شبکه تلویزیونی اینترنتی لبیک |خانه|--|درباره ما|--|ارتباط با ما|


پنج شنبه 26 مرداد 1396  


  نسخه چاپی


بحث روایتى (در ذیل آیات حج و شان نزول و بیان آنها)



در تهذیب و در تفسیر عیاشى از امام صادق (علیه السلام ) روایت آورده اند
 

در تهذیب و در تفسیر عیاشى از امام صادق (علیه السلام ) روایت آورده اند كه در ذیل آیه : ( واتموا الحج و العمره لله ) فرمود: این تمام كردن حج و عمره واجب است .

و نیز در تفسیر عیاشى از زراره و حمران و محمد بن مسلم از امام باقر و امام صادق (علیه السلام ) روایت كرده كه گفتند: ما از آن دو بزرگوار از كلام خداى تعالى كه مى فرماید: (و اتموا الحج و العمره لله ) پرسیدیم ، فرمودند تمامیت حج به این است كه در آن رفث و فسوق و جدال نشود.

و در كافى از امام صادق (علیه السلام ) روایت كرده كه در ضمن حدیثى فرمود: منظور از تمام كردن حج و عمره اداى آن ، و هم این است كه وقتى به احرام آن دو در آمدند از محرمات احرام بپرهیزند.

مؤلف : این روایات منافاتى با آن معنائى كه ما براى اتمام كردیم ندارد چون واجب بودن حج و عمره و اداى آن همان اتمام آن است.

و در كافى از امام صادق (علیه السلام ) روایت كرده كه فرمود: رسول خدا صلى اله علیه و آله چون خواست حجة الاسلام را بجا آورد، چهار روز از ذى القعده مانده بیرون آمد، تا به مسجد شجره رسید، و در آنجا نماز خواند،

سپس مركب خود را براند، تا به بیدا رسید، در آنجا محرم شد، و لبیك حج گفت ، و صد راءس بدنه با خود حركت داد، مردم هم همگى احرام به حج بستند، و احدى نیت عمره نكرد،و تا آن روز اصلا نمى فهمیدند متعه در حج چیست ؟

تا آنكه رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) وارد مكه شد، طواف خانه را انجام داد، مردم هم با او طواف كردند، سپس نزد مقام دو ركعت نماز خواند و دست به حجر الاسود مالید، سپس فرمود: من ابتدا مى كنم به آنچه خداى عزوجل ابتدا كرده بود، پس به صفا آمد، و سعى را از صفا شروع كرد، و هفت نوبت بین صفا و مروه سعى نمود، همینكه سعیش در مروه خاتمه یافت به خطبه ایستاد، و مردم را دستور داد تا از احرام در آیند، و حج خود را عمره قرار دهند، و فرمود این چیزى است كه خداى عزوجل مرا بدان امر فرموده ، مردم محل شدند، و رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمود: اگر من در این باره پیش ‍ بینى مى داشتم و مى دانستم چنین دستورى مى رسد، خود من نیز مانند شما بدنه با خود نمى آوردم ، ولى چون آورده ام نمى توانم حج تمتع كنم ، براى اینكه خداى عزوجل فرموده : (و لا تحلقوا رؤ سكم حتى یبلغ الهدى محله ، یعنى سر نتراشید، و از احرام در نیائید، تا آنكه هدى به جاى خودش كه همان منا است برسد) سراقة بن جعثم كنانى عرضه داشت امروز تازه دین خود را شناختیم مثل اینكه همین امروز به دنیا آمده ایم ، حال به ما خبر بده آیا این حكم مخصوص امسال ما است ، یا براى هرساله است ؟ رسول خدا(صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمود نه ، براى ابد حكم همین است ، مردى برخاست و عرضه داشت :

یا رسول اللّه (صلى الله علیه و آله و سلم ) آیا ممكن است چند روز دیگر كه براى حج احرام مى بندیم قطرات آب غسلى كه در اثر نزدیكى با زنان كرده ایم از سر و رویمان بچكد، و خلاصه این چه حكمى است ؟ (و خواننده عزیز باید توجه داشته باشد كه در سنت جاهلیت بعد از داخل شدن در مكه و طواف ، از احرام در آمدن ، و با زنان آمیختن از شنیع ترین گناهان شنیع تر بوده ، و از این جهت سائل برخاست ه و اعتراض كرده ) رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمود تو تا ابد به این حكم ایمان نمى آورى ،امام صادق (علیه السلام ) سپس فرمود: در همان ایام على (علیه السلام ) از یمن آمد، و به مكه وارد شد، و دید فاطمه (علیه السلام) از احرام در آمده ، و بوى خوش است عمال كرده ، نزد رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) روانه شد، جریان را از آن جناب پرسید، رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمود: یا على تو كه احرام بستى به چه نیت بستى عرضه داشت : به آنچه رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) نیت كرده ، فرمود: پس تو هم نباید از احرام درآئى ، و او را در هدى خود كه گفتیم صد بدنه بود شریك كرد، سى هفت شتر را به او داد، و شصت و سه شتر را براى خود نگه داشت ،

