شبکه تلویزیونی اینترنتی لبیک |خانه|--|درباره ما|--|ارتباط با ما|


چهار شنبه 9 فروردين 1396  


  نسخه چاپی


اخلاق و عرفان از دیدگاه مرحوم نراقی



گذشته از آن كه اخلاق اسلامى بر اساس آن چه در عموم كتاب‏هاى اخلاق نظرى آمده
 

گذشته از آن كه اخلاق اسلامى بر اساس آن چه در عموم كتاب‏هاى اخلاق نظرى آمده مبتنى بر فلسفه اخلاق ارسطویى است، عموما از مایه‏هاى عرفانى بهره گرفته است؛ به گونه‏اى كه تمییز میان اخلاق و عرفان تا حد زیادى دشوار است؛ زیرا عرفان تهذیب نفس را تا مرحله رسیدن به فناى الهى با پیشنهاد مراحلى براى سالك مورد توجه قرار داده است. و اخلاق نظرى نیز پیراستن باطن آدمى از رذایل و تحلى به فضایل اخلاقى تا آخرین مرحله آن را دنبال مى‏كند. نوع مباحث و نگرش‏هاى حاكم بر علم اخلاق نیز این تداخل را تشدید كرده است. در حالى كه كنكاش عمیق در زمینه اخلاق اسلامى، یعنى اخلاقى كه از دل آیات و روایات استخراج مى‏شود و عرفان مصطلح به خوبى نشان مى‏دهد كه میان آن‏ها انطباق كامل نیست. گرچه عرفان اسلامى كوشیده است صف خود را از تصوف جدا سازد و عارفان مسلمان گاه تا سرحد تفسیق و احیانا تكفیر برخى از صوفیه پیش رفته‏اند، با این حال در عرفان آموزه‏هایى انعكاس یافته كه تطبیق آن با آموزه‏هاى وحیانى یا امكان ندارد و یا بسیار دشوار است.
نگارنده با مطالعه در كتاب جامع السعادات كوشیده است این امر را دنبال كند كه مرحوم نراقى تا چه اندازه پاى‏بند مبانى عرفانى یا مبانى اخلاق وحیانى - برخاسته از كتاب و سنت - است؟
و آن چه به نظر رسیده آن است كه گرایش ایشان به عرفان نظرى مصطلح، قابل ملاحظه بلكه غالب است، با این حال در برخى از موارد مبانى آن را با استفاده از كتاب و سنت‏به نقد كشیده و بر مبانى وحیانى، پیشانى تسلیم ساییده است.
ایشان در راستاى توصیه به اعتدال و میانه روى در تمام كارها چنین آورده است: «در علوم میان علوم باطنى عقلى و علوم ظاهرى شرعى میانه رو باش، و از آن دسته نباش كه اندیشه‏هاى فرد را تنها بر ظواهر آیات محدود كرده و حقائق بینات را نشناختند و عالمان حقیقى را نكوهش كرده و آنان را به الحاد و زندقه منسوب مى‏كنند، و از آن دسته نیز نباش كه تمام عمر خود را در فضول و زیاده گویى‏هاى یونانیان صرف كرده و آن چه صاحب وحى و قرآن آورده را رها كردند، كه عالمان شریعت [فقهاء] را نكوهش كرده و آنان را كج فهم معرفى مى‏كنند، اما براى خود هوش و زیركى قائل‏اند و وارثان پیامبران را جاهل و بطال مى‏دانند. پس در عقلیات میان راه‏هاى عقلاء میانه رو باش و به صرف تقلید یا تعصب بر یكى از آن‏ها جمود پیدا نكن، پس میان فلسفه و كلام و اشراق و عرفان راه میانه را بپوى، و میان استدلال و تصفیه نفس با عبادت و ریاضت جمع كن، پس متكلم صرف نباش كه جز عدل چیزى نمى‏داند و مشایى محض نباش كه دین را ضایع و مهمل گذاشته، و صوفى نباش كه با ادعاى مشاهده و رؤیت‏بدون بینه و برهان خود را راحت كرده‏اند». (76)
