شبکه تلویزیونی اینترنتی لبیک |خانه|--|درباره ما|--|ارتباط با ما|


سه شنبه 9 خرداد 1396  


  نسخه چاپی


معناى كلمه هدى و فرق آن با هدیه



پیش كش كردن چیزى از نعمتها به كسى و یا به محلى ، به منظور تقرب جستن
 

 

و كلمه (هدى ) پیش كش كردن چیزى از نعمتها به كسى و یا به محلى ، به منظور تقرب جستن به آن كس و یا آن محل است و اصل كلمه از هدیه گرفته شده ، كه به معناى تحفه است ، و یا از هدى است كه به معناى هدایتى است كه انسان را به سوى مقصود سوق مى دهد، و كلمه (هدى و هدیه ) همان فرقى را با هم دارند كه كلمه (تمر و تمره ) با هم دارد، كه اولى جنس خرما است ، و دومى یك خرما، و مراد از هدى در مساءله حج آن حیوانى است كه انسان با خود به طرف مكه مى برد تا در حج خود آن را قربانى كند.

فمن كان منكم مریضا او به اذى من راسه ...

 حرف ( فا) در آغاز جمله براى تفریع است ، یعنى جمله را نتیجه سخنان قبلى مى كند، و تفریع این حكم بر سخن قبلى كه از تراشیدن سر نهى مى كرد، دلالت دارد بر اینكه مراد از مرض خصوص آن مرضى است كه با نتراشیدن سر برایش مضر است ، و اگر سر را بتراشد آن مرض به بهبودى مبدل مى گردد، و اگر در جمله : (از شما كسى كه مرضى دارد و یا سرش ناراحت مى شود)، كلمه (و یا) را كه مفیدتر دید است به كار برد،

براى این بود كه بفهماند مراد از ناراحتى سر، ناراحتى غیر از سر درد و بیمارى است ، بلكه ناراحتى از ناحیه حشرات است ، پس عبارت (اذى من راسه ) كنایه است از متاءذى شدن از حشرات از قبیل شپش ‍ كه در سر مى افتد.

پس این دو امر یعنى ناراحتى از شپش و یا سر درد، تراشیدن سر را جایز مى كند، اما بافدیه به یكى از سه خصلت ، اول روزه ، دوم صدقه ، و سوم نسك .

و در روایات وارد شده كه روزه نامبرده سه روز است ، و مراد از صدقه سیر كردن شش نفر مسكین ، و مراد از نسك قربانى كردن یك گوسفند است .

فاذا امنتم فمن تمتع بالعمره الى الحج

حرف (فا) بر سر جمله آن را متفرع بر احصار مى كند و معنایش این است كه چون از مرض و دشمن و یا موانع دیگر ایمن شدید، پس هر كس تمتع ببرد به وسیله عمره تا حج یعنى با عمره عمل عبادت خود را ختم كند، و تا مدتى محل شود تا دوباره براى حج احرام بپوشد مى تواند این كار را بكند، و در آن هدیى آسان با خود ببرد.

بنابر این حرف (با) در كلمه (بالعمره ) باى سببیت است ، و سببیت عمره براى تمتع و بهره گیرى ، بدین جهت است كه در حال احرام نمى توانست از زنان و شكار و امثال آن بهره مند شود مگر آنكه از احرام درآید، و تمتع آدمى را از احرام بیرون مى آورد.

فما استیسر من الهدى ...

از ظاهر آیه بر مى آید كه هدى نسكى است على حده ، نه اینكه جبران این باشد كه شخص متمتع نتوانسته و یا نخواسته احرام براى حج را از میقات ببندد، و لا جرم از شهر مكه براى حج احرام بسته است ، براى اینكه جبران بودن هدى احتیاج به مونه اى زاید دارد، تا انسان آن را از آیه شریفه بفهمد، و خلاصه عبارت مورد بحث را هر كس ببیند، مى فهمد كه هدى عبادتى است مستقل ، نه جبران چیزى كه فوت شده .