كه همگى را به دست خود نحر كرد، و از هر شترى قسمتى را گرفته در دیگى قرار داده دستور داد آن را بپزند، و خودش از آن گوشت ، ومقدارى از آبگوشتش تناول نموده فرمود: الان مى توان گفت كه از همه شصت و سه شتر خورده ایم ، و كسى كه حج تمتع بجا آورد بهتر است از كسى كه حج قران بیاورد، و سوق هدى كند، و نیز از كسى كه حج افراد بیاورد بهتر است : راوى مى گوید از امام صادق (علیه السلام ) پرسیدم رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) در شب احرام بست یا در روز؟ فرمود: در روز، پرسیدم چه ساعتى ؟ فرمود هنگام نماز ظهر.

مؤلف : این معنا در تفسیر مجمع البیان و غیره نیز روایت شده .

و در تهذیب از امام صادق (علیه السلام ) روایت كرده كه فرمود: عمره داخل در حج شد تا روز قیامت ، پس كسى كه تمتع كند به عمره تا حج (یعنى عمره تمتع بیاورد قبل از حج ) باید هر قدر مى تواند قربانى كند، پس كسى نمى تواند و چاره اى ندارد جز اینكه تمتع كند، چون خداى تعالى این حكم را در كتاب نازل فرمود، و سنت رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) هم بر آن جارى گشت .

و در كافى از امام صادق (علیه السلام ) روایت آورده كه فرمود: (ما است یسر من الهدى ) یك گوسفند است .

و نیز در كافى از امام صادق (علیه السلام ) روایت كرده كه در پاسخ كسى كه پرسید اگر متمتع گوسفند نیافت چه كند؟ فرمود: قبل از روز هشتم و روز هشتم و روز عرفه را روزه بگیرد، شخصى پرسید: حال اگر در همان ترویه كه روز هشتم است تازه از راه رسیده باشد چه كند؟ فرمود: سه روز بعد از ایام تشریق ، روزه بگیرد شخصى پرسید: حال اگر شتر بانش مهلت نداد كه در مكه بماند، و این سه روز روزه را انجام دهد چه كند؟ فرمود: روز حصبه و دو روز بعدش روزه بگیرد،پرسیدند: روز حصبه كدام است ؟ فرمود: روزى كه كوچ مى كند، پرسیدند: آیا روزه بگیرد در حالى كه مسافر است ؟ فرمود،: بله مگر در روز عرفه مسافر نبود؟ ما اهل بیت فتواءم ان این است و دلیلمان هم قرآن است كه مى فرماید: ( فصیام ثلثه ایام فى الحج ) و منظورش در ذى الحجه است .

و شیخ طوسى علیه الرحمه از امام صادق (علیه السلام ) روایت كرده كه فرمود: هر كس خانه اش به مكه نزدیكتر از فاصله میقات به مكه باشد او جزء حاضرین در مسجد الحرام است ، و نباید حج تمتع انجام دهد.

مؤ لف : یعنى كسانى كه محل سكونتشان نزدیكتر از میقات است به مكه اینگونه افراد مصداق حاضرین در مسجد الحرام هستند، كه نباید حج تمتع بیاورند، و روایات ائمه اهل بیت (علیه السلام ) در این معانى بسیار است .

و در كافى از امام باقر (علیه السلام ) روایت آورده كه در معناى جمله (الحج اشهر معلومات ) فرموده : ماههاى معلوم حج عبارت است از شوال ، و ذى القعده ، و ذى الحجه ، احدى نمى تواند به نیت حج در غیر این سه ماه احرام ببندد.

و در همان كتاب از امام صادق (علیه السلام ) روایت كرده كه در ذیل جمله (فلا رفث ...) فرموده : رفث به معناى جماع ، و فسوق به معناى دروغ ، و جدال به معناى گفتن : (نه به خدا و آرى به خداست ).

و در تفسیر عیاشى از امام صادق (علیه السلام ) روایت كرده كه در تفسیر جمله (لا جناح علیكم ان تبتغوا فضلا من ربكم ...) فرمود: منظور از فضل پروردگار رزق است ، كه بعد از آنكه محرم از احرام خارج شد مى تواند در موسم حج به خرید و فروش بپردازد.

