نسخه چاپی


نظریه اعتدال مرحوم نراقی



تاثر از نظریه اعتدال ارسطو مباحث اخلاقى خود را سامان داده‏اند
 

تقریبا تمام كتاب‏هاى اخلاقى با تاثر از نظریه اعتدال ارسطو مباحث اخلاقى خود را سامان داده‏اند. خوب است‏بدانیم كه به خاطر اقبال گسترده‏اى كه این نظریه با آن رو به رو بوده است، به آن «اعتدال طلایى» گفته شده است. آن چه كه به این دیدگاه ثبات و ماندگارى بخشیده سه امر است:
1. تحلیل نسبتا واقع‏بینانه از قواى نفس؛ زیرا نگریستن در رفتارهاى آدمى نشان مى‏دهد كه میان آن‏ها هم سانى وجود ندارد؛ برخى از رفتارها همراه با تعقل، درنگ، حزم اندیشى است، بخشى از آن‏ها رنگ شهوانى، لذت جویى و كام خواهى داشته، برخى نیز با درشتى، خشونت، ستیز، تا سر حد قتل همراه است و برخى نیز صرفا توهم و خیال آدمى است.
بنابراین بر شمردن منشا جداگانه براى هر یك از آن‏ها به عنوان قواى نفس و جدا كردن مرزهاى آن‏ها منطقى به نظر مى‏رسد.
2. ارائه سیستم اخلاقى سازمان یافته؛ چنان كه پیش از این یاد كردیم بر اساس نظریه اعتدال رئوس و بنیادهاى فضائل، حكمت، عفت، شجاعت و عدالت‏خواهد شد و مرزهاى متعدد افراط و تفریط، هر یك از قواى چهار گانه فضایل و رذایل را تشكیل مى‏دهد. نظم و انسجام مشهود در كتاب جامع السعادات كه بحث‏هاى مبسوط و مفصل آن در جلدهاى سه گانه در چند باب اصلى تنظیم شده، وامدار همین سیستم اخلاقى ارسطویى است.
3. فقدان تحقیقات دامنه دار در زمینه اخلاق اسلامى؛ چنان كه مرحوم مظفر در بخشى از مقدمه خود بر كتاب جامع السعادات بیان كرده، حساسیت مباحث اخلاقى و یاس علما از تاثیر كتاب‏ها در تربیت اخلاقى باعث‏شده كه در زمینه مباحث اخلاقى تحقیقات اندكى از سوى اندیشه وران مسلمان ارائه گردد. او در این باره مى‏نویسد: «یاس علماى اخلاق حقیقت است؛ زیرا اخلاق با تعلم و خواندن كتاب‏ها به دست نمى‏آید، بلكه اخلاق، صفات و ملكاتى است كه تنها در سایه تمرین‏هاى سخت و تربیت طولانى حاصل مى‏شود؛ به ویژه در دوران كودكى و سنین آغازین، پیش از آن كه فرض شود انسان توانایى خواندن دارد». (53)
به نظر مى‏رسد كمى تحقیقات در زمینه اخلاق اسلامى باعث ركود و ایستایى اندیشه‏ها در این زمینه و فقدان ابتكار و نوآورى در آن و در نتیجه اقتباس و تاثیر پذیرى فاحش از فلسفه اخلاق ارسطویى شده است.
به عبارت روش‏تر نگارنده عمیقا معتقد است اگر چنین تحقیقات دامنه دارى با مراجعه به كتاب و سنت انجام مى‏پذیرفت ضمن آشكار شدن ضعف‏هاى سیستم اخلاقى ارسطویى، به نظام واره نوین اخلاق برخاسته از مكتب وحى دست مى‏یافتیم. شاهد مدعا آن كه ما در برخورد با آیات و روایات به چنین سیستمى بر نمى‏خوریم.
سیستم وحیانى براى انسان روابطى شامل: رابطه او با خداوند، رابطه او با هستى و رابطه او با خود قائل است و بر اساس این روابط رفتارهایى خاص را به او توصیه مى‏كند كه نام آن‏ها را فضایل اخلاقى گذاشته و عدول از آن‏ها و آشكار ساختن رفتارهایى متضاد را رذایل بر مى‏شمرد. (54)
با رهنمونى همین آموزه‏هاى اخلاقى است كه به یكى از اشكالات بنیادین نظریه اعتدال طلایى ارسطو پى مى‏بریم. (55) و آن ضرورت نسبیت مفاهیم و فضایل و رذایل اخلاقى است. كه بسیارى از محققان آن را آفت علم اخلاق مى‏شناسند.
تبیین این اشكال چنین است: ارسطو روح انسان‏ها را به سان بدن آنان در مراتب وجودى یكسان نمى‏داند، از این رو معتقد است اعتدال و حد میانه مى‏باید متناسب با مقتضیات هر فرد انسانى باشد، به عنوان مثال نمى‏توان به همه مردم توصیه كرد كه مقدار متوسط و معتدل خواب و خوراك آنان چقدر است؛ زیرا نیازهاى استراحت و غذایى هر یك از افراد (كه متاثر از اقتضائات جسمى و روحى است) با یكدیگر متفاوت است. و پیداست‏خواب جوان از پیر بیش‏تر و غذاى چاق و كارگر از لاغر و شخص بى‏كار بیش‏تر است. فضیلت و رذیلت نیز مفهوم ثابت و لا یتغیرى ندارد، مى‏باید اقتضائات روحى، شخصیتى و محیطى افراد را سنجید و متناسب با آن‏ها حد وسط و معتدلى از قواى چهار گانه‏اش را فضیلت‏به شمار آورد. چنین نتیجه ضرورى بر اساس مكتب اخلاقى ارسطویى در گفتار مرحوم نراقى منعكس شده است. ایشان پس از تقسیم حد وسط به حقیقى و اضافى در تعریف وسط اضافى چنین آورده است:
«... او اضافى و هو اقرب ما یمكن تحققه للنوع او الشخص الى الحقیقى و یتحقق به كمالها اللائق بحالها وان لم یصل الیه؛ یا اضافى است و آن نزدیك‏ترین حالت‏به حد وسط حقیقى است كه ممكن است‏براى نوع یا شخص پدید آید و كمال شایسته آنان همین حد اضافى است هر چند بر حد حقیقى نرسند».