عباراتى هم چون: «.. الذین صرفوا اعمارهم فى فضول اهل یونان و هجروا ما جاء به حامل الوحى والفرقان» و «ولامتصوفا استراح بدعوى المشاهدة والعیان من دون بینة و برهان...» و «لا مشائیا محضا اضاع الدین واهمل» بسیار قابل توجه است. از این عبارت‏ها كاملا هویدا است كه مرحوم نراقى به هیچ یك از نحله‏هاى فكرى كلام، فلسفه و عرفان دل نسپرده و آن‏ها را به تنهایى رساننده به مقصود ندانسته، بلكه با كاستى‏هایى مواجه مى‏بیند.
هم چنین در مبحث نیت مدعاى اغلب عارفان را به نقد كشیده است؛ چه، آن چه از عارفان نقل شده آن است كه عبادت به طمع بهشت‏یا از روى خوف از آتش جهنم محكوم به بطلان و مصداق شرك است. و تنها عبادت مقبول و توحیدى، عبادت كسانى است كه خداوند را از روى شایستگى خداوند و شكر نعمت هایش عبادت مى‏كنند.
یكى از بزرگان معاصر پس از نقل روایت امام صادق علیه السلام كه در آن عبادت كنندگان به سه دسته تقسیم شده‏اند، چنین آورده است: «در اثر تامل و دقت واضح خواهد شد كه عبادت دو دسته اول [كسانى كه از ترس جهنم یا طمع بهشت عبادت مى‏كنند] به حقیقت صحیح نیست، زیرا عبادت آن‏ها به خدا و براى خدا نبوده و مرجع عبادت آن‏ها خود پرستى است... بر این اساس دو دسته اول خدا را در منظور خود سهیم و شریك مى‏دانند و در عین خدا پرستى نیز از خود پرستى دست‏باز نمى‏دارند و فعل خود را در عبادات براى هر دو منظور به جا مى‏آورند و این همان شرك است. و در حقیقت این دو گروه مشرك به خداى متعال مى‏باشند كه به نص قرآن براى آن آمرزشى نیست: «ان الله لا یغفر ان یشرك به ویغفر ما دون ذ لك لمن یشاء». (77)
شرك دانستن عبادت این دو دسته كه اتفاقا عبادت عموم مردم را در بر مى‏گیرد و بیرون داشتن آن از مغفرت الهى، ادعاى پر مخاطره‏اى است كه تبعات ناصواب فراوانى دارد. و حداقل آن این است كه عموم مردم بلكه نود و هشت درصد عابدان خواهند گفت ما كه توان عبادت دسته سوم [عبادت احرار] را نداریم و عبادت ما شرك است پس چرا خدا را عبادت كنیم؟!
چنان كه رویكرد قشرى و ظاهرى به آیات و روایات را كه در عامه در میان حشویه و در خاصه در میان اخباریان راه یافته نیز به معناى محرومیت از معارف حقیقى وحیانى مى‏داند.
رویكرد عارفانه در مباحثى از كتاب جامع السعادات همچون تجلى الهى در مبحث رؤیت، سریان محبت الهى در تمام اجزاء هستى، نقش نگرش وحدت وجودى در درمان رذایل اخلاقى‏اى همچون حسادت و... كاملامشهود است.
گفتار نراقى در نقش نگرش وحدت وجودى در درمان حسادت چنین است: «بارى، كسى كه دلش به معرفت پروردگارش روشن شده و خانه وجودش به نور محبت و انس الهى فروغ گرفته و به سان مست واله در محبت الهى غرق است و ارتباط خاص میان علت و معلول و اتحاد میان خالق و مخلوق را دریافته و... كارش بدان جا مى‏رسد كه دیگر به جزئیات كار مردم توجهى ندارد، بلكه به همگان با یك چشم كه چشم رحمت است مى‏نگرد». (78)
