نسخه چاپی


تقلب در دانش آموزان نوجوان



روان‌شناسان آموزشی و تربیتی، چند دلیل عمده برای بروز این عادت در دانش‌آموزان عنوان کرده‌اند:
 

- به‌طور معمول، دلیل عمده‌ی تقلب در میان دانش‌آموزان، تحت فشار بودن آنان است. به عنوان نمونه: فرزندانی که مربیان یا مادر و پدران‌شان از آنان انتظار بالایی دارند، سعی می‌کنند به هر روشی، پاسخ‌گوی این انتظار باشند.
- زمانی که دانش‌آموز در موقعیت‌های بسیار حساس، احساس بی‌کفایتی و ناامنی می‌کند، برای جبران این احساس ضعف خود، دست به تقلب می‌زند.
 - وقتی فرزند به دلیل رفتار مادر و پدرش، انتظاری بیش از حد واقعی از خود دارد، به تقلب متوسل می‌شود. زمانی که کارنامه‌ی نمره‌های درسی فرزند، به هویت او تبدیل می‌شود و ارزش و اعتبار او با این کارنامه سنجیده می‌شود، وادار به تقلب کردن خواهد شد.
 - وقتی مادر و پدر در زمان آوردن فرزند از مدرسه، به‌جای اینکه جویای حال و احوالش شوند، از او درباره‌ی نمره‌هایش در مدرسه می‌پرسند، فرزند حس می‌کند که نمره‌ی او در مدرسه، از هر چیز دیگری مهم‌تر است و اگر نمره‌اش بد باشد، حال مادر و پدرش هم بد می‌شود. بنابراین، برای رسیدن به نمره‌ای بهتر، به‌راحتی دست به تقلب می‌زند. او باور کرده که نمره‌های خوب، نشانه‌ی فرزند خوب و نمره‌های بد، نشان‌ی فرزند بد است. بنابراین، او می خواهد فرزند خوب خانواده باشد، نه فرزند بد.
 - وقتی تکلیف‌ها و مسوولیت فرزند از توان و ظرفیتش بیشتر باشد و یا از عدم تمرکز و هوش کمتری برخوردار باشد، برای خودنمایی یا گول زدن دیگران، تقلب می‌کند تا خود را بهتر از آنچه که هست، نشان دهد.
 بنابراین، باید مادران و پدران و مربیان از توانایی و ناتوانی‌های طبیعی فرزندان، آگاهی داشته و در واکنش‌های خود، آنها را در نظر بگیرند، تا به ‌‌طور چشم‌گیری از بروز تمایل به تقلب در دانش‌آموزان، کاسته شود.
 - روی آوردن به تقلب و تبدیل آن به یک عادت در دانش آموزان، اغلب به مسائل بیرونی، محیطی، تربیتی و خانوادگی باز می‌گردد. وقتی کودکی نمی‌داند درسی را که می‌خواند چه‌طور می‌تواند برایش مفید باشد، طبیعی است که کوتاه‌ترین و تنهاترین راه را برای دریافت رضایت مادر و پدر و گرفتن نمره‌ی قبولی، طی می‌کند.
 - در کلاس‌هایی که پرتنش و خسته‌کننده است و یا مربیان تاکید زیادی بر فراگیری آن درس دارند، ذهن دانش‌آموز، ارزش آن درس‌ها را درک نمی‌کند، پس انتظار تقلب را از سوی آنان خواهیم داشت.
 باید به کودکان آموخت که مسوولیت اعمال و رفتارهایشان با خودشان است. در ضمن، درک مطلب مهم است، نه نمره‌های خیلی بالا.