آن گاه افزوده است: «ثم الوسط المعتبر هنا هو الاضافى لتعذر وجدان الحقیقى و الثبات علیه، ولذا تختلف الفضیلة باختلاف الاشخاص والاحوال والازمان، فربما كانت مرتبة من الوسط الاضافى فضیلة بالنظر الى شخص او حال او وقت، و رذیلة بالنسبة الى غیره؛ حد وسط معتبر در این جا همان وسط اضافى است؛ زیرا كسب حد وسط حقیقى و استوارى بر آن امكان ندارد، بدین خاطر فضیلت‏با اختلاف اشخاص، حالات و زمان‏ها دگرگون مى‏شود، و چه بسا یك مرتبه از حد وسط اضافى در مقایسه با یك شخص یا حالت‏یا زمان فضیلت است، اما در مقایسه با دیگرى رذیله است». (56)
نسبت‏برخى از مفاهیم اخلاقى و فضیلت‏ها و رذیلت‏ها به صورت فى الجمله امرى پذیرفتنى است. به عنوان نمونه حضرت امیر علیه السلام در روایت‏بلندى در تفاوت سه صفت تكبر، ترس و بخل میان مردان و زنان چنین آورده است: «خیار خصال النساء شرار خصال الرجال: الزهد والجبن و البخل، فاذا كانت المراة مزهوة لم تمكن عن نفسها و اذا كانت‏بخیلة حفظت مالها ومال بعلها و اذا كانت جبانة فرقت من كل شى‏ء یعرض لها؛ خصلت‏هاى نیك زنان، خصلت‏هاى بد مردان است [كه عبارتند از: ] تكبر، ترس و بخل. هر گاه زنى متكبر باشد، بیگانه را به خود راه نمى‏دهد، و اگر بخیل باشد مال خود و همسرش را حفظ مى‏كند و اگر ترسو باشد از هر چیزى كه به آبرویش صدمه مى‏زند فاصله مى‏گیرد». (57)
اما حتى همین مورد نیز نسبت مطلق نیست، بلكه نسبت مقید است؛ یعنى در زبان بنیان‏گذار مكتب اخلاقى اسلام، از آغاز مرزها چنین صفاتى میان مردان و زنان تبیین شده است.نه آن كه نسبت رها شده‏اى باشد كه به خود اشخاص و افراد واگذار شده باشد.
و آن چه از نظریه اعتدال ارسطو به دست مى‏آید و در گفتار مرحوم نراقى بدان تصریح شده، نسبیت مطلق مفاهیم اخلاقى است. به استناد این نظریه تمام مفاهیم اخلاقى با تفاوت اشخاص، حالات و زمان‏ها متفاوت مى‏شود، یعنى مفاهیم خود از ثبات و ماندگارى برخوردار نیست و باید به دید فضایلى همچون تواضع، عفت، صداقت، اخلاص و... یا رذایلى به عكس آن‏ها نگریست كه از چه كسى، چه حالتى و چه زمانى صادر شده است. پس اگر ثروت‏مند یا صاحب منصبى - به خاطر موقعیت‏سیاسى و اجتماعى‏اش كه بالطبع وزانت‏خاص خود را مى‏طلبد - منش متواضعانه نداشت، یا كسى كه به خاطر طبیعت‏خشم آلودش سوء خلق را به جاى حسن خلق بنشاند، یا با عذر آوردن عصر تمدن امروزین یا روابط شایع ورایج میان زنان و مردان مرزهاى عفت و منطبق با واست‏شریعت، رعایت نكرد، مى‏توان در باره‏شان چنین قضاوت كنیم كه چون این رفتارها متناسب با مقتضیات شخصى، حالات و زمان خاصى است، حكم رذیلت پیدا نمى‏كند؟!
آیا پذیرش نسبت مطلق مفاهیم اخلاقى راه را براى گریز از بسیارى از فضایل اخلاقى هموار نمى‏سازد؟!
آیا تمام اقوام مللى كه داراى آداب و رسوم اجتماعى خاص خود و فرهنگ ویژه به خود هستند حق ندارند طبق قاعده نسبیت اخلاق، مفاهیمى را فضیلت‏بشمارند كه متناسب با آداب و فرهنگ آن‏ها باشد؟!
در این صورت مى‏توان براى مكتب اخلاقى اسلام ثبات، دوام و جاودانگى كه از ضرورت‏هاى آموزه‏هاى آن است، قایل شد؟!
آیا قرآن براى انسان فطریات ثابتى كه گذشت زمان تغییر فرهنگ، تحول انسان‏ها در تغییر آن تاثیرى نداشته باشد، قائل نیست؟ آیا این آیه از قرآن نیست: «وان اقم وجهك للدین حنیفا» اگر اسلام دین حنیف و منطبق با فطریات تغییرناپذیر انسان است و بخش مهمى از گزاره‏هاى دینى را گزاره‏هاى اخلاقى تشكیل مى‏دهد، چگونه مى‏توان به تحول و تغییر مفاهیم اخلاقى با تحول اشخاص، حالت‏ها و زمان‏ها باورمند بود؟
جالب آن كه مرحوم نراقى با تطبیق فلسفه اخلاق ارسطویى بر فرهنگ قرآنى، اعتدال مورد نظر ارسطو را همان صراط مستقیم مى‏داند و معتقد است وسط به سان دو خط فاصل میان دو نقطه واحد و خطوط منحنى میان آن دو، غیر متناهى است، با این حال به خاطر دشوارى دست‏یابى و ثبات بر حد وسط آن را متعدد و متكثر دانسته است. (58)
اگر اعتدال ارسطویى همان صراط مستقیم است، چگونه مى‏توان صراط مستقیم را نسبى دانست و به تعدد افراد، حالات و زبان‏ها آن را متحول دانست؟! در حالى كه تكثر و تنوع ناپذیرى از اصول مورد تاكید قرآن درباره صراط مستقیم است. و به همین خاطر است كه قرآن همواره از صراط به صورت مفرد یاد مى‏كند در حالى كه از «سبیل راه» به صورت جمع نیز یاد كرده است. (59) نظیر آیه: «وان هذا صراطی مستقیما فاتبعوه ولا تتبعوا السبل فتفرق بكم عن سبیله». (60)