مؤلف : مى گویند این خطاب بدین جهت صادر شد كه عرب تجارت و خرید و فروش در موسم حج را گناه مى دانست ، خواست تا بااین آیه محذور نامبرده را بردارد.

و در مجمع البیان گفته : بعضى ها گفته اند معناى جمله نامبرده این است كه حرجى بر شما نیست كه مغفرت پروردگار خود را طلب كنید، و این معنا را جابر هم از امام باقر (علیه السلام ) روایت كرده .

مؤلف : در این روایت به اطلاق و بى قید آمدن فضل تمسك شده ، و آن رابه افضل افراد تطبیق كرده است .

و در تفسیر عیاشى از امام صادق (علیه السلام ) روایت آورده كه در تفسیر جمله :( ثم افیضوا من حیث افاض الناس ...)،

فرموده : اهل حرم در مشعر وقوف مى كردند و سایر مردم در عرفات ، و اهل حرم از مشعر حركت نمى كردند تا اهل عرفات به مشعر برسند، در همان ایام مردى كه نامش ابو سیار بود، و الاغى سرحال داشت ، از همه اهل عرفات جلو مى افتاد، و در نتیجه همینكه اهل مشعر او را مى دیدند مى گفتند: اینك ابو سیار از عرفات رسید، آن وقت حركت مى كردند، پس خداى تعالى دستورشان داد همگى باید به عرفه وقوف كنند و از آنجا كوچ كنند.

مؤ لف : در این معنا روایاتى دیگر نیز هست .

و در تفسیر عیاشى از امام صادق (علیه السلام ) روایت آورده كه در تفسیر آیه :( ربنا آتنا فى الدنیا حسنه و فى الاخره حسنه فرمود: منظور از حسنه رضوان خدا و بهشت در آخرت است ، و نیز سعه رزق و حسن خلق در دنیا است .

و از همان جناب روایت شده كه فرمود حسنه در دنیا رضوان خدا و توسعه در معیشت ، و همنشین خوب ، و در آخرت بهشت است.

و از على (علیه السلام ) روایت شده كه فرمود: (حسنه در دنیا همسر صالح ، و در آخرت حوریه است ، و منظوراز عذاب آتش همسر بد است ).

مؤ لف : این روایات از باب شمردن مصداق است ، و گرنه آیه شریفه مطلق است ، و از آنجائى كه رضوان اللّه چیزى است كه ممكن است نمونه اش و ظهور ناقصش در دنیا، و ظهور تامش در آخرت حاصل شود، از این جهت مى توان آن را هم از حسنات دنیا شمرد همچنانكه در روایت اولى شمرده ، و هم از حسنات آخرت ، همچنانكه در روایت دومى شمرده .

و در كافى از امام صادق (علیه السلام ) روایت كرده كه در ذیل آیه شریفه : (و اذكروا اللّه فى ایام معدودات ...)، فرموده : مراد از این ایام ، ایام تشریق است چون عرب وقتى در منا اقامت مى كرد، بعد از قربانى شتر به تفاخر مى پرداخت ، یكى مى گفت : پدر من چنین و چنان بود، آن دیگرى مى گفت پدرم چنین و چنان بود، خداى تعالى فرمود: (فاذا قضیتم مناسككم فاذكروا اللّه كذكركم آباءكم ، او اشد ذكرا، چون از مناسك خود پرداختید به یاد خدابیفتید، همانطور كه به یاد پدران خود مى افتید، بلكه بیشتر و شدیدتر از یاد پدران )، و تكبیر این است كه بگوئى : (اللّه اكبر، اللّه اكبر لا اله الا اللّه ، و الله اكبر، و لله الحمد، اللّه اكبر على ما هدینا اللّه اكبر على ما رزقنا من بهیمهة الانعام .

و نیز در همان كتاب از همان جناب روایت كرده كه فرمود: تكبیر در ایام تشریق را باید از نماز ظهر روز عید تا نماز صبح روز سوم عید ادامة داد، و اما در شهرها این تكبیر دنبال ده نماز گفته مى شود (كه در حقیقت از ظهر روز عید شروع ، و بعد از نماز صبح روز دوازدهم ختم مى گردد).

و در كتاب (من لا یحضره الفقیه ) از امام صادق (علیه السلام ) روایت آورده كه شخصى از آن جناب از مفاد آیه : (فمن تعجل فى یومین فلا اثم علیه ، و من تاخر فلا اثم علیه ...)، پرسید حضرت فرمود: معنایش این نیست كه بیتوته در روز سیزدهم واجب نیست ، خواست ى انجام بده و نخواست ى انجام نده بلكه معنایش این است كه اگر این واجب را نیاوردى خدا این گناهت را مى آمرزد، چون حاجى وقتى از حج بر مى گردد همه گناهانش آمرزیده است .