با این حال در برخى دیگر از موارد به نقد مبانى عرفان بر مى‏خوریم: به عنوان نمونه در بحث گرسنگى به عنوان یكى از فضایل اخلاقى و بیان مرز مشروع آن چنین آورده است: «ثم للعرفاء ترغیبات على الجوع وتصریحات على كثرة فوائده، و على توقف كشف الاسرار الالهیه والوصول الى المراتب العظیمة علیه. ولهم حكایات فى امكان الصبر علیه، و على عدم الاكل شهرا او شهرین او سنة و نقلوا حصوله عن بعضهم وهذا امر وراء ما وردت به السنة وكانت‏به عموم الامة؛ عارفان به گرسنگى تشویق‏ها و به فایده‏هاى زیاد آن تصریحاتى دارند. چنان كه گفته‏اند: كشف اسرار الهى و رسیدن به مراتب عظیم آن بر گرسنگى منوط است. و درباره امكان صبر بر گرسنگى و نخوردن در طول یك یا دو ماه یا سال، حكایاتى دارند و آن‏ها را به برخى از عارفان نسبت داده‏اند، و این امر، امرى است وراى آن چه در سنت آمده است و عموم امت مخاطب به آن است». (79)
مرحوم نراقى به خوبى به ناصواب بودن این نگرش پى برده و آن را به نقد كشیده است. ایشان معتقد است كه «معناى اخلاص در عبادت آن است كه آن را با شائبه‏هاى دنیایى یا لذت‏هاى زودگذر نفسانى هم چون ستایش مردم و دست‏یابى به مال... نیامیزد، و پیدا است كه خواهان بهشت‏بودن و خلاصى از آتشى كه در آخرت وعده داده شده با اخلاص منافات ندارد». (80)
مرحوم نراقى براى ادعاى خود سه دلیل آورده است:
1. منافات اخلاص با چنین نیاتى مستلزم آن است كه تمام وعده‏هاى الهى در باره بهشت و هشدارها درباره آتش جهنم كه در آیات و روایات بى شمارى آمده لغو باشد.
2. بالاخره بنده ضعیفى كه براى نفس خود مالكیت و قدرتى نمى‏بیند چگونه مى‏تواند از جلب منفعت‏یا دفع ضرر از خود از كمك خداى خود بى نیاز باشد؟!
3. استناد به سیاق روایتى دیگر از امام صادق علیه السلام دلیل سوم ایشان را تشكیل مى‏دهد. در این روایت در پایان تقسیم سه گانه و ذكر عبادت احرار آمده است: «وهى افضل العبادة» مرحوم نراقى مى‏نویسد: «این فقره دلالت مى‏كند كه عبادت دو دسته نخست فراتر از صحیح بودن داراى فضیلت نیز هست؛ زیرا اقتضاى ساختار كلمه «افضل» كه افعل تفضیل است آن است كه بقیه موارد از فضیلت‏برخوردار باشد».
آن گاه آورده است: «به سخن كسى كه معتقد است‏با قصد ثواب یا خلاص از عقاب باطل است و گمان مى‏كند كه این قصد با اخلاصى كه اراده وجه الله است منافات دارد و معناى چنین قصدى جلب منفعت‏یا دفع ضرر از نفس است، اعتنا نكن؛ زیرا این گفتار كسى است كه به حقایق تكالیف و مراتب مردم در آنها بلكه به معنا و حقیقت نیت آگاهى ندارد». (81)
با این نمونه‏ها تا حدى موضع مرحوم نراقى در برخورد با مبانى عرفانى روشن مى‏گردد.
________________________________________
 (76). همان، ج 1، ص 83.
(77). علامه سید محمد حسین تهرانى، رسالة لب الالباب، ص 124علامه شهید مرتضى مطهرى در این باره مى‏نویسد: «عرفا روى این مطلب زیاد تاكید مى‏كنند كه اگر هدف و مطلوب انسان در زندگى و یا در خصوص عبادات، غیر از ذات حق چیزى باشد، نوعى شرك است. عرفان صد در صد بر ضد این شرك است» (آشنایى با علوم اسلامى، ج‏2، ص 148).
(78). همان، ج 2، ص 211.
(79). همان، ج 2، ص 17.
(80). ملا محمد مهدى نراقى، همان، ج‏3، ص 117.
(81). همان، ص 116، مرحوم علامه مجلسى بر اساس چنین استدلالى دیدگاه پیش گفته را ناصحیح مى‏داند. ر.ك: مرآةالعقول، ج‏8، ص 86.



