیز در تفسیر آیه داده‏اند كه هر یك از این دو آیه اشاره به گروهى از بتها است آیه نخست بتهاى سنگى و چوبى بیجان را مى‏گوید و آیه دوم طاغوتها و انسانهاى بت گونه ، گروه اول نه سودى دارند و نه زیانى ، بلكه كاملا بى خاصیتند ، ولى گروه دوم یعنى ائمة ضلال زیان دارند و خیرى در آنها نیست ، و به فرض كه خیر اندكى داشته باشند زیانشان به مراتب بیشتر است ( جمله لبئس المولى و لبئس العشیر را نیز گواه این معنى گرفته‏اند ) و به این ترتیب تضادى باقى نمى‏ماند .


و از آنجا كه روش قرآن این است كه مسائل نیك و بد را در مقایسه با هم بیان كند تا نتیجه‏گیرى آن كاملتر و روشنتر باشد در آخرین آیه مورد بحث مى‏فرماید : خداوند كسانى را كه ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند در باغهائى از بهشت وارد مى‏كند كه نهرها زیر درختانش جارى است ( ان الله یدخل الذین آمنوا و عملوا الصالحات جنات تجرى من تحتها الانهار).


برنامه آنها روشن ، خط فكرى و عملى آنها مشخص ، مولاى آنها خدا و همدم و مونسشان انبیاء و شهداء و صالحان و فرشتگان خواهند بود.


آرى خدا هر چه را اراده كند انجاممى‏دهد ( ان الله یفعل ما یرید).


این پاداشهاى بزرگ براى او سهل و آسان است ، همانگونه كه مجازات


تفسیر نمونه ج : 14ص :38


مشركان لجوج و رهبران گمراهشان براى او ساده است.


در این مقایسه در حقیقت گروهى كه تنها ایمان بر زبانشان قرار دارد در كناره دین قرار گرفته‏اند و با جزئى وسوسه منحرف مى‏شوند و عمل صالحى نیز ندارند ، اما مؤمنان صالح در متن اسلامند و سختترین طوفانها تكانشان نمى‏دهد ، درخت ایمانشان ریشه دار و میوه اعمال صالح بر شاخسار آن آشكار است ، این از یكسو.


از سوى دیگر معبودهاى گروه اول بى خاصیت‏اند بلكه زیانشان بیشتر است اما مولا و سرپرست گروه دوم بر همه چیز قدرت دارد و برترین نعمتها را براى آنها فراهم ساخته است .


 


تفسیر نمونه ج : 14ص :39


مَن كانَ یَظنُّ أَن لَّن یَنصرَهُ اللَّهُ فى الدُّنْیَا وَ الاَخِرَةِ فَلْیَمْدُدْ بِسبَبٍ إِلى السمَاءِ ثُمَّ لْیَقْطعْ فَلْیَنظرْ هَلْ یُذْهِبنَّ كَیْدُهُ مَا یَغِیظ(15) وَ كذَلِك أَنزَلْنَهُ ءَایَتِ بَیِّنَتٍ وَ أَنَّ اللَّهَ یهْدِى مَن یُرِیدُ(16) إِنَّ الَّذِینَ ءَامَنُوا وَ الَّذِینَ هَادُوا وَ الصبِئِینَ وَ النَّصرَى وَ الْمَجُوس وَ الَّذِینَ أَشرَكوا إِنَّ اللَّهَ یَفْصِلُ بَیْنَهُمْ یَوْمَ الْقِیَمَةِإِنَّ اللَّهَ عَلى كلّ‏ِ شىْ‏ءٍ شهِیدٌ(17)


ترجمه:


15 -هر كس گمان مى‏كند كه خدا پیامبرش را در دنیا و آخرت یارى نخواهد كرد ( و از این نظر عصبانى است هر كارى از دستش ساخته است بكند ) ریسمانى به سقف خانه خود بیاویزد و خود را از آن آویزان نماید و نفس خود را قطع كند ! ( و تا لب پرتگاه مرگ پیش رود ) ببیند آیا این كار خشم او را فرو مى‏نشاند ؟!


16 -اینگونه ما قرآن را به صورت آیات روشن نازل كردیم و خداوند هر كس را بخواهد هدایت مى‏كند.


17 -كسانى كه ایمان آورده‏اند و یهود و صابئان و نصارى و مجوس و مشركان ، خداوند در میان


تفسیر نمونه ج : 14 ص :40


آنها روز قیامت داورى مى‏كند و حق را از باطل جدا مى‏سازد ، خداوند بر هر چیز گواه است ( و از همه چیز آگاه).



برچسب هادین شناسی, فروع دین, حج, حج در كلام وحی
نسخه چاپیارسال به دوستان

نظر شما:



مطالب پیشنهادی
معناى كلمه هدى و فرق آن با هدیه معناى كلمه هدى و فرق آن با هدیه
پیش كش كردن چیزى از نعمتها به كسى و یا به محلى ، به منظور تقرب جستن
«استلام حجر» «استلام حجر»
و سوگند به شاهد و مشهود.
همه موجودات جهان در پیشگاه او سجده مى‏كنند همه موجودات جهان در پیشگاه او سجده مى‏كنند
پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) را مخاطب ساخته مى‏گوید
آنها كه بر لب پرتگاه كفرند آنها كه بر لب پرتگاه كفرند
دو گروه در میان بود گروه پیروان گمراه ، و رهبران گمراه كننده
آیات 196 تا 203 بقره (مربوط به حج) آیات 196 تا 203 بقره (مربوط به حج)
اولئك لهم نصیب مما كسبوا و اذكروا اللّه و اللّه سریع الحساب
دلائل معاددر عالم جنین و گیاهان دلائل معاددر عالم جنین و گیاهان
حقیقت قرآن مى‏خواهد صحنه‏هاى معاد را كه مردم در همین زندگى دنیا با آن سر و كار دارند
حج در كلام نهج البلاغه حج در كلام نهج البلاغه
کعبه به عنوان مرکز توحید، قبله جهانیان، و حج به عنوان بی نظیرترین تجلّی
باز هم مجادله به باطل باز هم مجادله به باطل
گروهى از مردم كسانى هستند كه در باره خدا بدون هیچ علم و دانش و هدایت
اسرار حج اسرار حج
عبادت، فلسفه آفرینش انسان است
پیروان شیطان! پیروان شیطان!
وحشت عمومى مردم به هنگام وقوع زلزله قیامت بود در آیات مورد بحث حال گروهى از بیخبران را منعكس مى‏كند

• حج
آموزش
احکام
آشنایی با اماکن
• عترت
اهل بیت علیهم السلام
خاندان معصومین
زیارتنامه ها
احادیث و روایات
غدیر
• تاریخ
تاریخ اسلام
تاریخ ایران
انقلاب اسلامی
دفاع مقدس
بیداری اسلامی
• سبک زندگی
حجاب و عفاف
خانه و خانواده
خلاقیت و نوآوری
زندگی شهری
کودک و نوجوان
طب طبیعی
• چند رسانه ای
آوا و نما
عکس
نرم افزار
• هنر دینی
شعر آیینی
حکایات و لطایف
دلنوشته ها
داستانک
 • حج در معارف و کلام
وحی
معصومین ( علیهم السلام )
بزرگان
• اخلاق
اخلاق عملی
اخلاق نظری
• کتابخانه
حج
عترت ( علیهم السلام )
معارف
• سایر
دین شناسی
شخصیت شناسی
پیوندها
کلیه حقوق متعلق مادی و معنوی متعلق به امور حج و زیارت سازمان صدا و سیما می باشد
امور حج و زیارت صدا و سیما