(53). ملا محمد مهدى نراقى، همان، ج 1، ص ع.
(54). مرحوم علامه طباطبائى معتقد است كه در مباحث اخلاقى، تا كنون چهار مكتب ظهور كرده است: مكتب فلاسفه، مكتب انبیا، مكتب عرفانى اولیاى كمل (البته این نام را با توجه به تعریف ایشان بر آن گذاشته‏ایم)، مكتب مادیون، ایشان تفاوت مكتب فلاسفه (نظریه اعتدال) و مكتب انبیا را در غرض از اخلاق مى‏داند؛ زیرا غرض فلاسفه از طرح مباحث اخلاقى كسب فضیلت است، در حالى كه هدف پیامبران علیهم السلام كسب رضایت الهى است. (ر.ك: المیزان، ج‏1، ص 370- 375).
(55). براى آگاهى از برخى انتقادهاى دیگر ر.ك: شهید مطهرى، آشنایى با علوم اسلامى، ج‏2، ص 202- 204.
(56). ملا محمد مهدى نراقى، همان، ج‏1، ص 61- 62.
(57). نهج البلاغه.
(58). ملا محمد مهدى نراقى، همان، ص 60- 61.
(59). طباطبائى، المیزان، ج‏1، ص 31- 35.
(60). انعام (6)، آیه 153.



