شبکه تلویزیونی اینترنتی لبیک |خانه|--|درباره ما|--|ارتباط با ما|


سه شنبه 2 خرداد 1396  


  نسخه چاپی


اجازه شعبان زائر



دید موسی شبانی را به راه کو می‌گفت ای خدا و ای اله
 

دید موسی شبانی را به راه
کو می‌گفت ای خدا و ای اله
...
ما بیرون را ننگریم و قال را
ما درون را بنگیریم و حال را

با هم راه افتادیم؛ من بودم و شبان. او می‌رفت چارق خدا را بدوزد، روغن و شیر برایش ببرد، موهایش را شانه کند و من می‌رفتم پابوس حضرت.
گفت: حالا کدام حرم برویم؟ گفتم فرقی با هم ندارند، همه اولیا‌ی خدا یک نور واحدند. شبان خندید و گفت: برای تو فرقی نمی‌کند کجا برویم؟ گفتم: نه، نباید هم بکند. گفت: پس چرا به اسم او که می‌رسی روی چشمت را مه می‌گیرد، فرقی نمی‌کند که...
لال شدم؛ مچ گرفته بود. گفتم: تو نور واحدی و این حرف‌ها سرت نمی‌شود. درس تو هنوز به آنجا نرسیده. این درس کلاس بالایی‌هاست؛ درس تو رسیده به نان و نمک. نان و نمک او را خورده‌ای و با او دل بسته‌ای و بین او و همه ائمه فرق می‌گذاری؛ نمک‌گیر شده‌ای..
شناسنامه را از شیشه باجه بردم تو و گفتم: آقا یک بلیت برای مشهد.



برچسب هاعترت, هنر دینی, داستان كوتاه
نسخه چاپیارسال به دوستان

نظر شما:



مطالب پیشنهادی
داستان نماز امام رضا (ع) داستان نماز امام رضا (ع)
یعنی لا اله الاالله دژ من است کاروان وامام رفتند وعطر کلام امام در هوای نیشابور باقی ماند
خدا شناسی در قالب كیك خوشمزه خدا شناسی در قالب كیك خوشمزه
پسر کوچکی برای مادربزرگش توضیح می‌داد که چگونه همه‌چیز ایراد دارد…
مردی كه خواست با پولش دفن شود مردی كه خواست با پولش دفن شود
مردی تمام عمر خود رو صرف پول درآوردن و پس انداز کردن نموده
دلم ایستادن و زل زدن به پنجره فولاد و زمزمه های پر از راز و نیاز بیماران دلم ایستادن و زل زدن به پنجره فولاد و زمزمه های پر از راز و نیاز بیماران
چقد این اذن دخول با دلم بازی می کند ...چقد دلم لک زده برای ایستادن در پشت ورودی های حرم امام رئوف و خواندن اذن دخول ...
نذر دخترك برای زائر امام رضا (ع) نذر دخترك برای زائر امام رضا (ع)
یک نایلون که تویش چندتا کتاب بود، در دستم، کیفم هم روی شانه‏ام؛ رسیدم جلو حرم
ضامن یتیمان امام رضا (ع) ضامن یتیمان امام رضا (ع)
ساعت حدود ?.? ، 3 بود که از دور گنبد زرد طلا را دید. چشمان بی قرارش را به گنبد زرد طلا دوخت
اجازه شعبان زائر اجازه شعبان زائر
دید موسی شبانی را به راه کو می‌گفت ای خدا و ای اله
حكمت كبوتر حرم امام رضا (ع) حكمت كبوتر حرم امام رضا (ع)
دیشب خواب دیدم که در یک بیابان سرگردانم. نمی دانستم از کجا آمده ام و به کجا می خواهم بروم
اما رضا (ع) و پیر مرد ساده دل اما رضا (ع) و پیر مرد ساده دل
روایتی از حضور پیشوای هشتم در زندگی پیرمرد همان اتفاقی که آرزویش را داشت
شربت گوارا شربت گوارا
به سخنان امام گوش می‏دادم. هوا گرم بود و آفتاب ظهر، شدت گرما را بیش‏تر می‏کرد

• حج
آموزش
احکام
آشنایی با اماکن
• عترت
اهل بیت علیهم السلام
خاندان معصومین
زیارتنامه ها
احادیث و روایات
غدیر
• تاریخ
تاریخ اسلام
تاریخ ایران
انقلاب اسلامی
دفاع مقدس
بیداری اسلامی
• سبک زندگی
حجاب و عفاف
خانه و خانواده
خلاقیت و نوآوری
زندگی شهری
کودک و نوجوان
طب طبیعی
• چند رسانه ای
آوا و نما
عکس
نرم افزار
• هنر دینی
شعر آیینی
حکایات و لطایف
دلنوشته ها
داستانک
 • حج در معارف و کلام
وحی
معصومین ( علیهم السلام )
بزرگان
• اخلاق
اخلاق عملی
اخلاق نظری
• کتابخانه
حج
عترت ( علیهم السلام )
معارف
• سایر
دین شناسی
شخصیت شناسی
پیوندها
کلیه حقوق متعلق مادی و معنوی متعلق به امور حج و زیارت سازمان صدا و سیما می باشد
امور حج و زیارت صدا و سیما