برچسب هااخلاق نظری, نراقی, اخلاق, عرفان
نسخه چاپیارسال به دوستان

نظر شما:



مطالب پیشنهادی
سعادت و کمال انسان سعادت و کمال انسان
مکتبى که انسان را موجود مادى فرض مى‏کند،
بررسی ریشه خجالت بررسی ریشه خجالت
قبل از پاسخ لازم است با مفهوم و معنای خجالت آشنا گردیم و آن گاه ریشه های خجالت را مورد ارزیابی قرار دهیم.
تفاوت وجدان با فطرت تفاوت وجدان با فطرت
جنبه ادراکى وجدان اخلاقى این است که اعمال و حتى افکار انسان‌‌ها را مورد بررسى ‏قرار مى‌‌‏دهد
زهد و ایثار و همدردی زهد و ایثار و همدردی
ایثار یعنى دیگران را بر خویشتن مقدم داشتن
تعریف اخلاق و اخلاق نظری تعریف اخلاق و اخلاق نظری
کلمه اخلاق جمع خلق است. خلق شکل درونی انسان است.
اخلاق و عرفان از دیدگاه مرحوم نراقی اخلاق و عرفان از دیدگاه مرحوم نراقی
گذشته از آن كه اخلاق اسلامى بر اساس آن چه در عموم كتاب‏هاى اخلاق نظرى آمده
چالش‏هاى مفاهیم اخلاقى از دید مرحوم نراقی چالش‏هاى مفاهیم اخلاقى از دید مرحوم نراقی
یكى از دشواریهاى علم اخلاق تبیین مفاهیم آن با حدود و ثغور كامل است
نظریه اعتدال مرحوم نراقی نظریه اعتدال مرحوم نراقی
تاثر از نظریه اعتدال ارسطو مباحث اخلاقى خود را سامان داده‏اند
تعریف کلی اخلاق تعریف کلی اخلاق
کلمه اخلاق جمع خلق است. خلق شکل درونی انسان است
سیری در مبانی نظری اخلاق از دیدگاه علامة طباطبائی سیری در مبانی نظری اخلاق از دیدگاه علامة طباطبائی
مسلمان در جوامع اسلامی به شدّت مورد حملات و تهدیدات دشمنان قرار گرفته

• حج
آموزش
احکام
آشنایی با اماکن
• عترت
اهل بیت علیهم السلام
خاندان معصومین
زیارتنامه ها
احادیث و روایات
غدیر
• تاریخ
تاریخ اسلام
تاریخ ایران
انقلاب اسلامی
دفاع مقدس
بیداری اسلامی
• سبک زندگی
حجاب و عفاف
خانه و خانواده
خلاقیت و نوآوری
زندگی شهری
کودک و نوجوان
طب طبیعی
• چند رسانه ای
آوا و نما
عکس
نرم افزار
• هنر دینی
شعر آیینی
حکایات و لطایف
دلنوشته ها
داستانک
 • حج در معارف و کلام
وحی
معصومین ( علیهم السلام )
بزرگان
• اخلاق
اخلاق عملی
اخلاق نظری
• کتابخانه
حج
عترت ( علیهم السلام )
معارف
• سایر
دین شناسی
شخصیت شناسی
پیوندها
کلیه حقوق متعلق مادی و معنوی متعلق به امور حج و زیارت سازمان صدا و سیما می باشد
امور حج و زیارت صدا و سیما