برچسب هااخلاق نظری, اعتدال, کتب اخلاقی, نراقی
نسخه چاپیارسال به دوستان

نظر شما:



مطالب پیشنهادی
سعادت و کمال انسان سعادت و کمال انسان
مکتبى که انسان را موجود مادى فرض مى‏کند،
بررسی ریشه خجالت بررسی ریشه خجالت
قبل از پاسخ لازم است با مفهوم و معنای خجالت آشنا گردیم و آن گاه ریشه های خجالت را مورد ارزیابی قرار دهیم.
تفاوت وجدان با فطرت تفاوت وجدان با فطرت
جنبه ادراکى وجدان اخلاقى این است که اعمال و حتى افکار انسان‌‌ها را مورد بررسى ‏قرار مى‌‌‏دهد
زهد و ایثار و همدردی زهد و ایثار و همدردی
ایثار یعنى دیگران را بر خویشتن مقدم داشتن
تعریف اخلاق و اخلاق نظری تعریف اخلاق و اخلاق نظری
کلمه اخلاق جمع خلق است. خلق شکل درونی انسان است.
اخلاق و عرفان از دیدگاه مرحوم نراقی اخلاق و عرفان از دیدگاه مرحوم نراقی
گذشته از آن كه اخلاق اسلامى بر اساس آن چه در عموم كتاب‏هاى اخلاق نظرى آمده
چالش‏هاى مفاهیم اخلاقى از دید مرحوم نراقی چالش‏هاى مفاهیم اخلاقى از دید مرحوم نراقی
یكى از دشواریهاى علم اخلاق تبیین مفاهیم آن با حدود و ثغور كامل است
نظریه اعتدال مرحوم نراقی نظریه اعتدال مرحوم نراقی
تاثر از نظریه اعتدال ارسطو مباحث اخلاقى خود را سامان داده‏اند
تعریف کلی اخلاق تعریف کلی اخلاق
کلمه اخلاق جمع خلق است. خلق شکل درونی انسان است
سیری در مبانی نظری اخلاق از دیدگاه علامة طباطبائی سیری در مبانی نظری اخلاق از دیدگاه علامة طباطبائی
مسلمان در جوامع اسلامی به شدّت مورد حملات و تهدیدات دشمنان قرار گرفته

• حج
آموزش
احکام
آشنایی با اماکن
• عترت
اهل بیت علیهم السلام
خاندان معصومین
زیارتنامه ها
احادیث و روایات
غدیر
• تاریخ
تاریخ اسلام
تاریخ ایران
انقلاب اسلامی
دفاع مقدس
بیداری اسلامی
• سبک زندگی
حجاب و عفاف
خانه و خانواده
خلاقیت و نوآوری
زندگی شهری
کودک و نوجوان
طب طبیعی
• چند رسانه ای
آوا و نما
عکس
نرم افزار
• هنر دینی
شعر آیینی
حکایات و لطایف
دلنوشته ها
داستانک
 • حج در معارف و کلام
وحی
معصومین ( علیهم السلام )
بزرگان
• اخلاق
اخلاق عملی
اخلاق نظری
• کتابخانه
حج
عترت ( علیهم السلام )
معارف
• سایر
دین شناسی
شخصیت شناسی
پیوندها
کلیه حقوق متعلق مادی و معنوی متعلق به امور حج و زیارت سازمان صدا و سیما می باشد
امور حج و زیارت صدا و سیما