حال اگر بگوئى جمله :( فما است یسر من الهدى ...) به خاطر حرف (فا) نتیجه جمله : (فمن تمتع ...) است ، و مترتب بر آن است ، همانطور كه جزاء شرط در جمله : (اگر به منزل ما بیائى از تو پذیرائى مى كنم ) مترتب بر شرط (اگر) است و این ترتب به ما مى فهماند كه آوردن هدى كفاره و جبران تمتع و است راحتى است كه بعد از عمره تمتع و قبل از حج آن مى كند، علاوه بر اینكه وقتى فعل شرط خود كلمه تمتع است (هر كس تمتع كند باید چنین و چنان كند)، مى فهمیم كه هدى در ازاى تمتعى قرار گرفته كه گفتیم نوعى تسهیل شرعى و تخفیف است ، پس هدى جبران این تخفیف مى شود نه عبادتى جداگانه .

در پاسخ مى گوئیم : كلمه (بالعمرة ...)، این سخن را رد مى كند، براى اینكه كلمه نام برده عمره را از حج جدا و آن دو را دو عمل مستقل مى سازد، و جبران بودن هدى وقتى صحیح است كه تسهیل و تخفیف در یك عمل تشریع شده باشد، نه در بین دو عمل ، كه احرام اولى یعنى عمره تمام شده ، و احرام دومى یعنى حج هنوز شروع نگشته .

علاوه براینكه درك اشعار نامبرده به فرضى كه صحیح باشد، وقتى است كه تشریع هدى به خاطر تشریع تمتع به عمره تا حج باشد، نه اینكه به خاطر فوت احرام حج از میقات باشد. ظاهر آیه شریفه : ( فمن تمتع بالعمرة الى الحج فما است یسر من الهدى ) این است كه مى خواهد خبر دهد از تشریع تمتع ، و اینكه قبلا چنین عمره اى تشریع شده ، نه اینكه بخواهد با همین جمله آن را تشریع كند، چون مى فرماید (پس هر كس به عمره تا حج تمتع كند، پس باید تا جائى كه مى تواند قربانى با خود ببرد)، معلوم مى شود قبلا چنین عمره اى تشریع شده بوده ، كه آن را مفروغ عنه و مسلم گرفته از تشریع قربانى در آن خبر مى دهد.

این خیلى روشن است كه عبارت (هر كس تمتع كرد باید با خود هدى ببرد) و عبارت (تمتع كنید و در تمتع با خود قربانى ببرید) فرق دارد، اولى را در جائى مى گویند كه شنونده قبلا از تشریع تمتع اطلاع داشته باشد، و دومى را در جائى مى گویند كه گوینده مى خواهد با همین كلام خود آنرا تشریع كند، خواهى گفت تمت ع در كجا تشریع شده ؟ مى گوئیم : در آیه شریفه :( ذلك لمن لم یكن اهله حاضرى المسجد الحرام ).

فمن لم یجد فصیام ثلثه ایام فى الحج و سبعة اذا رجعتم ...

اینكه حج را ظرف براى صیام قرار داد، و فرمود: (سه روز در حج ) به این اعتبار است كه عمل حج و عمل روزه در یك مكان و یك زمان انجام مى شود، زمانى كه عمل حج در آن انجام مى شود، و زمان حج شمرده مى شود، یعنى فاصله میان احرام حج و مراجعت به مكه همان زمان سه روز روزه است ، و به همین اعتبار است كه در روایات وارده از ائمه اهل بیت (علیه السلام ) آمده : كه وقت روزه براى كسى كه قادر باشد قبل از روز قربانى است ، و براى كسى كه قادر نیست بعد از ایام تشریق یعنى یازده و دوازده و سیزدهم است ، و اگر كسى در این ایام هم قدرت بر روزه گرفتن نیافت باید پس از مراجعت به وطن آن را بگیرد، و ظرف هفت روز دیگر بعد از مراجعت از مكه است ، چون (ظاهر جمله : (اذا رجعتم ، وقتى برگشتید) همان برگشتن به وطن است ، و گرنه مى فرمود: در حال برگشتن ، علاوه بر اینكه التفات از غیبت (كسى كه تمتع كند به عمره تا حج ) به حضور (وقتى برگشتید) خالى از اشعار و دلالت بر این معنا نیست .

