شبکه تلویزیونی اینترنتی لبیک |خانه|--|درباره ما|--|ارتباط با ما|


دوشنبه 7 فروردين 1396  


  نسخه چاپی


تقوا و پارسایى روح عمل است



چون محور پذیرش هر عملى تقوا و وارستگى است،
 

چون محور پذیرش هر عملى تقوا و وارستگى است، خداوند متعال اساس كعبه و مناسك حج را با تقوا پى ریزى كرد. قبل از اسلام به حج و  زیارت كعبه مى پرداختند و در اطراف كعبه طواف مى كردند و مناسك حج; نظیر قربانى و مانند آن، بجا مى آوردند، اما آمیخته با شرك بود. به هنگام ذبح قربانى مقدارى از گوشت آن را به دیوار كعبه مى آویختند و نیز مقدارى از خونش را بر دیوار خانه مى مالیدند. این عبادت توحیدى را با آن شرك مشوب كرده بودند. اسلام كه آمد، فرمود:

«لَن ینال الله لُحومُها ولا دِماؤها ولكن ینالهُ التّقوى منكم»(1)

«خداوند متعال این قربانى را با گوشت نمى پذیرد، با خون نیز نمى پذیرد. گوشت و خون این مذبوح به خدا نمى رسد، بلكه روحِ عمل، كه تقوا و پارسایى است به خدا مى رسد.»

بكوشید عمل را با روح و جان انجام دهید; زیرا خداوند عملى را مى پذیرد كه طیّب و پاك باشد (الیهِ یصعد الكلمُ الطّیّب والعمل الصّالح یرفعُهُ)(1) ذات اقدسش جمیل است و دوست دارد جمال را و نیز واحد است و دوست دارد توحید را. و از هر عمل آمیخته به شرك بیزار است.

در این جا هم مى فرماید: قربانى در سرزمین منا، كه بخشى از مناسك حج و زیارت است، وقتى مقبول است كه با تقوا انجام گیرد و روح عمل تقوا باشد; زیرا اگر عمل با تقوا نبود مقبول نیست و یا اگر همراه با تقوا بود لیكن عامل، در غیر محدوده این عمل، گرفتار نقاط ضعفى بود، گرچه عمل او مقبول است ولى قبول كامل نیست. حصرى كه در قرآن كریم آمده است; «انّما یتقبّل الله من المتّقین»(2) ناظر به این دو نكته است:

1 ـ اگر عملى بدون تقوا باشد اصلا قبول نمى شود.

2 ـ اگر عمل همراه تقوا بود لیكن عامل در غیر محدوده این عمل، گرفتار نقاط ضعف بود گرچه این عمل مقبول است و لكن آنچنان كه باید بالا نمى رود.

ابراهیم نمونه كامل تقواى الهى است و مناسك حج نمودار كامل پذیرش عمل است. خداوند عمل انسانى را مى پذیرد كه تمام برنامه هاى او بر پایه تقوا تنظیم شده باشد; «أفمن أسّس بُنیانهُ على تقوى مِنَ اللهِ
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ فاطر : 10

2 ـ مائده : 27
 

صفحه 41
 

ورِضوان خیر أم من أسّس بُنیانه على شفا جُرُف هار فانهار به فى نار جهنّم والله لا یهدى القوم الظّالمین»(1)

خداوند عملى را مى پذیرد كه عامل آن برنامه اش را بر پایه تقوا استوار كند و مناسك حج را از اعمالى مى داند كه بر پایه تقوا است.

اگر مسأله رمى جمرات و سنگ زدن به جمره ها مطرح است. در حقیقت دیو درون و بیرون را رمى كردن و شیطان انس و جنّ را راندن است. تا انسان فرشته نشود، شیطان از حریم او بیرون نمى رود. اگر فرشته خوى شد آنگاه است كه از گزند شیطنت مصون است. زیارت كعبه براى آن است كه انسان را فرشته خوى كند. در رمى جمرات، هرگونه اوصاف پلیدى را طرد كند و پاك شود. در قربانگاه بر پایه تقوا قربانى كند. در كنار كعبه، اطراف خانه طاهرِ عتیق، كه نمودار مساوات است، طواف كند. بین صفا و مروه آنچنان سعى كند كه از صفاى الهى برخوردار باشد. خداى تعالى سعى بین صفا و مروه را در قرآن با تعبیر «طواف» آورده و  آنگاه فرمود: این سعى جزء شعائر الهى است و هر انسانى كه شعائر الهى را تعظیم كند; «فانّها من تقوى القلوب»(2) است.

