نسخه چاپی


حج تمتع در زمان پیامبر و نهى خلیفه دوم آن بر اساس اجتهادشخصى



عمران بن حصین در مرضى كه به آن مرض از دنیا رفت نزد من فرستاد، و مرا احضار كرد
 

روایاتى دال بر تشریح حج تمتع در زمان پیامبر و نهى خلیفه دوم آن بر اساس اجتهادشخصى

و در صحیح مسلم و مسند احمد و سنن نسائى از مطرف روایت آمده كه گفت : عمران بن حصین در مرضى كه به آن مرض از دنیا رفت نزد من فرستاد، و مرا احضار كرد و گفت یكى از كسانى كه من محدثش ‍ بودم ، و برایش حدیث مى كردم تو بودى ، و به این امید برایت حدیث مى گفتم كه بعد از من سودى به حالت داشته باشد، اگر من زنده ماندم احادیث مرا به من نسبت مده ، و خلاصه نگو فلانى چنین گفت ، و اگراز دنیا رفتم مستقیما به من نسبت بده براى اینكه دیگر خطرى برایم نیست و بدانكه رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) بین حج و عمره را جمع كرد، (یعنى حج تمتع آورد)، و بعد از آن آیه اى دیگر در نسخ این حكم نازل نشد و خودش هم از آن نهى نفرمود تنها یك مرد عادى از پیش خود هر چه خواست گفت .

و نیز در صحیح ترمذى و كتاب زاد المعادتاءلیف ابن قیم روایت شده كه شخصى از عبد اللّه پسر عمر از حج تمتع پرسش نمود عبد اللّه پسر عمر گفت : این عمل عملى است حلال ، پرسید: آخر پدرت از آن نهى كرده ، گفت : در این مساءله كه پدرم نهى كرده ، اما رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) آن را بجاى آورده ، آیا باید امر رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) را پیروى كنیم ، یا امر و فرمان پدرم را؟ سائل در پاسخ گفت : البته امر رسول خدا متبع است ، عبد اللّه بن عمر گفت : اگر امر رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) متبع است پس بدان كه رسول خدا(صلى اللّه علیه و آله و سلم ) خودش این عمل را بجاى آورد.

و صحیح ترمذى ، و سنن نسائى ، و سنن بیهقى ، وموطاءمالك ، و كتاب الام شافعى ، همگى از محمد بن عبد اللّه روایت آورده اند كه گفت در سالى كه معاویه حج بجاى آورد از سعد بن ابى و قاص ، و از ضحاك بن قیس شنیدم :

كه با یكدیگر درباره حج تمتع بحث مى كردند، ضحاك مى گفت : تنها كسانى كه این عمل را انجام مى دهند كه نسبت به امر خدا جاهلند، سعد در جوابش مى گفت : بسیار حرف زشتى زدى ، اى برادر زاده ، ضحاك گفت : آخر عمر از این عمل نهى كرد، سعد گفت : آخر رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) این عمل را بجاى آورد، و همه ما با آن جناب بجا آوردیم .

و در الدر المنثور است كه بخارى ، و مسلم ، و نسائى از ابى موسى روایت آورده اند كه گفت : در بطحا خدمت رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) رسیده ، عرضه داشتم : در حال احرام نیت كردم : احرام مى بندم به آنچه رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) احرام بسته ، فرمود: آیا با خود قربانى آورده اى ؟ عرضه داشتم نه ، فرمود پس برو در خانه طواف كن ، و سعى بین صفا و مروه بجاى آر، و سپس تقصیر كن ، و از احرام درآى ، من طواف و سعى كردم و سپس به خیمه زنى از بستگانم رفتم ، او سر مرا اصلاح كرد، و شستشو داد.

و من در زمان ابى بكر و همچنین در عهد خلافت عمر به حج تمتع فتوا مى دادم تا آنكه در عهد عمر سالى در موسم حج مشغول مناسك حج بودم ، كه مردى برایم خبر آورد: چه نشسته اى كه امیر المؤ من ین (عمر) در باره مناسك حج فتوائى تازه داده ، من بانگ برداشتم كه اى مردم هر كس از ما فتوائى گرفته تكلیفش دشوار شده ، چون امیرالمؤ من ین دارد مى آید و حكم هر مساءله رااز او بگیرید، و به او اقتدا كنید، پس همینكه عمر وارد شد، از او پرسیدم : چه چیز تازه اى درباره مناسك حج گفته اى ؟ گفت . اینكه به كتاب خدا تمسك كنیم كه مى فرماید: (و اتموا الحج و العمره لله ، ح ج و عمره را براى خدا تمام كنید) و نیز به سنت پیامبران تمسك كنیم كه فرموده محرم نباید از احرام در آید تا آنكه قربانى خود را ذبح كند.