تلك عشره كامله ...

یعنى سه روز در حج و هفت روز در مراجعت ، ده روز كامل است ، و اگر عدد هفت را مكمل عدد ده خوانده نه متمم آن ، براى این بود كه بفهماند هر یك از سه روز و هفت روز حكمى مستقل و جداگانه دارد، كه بیانش در فرق میان دو كلمه تمام و كمال در اول آیه گذشت .

پس معلوم شد كه روزه سه روز عملى است تام فى نفسه ، و اگر محتاج به هفت روز است محتاج در كامل بودنش هست ، نه در تمامیتش .

ذلك لمن لم یكن اهله حاضرى المسجد الحرام



برچسب هادین شناسی, فروع دین, حج, حج در كلام وحی
نسخه چاپیارسال به دوستان

نظر شما:



مطالب پیشنهادی
معناى كلمه هدى و فرق آن با هدیه معناى كلمه هدى و فرق آن با هدیه
پیش كش كردن چیزى از نعمتها به كسى و یا به محلى ، به منظور تقرب جستن
«استلام حجر» «استلام حجر»
و سوگند به شاهد و مشهود.
همه موجودات جهان در پیشگاه او سجده مى‏كنند همه موجودات جهان در پیشگاه او سجده مى‏كنند
پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) را مخاطب ساخته مى‏گوید
آنها كه بر لب پرتگاه كفرند آنها كه بر لب پرتگاه كفرند
دو گروه در میان بود گروه پیروان گمراه ، و رهبران گمراه كننده
آیات 196 تا 203 بقره (مربوط به حج) آیات 196 تا 203 بقره (مربوط به حج)
اولئك لهم نصیب مما كسبوا و اذكروا اللّه و اللّه سریع الحساب
دلائل معاددر عالم جنین و گیاهان دلائل معاددر عالم جنین و گیاهان
حقیقت قرآن مى‏خواهد صحنه‏هاى معاد را كه مردم در همین زندگى دنیا با آن سر و كار دارند
حج در كلام نهج البلاغه حج در كلام نهج البلاغه
کعبه به عنوان مرکز توحید، قبله جهانیان، و حج به عنوان بی نظیرترین تجلّی
باز هم مجادله به باطل باز هم مجادله به باطل
گروهى از مردم كسانى هستند كه در باره خدا بدون هیچ علم و دانش و هدایت
اسرار حج اسرار حج
عبادت، فلسفه آفرینش انسان است
پیروان شیطان! پیروان شیطان!
وحشت عمومى مردم به هنگام وقوع زلزله قیامت بود در آیات مورد بحث حال گروهى از بیخبران را منعكس مى‏كند

• حج
آموزش
احکام
آشنایی با اماکن
• عترت
اهل بیت علیهم السلام
خاندان معصومین
زیارتنامه ها
احادیث و روایات
غدیر
• تاریخ
تاریخ اسلام
تاریخ ایران
انقلاب اسلامی
دفاع مقدس
بیداری اسلامی
• سبک زندگی
حجاب و عفاف
خانه و خانواده
خلاقیت و نوآوری
زندگی شهری
کودک و نوجوان
طب طبیعی
• چند رسانه ای
آوا و نما
عکس
نرم افزار
• هنر دینی
شعر آیینی
حکایات و لطایف
دلنوشته ها
داستانک
 • حج در معارف و کلام
وحی
معصومین ( علیهم السلام )
بزرگان
• اخلاق
اخلاق عملی
اخلاق نظری
• کتابخانه
حج
عترت ( علیهم السلام )
معارف
• سایر
دین شناسی
شخصیت شناسی
پیوندها
کلیه حقوق متعلق مادی و معنوی متعلق به امور حج و زیارت سازمان صدا و سیما می باشد
امور حج و زیارت صدا و سیما