جاى تقوا دل است، همانگونه كه جاى تقوا در قربانى، روح عمل است و خداوند متعال با این كار روح را بالا مى برد و انسان را در همه این فرازها مى آزماید. و این كه دستور طواف بر اطراف كعبه را مى دهد، براى آن است كه انسان در كنارِ این كعبه چون فرشتگان به یاد حق باشد و زمزمه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ توبه : 109

2 ـ حج : 32
 

صفحه 42
 

كند. در دوران جاهلیت اطراف كعبه طواف مى كردند اما عبادت آنها سوت كشیدن و كف زدن بود. قرآن فرموده است:

«ما كان صلاتهم عند البیت الاّ مكاءً وتصدیة»(1)

مشرك اگر در كنار كعبه هم به زمزمه و نماز بایستد، سوت مى كشد. اگر تكبیر بگوید، كف مى زند; زیرا تكبیر و زمزمه شرك آلود، بیان انسانى نیست قرآن سخن آنان را كه در زمان جاهلیت اطراف كعبه با اذكار شرك آلود طواف مى كردند، بیان نمى داند بلكه صفیر و سوت مى داند.

در نظر قرآن، سخن انسان بیان است; «الرّحمن علّم القرآنَ خلق الإنسان علّمه البیان»(2)

معلّم خداى رحمان است و اوست كه قرآن را تعلیم داد. وقتى قرآن تعلیم شد، شاگردِ قرآن مى شود انسان; «خَلَقَ الإنسان»

و آن گاه كه فردى «انسان» شد، سخن او «بیان» است; «علّمه البیان»

اوّل علم قرآن است، بعد انسان شدن، و سپس بیان داشتن. بیان براى انسان و انسانیّت در پرتو قرآن است. آن كس كه از قرآن سهمى ندارد انسان نیست. آن كس كه انسان نباشد سخن او بیان نیست و آن كس كه سخن او بیان نباشد كلمات او صفیر است و سوت و فریاد.

و اما پاكان، كه در اطراف كعبه طواف مى كنند، نه تنها به یاد حق سرگرمند كه به یاد خلق خدا هم مشغولند و سعادت همگان را در آنجا كه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ انفال : 35

2 ـ الرحمن : 1 ـ 2
 

صفحه 43
 

دعا مستجاب است از الله مسألت مى كنند. در كنار كعبه و خانه خدا، از خدا غیر خدا را نمى طلبند.



برچسب هادین شناسی, فروع دین, حج, آموزش حج
نسخه چاپیارسال به دوستان

نظر شما:



مطالب پیشنهادی
آداب حج آداب حج
هر یک بنفسه صلاحیت تصفیه نفس را دارد
فرشتگان از اسرار حاجیان آگاهند فرشتگان از اسرار حاجیان آگاهند
عصر روز عرفات و ظهر روز دهم كه زائران بیت الله الحرام در منا جمع هستند،
اسرار عرفات اسرار عرفات
كه شب نهم را در سرزمین عرفات بماند تا آن وقوف لازم را كه روز نهم مى باشد،
طواف طواف
غیر از انبیا و امامان معصوم، دچار یك سلسله گرفتاریهاى باطنى و ظاهرى هستند
«زیارت»، زمینه سازِ معرفت و محبّت «زیارت»، زمینه سازِ معرفت و محبّت
معرفت و عشق، پاى را به رفتن مى گشاید و «دوستى» به «دیدار» مى انجامد
كعبه، جلوه عرش خدا در زمین كعبه، جلوه عرش خدا در زمین
خداوند متعال براى انسان كعبه را بنا ساخت تا انسانِ دور آن طواف كند
تقوا و پارسایى روح عمل است تقوا و پارسایى روح عمل است
چون محور پذیرش هر عملى تقوا و وارستگى است،
آب زمزم، جام طاعت آب زمزم، جام طاعت
مستحب است انسان بعد از طواف و نماز آن، كنار چاه زمزم برود
اخلاق زائر اخلاق زائر
واى بحال آن زائرى كه از وطن آلوده به سیئات اخلاقى به حج برود
تفاوت حج با دیگر عبادات تفاوت حج با دیگر عبادات
جریان تعبّد در حجّ بیش از سایر دستورات دینى است

• حج
آموزش
احکام
آشنایی با اماکن
• عترت
اهل بیت علیهم السلام
خاندان معصومین
زیارتنامه ها
احادیث و روایات
غدیر
• تاریخ
تاریخ اسلام
تاریخ ایران
انقلاب اسلامی
دفاع مقدس
بیداری اسلامی
• سبک زندگی
حجاب و عفاف
خانه و خانواده
خلاقیت و نوآوری
زندگی شهری
کودک و نوجوان
طب طبیعی
• چند رسانه ای
آوا و نما
عکس
نرم افزار
• هنر دینی
شعر آیینی
حکایات و لطایف
دلنوشته ها
داستانک
 • حج در معارف و کلام
وحی
معصومین ( علیهم السلام )
بزرگان
• اخلاق
اخلاق عملی
اخلاق نظری
• کتابخانه
حج
عترت ( علیهم السلام )
معارف
• سایر
دین شناسی
شخصیت شناسی
پیوندها
کلیه حقوق متعلق مادی و معنوی متعلق به امور حج و زیارت سازمان صدا و سیما می باشد
امور حج و زیارت صدا و سیما