و نیز در الدر المنثور است كه مسلم از ابى نضره روایت كرده كه گفت : ابن عباس همواره به مردم دستور مى داد حج تمتع كنند، و عبد اللّه بن زبیر همواره از آن نهى مى كرد، این اختلاف نظر به جابر بن عبد اللّه گفته شد، در پاسخ گفت : احادیث به دست من در بین مردم دایر و شایع شده ، ما با رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) حج تمتع مى كردیم ، همینكه عمر به خلافت رسید گفت : خدا از هر چه مى خواست براى پیغمبرش حلال مى كرد، و ملاك كار ما قرآن است ،

كه هر آیه اش در جائى كه باید نازل شود نازل شده ، و قرآن فرموده : (فاتموا الحج و العمره لله ) بنابراین همانطور كه قرآن دستور داده عمل كنید، و حج خود را از عمره جدا سازید، یعنى در یك سال هر دو را انجام ندهید، چون اگر این كار را كه مى گویم بكنید حج شما تمام تر و عمره تان هم تمام تر مى شود.

و در مسند احمد از ابى موسى روایت شده كه گفت : این عمل یعنى حج تمتع سنت رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) است ، ولى من مى ترسم مردم بین عمره و حج در زیر درختان اراك با زنان خود همخوابگى كنند و آنان را باخود برداشته به حج بروند.



برچسب هادین شناسی, فروع دین, حج, حج در كلام وحی
نسخه چاپیارسال به دوستان

نظر شما:



مطالب پیشنهادی
معناى كلمه هدى و فرق آن با هدیه معناى كلمه هدى و فرق آن با هدیه
پیش كش كردن چیزى از نعمتها به كسى و یا به محلى ، به منظور تقرب جستن
«استلام حجر» «استلام حجر»
و سوگند به شاهد و مشهود.
همه موجودات جهان در پیشگاه او سجده مى‏كنند همه موجودات جهان در پیشگاه او سجده مى‏كنند
پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) را مخاطب ساخته مى‏گوید
آنها كه بر لب پرتگاه كفرند آنها كه بر لب پرتگاه كفرند
دو گروه در میان بود گروه پیروان گمراه ، و رهبران گمراه كننده
آیات 196 تا 203 بقره (مربوط به حج) آیات 196 تا 203 بقره (مربوط به حج)
اولئك لهم نصیب مما كسبوا و اذكروا اللّه و اللّه سریع الحساب
دلائل معاددر عالم جنین و گیاهان دلائل معاددر عالم جنین و گیاهان
حقیقت قرآن مى‏خواهد صحنه‏هاى معاد را كه مردم در همین زندگى دنیا با آن سر و كار دارند
حج در كلام نهج البلاغه حج در كلام نهج البلاغه
کعبه به عنوان مرکز توحید، قبله جهانیان، و حج به عنوان بی نظیرترین تجلّی
باز هم مجادله به باطل باز هم مجادله به باطل
گروهى از مردم كسانى هستند كه در باره خدا بدون هیچ علم و دانش و هدایت
اسرار حج اسرار حج
عبادت، فلسفه آفرینش انسان است
پیروان شیطان! پیروان شیطان!
وحشت عمومى مردم به هنگام وقوع زلزله قیامت بود در آیات مورد بحث حال گروهى از بیخبران را منعكس مى‏كند

• حج
آموزش
احکام
آشنایی با اماکن
• عترت
اهل بیت علیهم السلام
خاندان معصومین
زیارتنامه ها
احادیث و روایات
غدیر
• تاریخ
تاریخ اسلام
تاریخ ایران
انقلاب اسلامی
دفاع مقدس
بیداری اسلامی
• سبک زندگی
حجاب و عفاف
خانه و خانواده
خلاقیت و نوآوری
زندگی شهری
کودک و نوجوان
طب طبیعی
• چند رسانه ای
آوا و نما
عکس
نرم افزار
• هنر دینی
شعر آیینی
حکایات و لطایف
دلنوشته ها
داستانک
 • حج در معارف و کلام
وحی
معصومین ( علیهم السلام )
بزرگان
• اخلاق
اخلاق عملی
اخلاق نظری
• کتابخانه
حج
عترت ( علیهم السلام )
معارف
• سایر
دین شناسی
شخصیت شناسی
پیوندها
کلیه حقوق متعلق مادی و معنوی متعلق به امور حج و زیارت سازمان صدا و سیما می باشد
امور حج و زیارت صدا و سیما