و در تفسیر عیاشى از آن جناب روایت كرده كه فرمود: او از حج بر مى گردد در حالى كه گناهانش آمرزیده شده ، البته خداى تعالى گناه كسى را مى آمرزد كه تقوا داشته باشد.

و در كتاب فقیه از امام صادق (علیه السلام ) روایت آورده كه در ذیل جمله : (لمن اتقى ...)، فرمود: یعنى كسى كه از شكار مى پرهیزد تا وقتى كه اهل منا از منا كوچ كنند.

و از امام باقر (علیه السلام ) روایت آورده كه در معناى جمله : (لمن اتقى ...)، فرمود: یعنى كسى كه از رفث و فسوق و جدال و سایر محرماتى كه خداى تعالى بر محرم حرام كرده اجتناب كند.

و نیز از آن جناب روایت كرده كه در معناى جمله نامبرده فرمود: یعنى از خداى عزوجل پروا داشته باشد.

و از امام صادق (علیه السلام ) روایت آورده كه فرمود: یعنى كسى كه از گناهان كبیره پروا كند.

مؤ لف : خواننده محترم توجه فرمود كه آیه شریفه چه دلالتى دارد، و از آن چه فهمیده مى شود،ممكن هم هست ما به عموم تقوا و اینكه قیدى برایش نیامده تمسك نموده ، همانطور كه در دو روایت اخیر آمده ، بگوئیم منظور پروا كردن از عموم گناهان است .



برچسب هادین شناسی, فروع دین, حج, حج در كلام وحی
نسخه چاپیارسال به دوستان

نظر شما:



مطالب پیشنهادی
معناى كلمه هدى و فرق آن با هدیه معناى كلمه هدى و فرق آن با هدیه
پیش كش كردن چیزى از نعمتها به كسى و یا به محلى ، به منظور تقرب جستن
«استلام حجر» «استلام حجر»
و سوگند به شاهد و مشهود.
همه موجودات جهان در پیشگاه او سجده مى‏كنند همه موجودات جهان در پیشگاه او سجده مى‏كنند
پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) را مخاطب ساخته مى‏گوید
آنها كه بر لب پرتگاه كفرند آنها كه بر لب پرتگاه كفرند
دو گروه در میان بود گروه پیروان گمراه ، و رهبران گمراه كننده
آیات 196 تا 203 بقره (مربوط به حج) آیات 196 تا 203 بقره (مربوط به حج)
اولئك لهم نصیب مما كسبوا و اذكروا اللّه و اللّه سریع الحساب
دلائل معاددر عالم جنین و گیاهان دلائل معاددر عالم جنین و گیاهان
حقیقت قرآن مى‏خواهد صحنه‏هاى معاد را كه مردم در همین زندگى دنیا با آن سر و كار دارند
حج در كلام نهج البلاغه حج در كلام نهج البلاغه
کعبه به عنوان مرکز توحید، قبله جهانیان، و حج به عنوان بی نظیرترین تجلّی
باز هم مجادله به باطل باز هم مجادله به باطل
گروهى از مردم كسانى هستند كه در باره خدا بدون هیچ علم و دانش و هدایت
اسرار حج اسرار حج
عبادت، فلسفه آفرینش انسان است
پیروان شیطان! پیروان شیطان!
وحشت عمومى مردم به هنگام وقوع زلزله قیامت بود در آیات مورد بحث حال گروهى از بیخبران را منعكس مى‏كند

• حج
آموزش
احکام
آشنایی با اماکن
• عترت
اهل بیت علیهم السلام
خاندان معصومین
زیارتنامه ها
احادیث و روایات
غدیر
• تاریخ
تاریخ اسلام
تاریخ ایران
انقلاب اسلامی
دفاع مقدس
بیداری اسلامی
• سبک زندگی
حجاب و عفاف
خانه و خانواده
خلاقیت و نوآوری
زندگی شهری
کودک و نوجوان
طب طبیعی
• چند رسانه ای
آوا و نما
عکس
نرم افزار
• هنر دینی
شعر آیینی
حکایات و لطایف
دلنوشته ها
داستانک
 • حج در معارف و کلام
وحی
معصومین ( علیهم السلام )
بزرگان
• اخلاق
اخلاق عملی
اخلاق نظری
• کتابخانه
حج
عترت ( علیهم السلام )
معارف
• سایر
دین شناسی
شخصیت شناسی
پیوندها
کلیه حقوق متعلق مادی و معنوی متعلق به امور حج و زیارت سازمان صدا و سیما می باشد
امور حج و زیارت صدا و سیما