شبکه تلویزیونی اینترنتی لبیک |خانه|--|درباره ما|--|ارتباط با ما|


دوشنبه 30 مرداد 1396  


  نسخه چاپی


چالش‏هاى مفاهیم اخلاقى از دید مرحوم نراقی



یكى از دشواریهاى علم اخلاق تبیین مفاهیم آن با حدود و ثغور كامل است
 

یكى از دشواریهاى علم اخلاق تبیین مفاهیم آن با حدود و ثغور كامل است تا تشخیص مرزهاى بایسته‏ها و نبایسته‏هاى اخلاقى روشن باشد. بدون تردید پیدایش برخى از نحله‏هاى اخلاقى برخاسته از این امر مى‏باشد. به عنوان نمونه مفهوم محبت دنیا و زهد به روشنى تبیین نشده یا ابهام‏هاى آن برطرف نشده است، این امر در ظهور نحله تصوف تا حد زیادى مؤثر بوده است. تصویرى كه آنان از مفهوم زهد در ذهن خود بر ساخته‏اند گریز از دنیا، پشمینه پوشى، چله نشینى و عزلت و... را به دست مى‏دهد.
قرآن كریم از رهبانیتى سخن به میان آورده كه به ملت نصارا توصیه شده، اما آن‏ها آن را به شایستگى مراعات نكرده و مفهوم ناصحیح از آن را دنبال كردند: «و قضینا بعیسى بن مریم وآتیناه الانجیل وجعلنا فی قلوب الذین اتبعوه رافة ورحمة ورهبانیة ابتدعوها ما كتبناها علیهم الا ابتغاء رضوان الله فما رعوها حق رعایتها» (61) ابن جوزى در تفسیر این آیه مى‏نویسد: «یعنى رهبانیتى از پیش خود تراشیدند و طبق آن در عبادت راه گزافه را پیموده و با خوددارى از خوردن و آشامیدن و لباس پوشیدن و همسر گزیدن و عبادت كردن در دل كوه‏ها خود را به مشقت انداختند، در حالى كه خداوند چنین رهبانیتى را از آنان نخواسته بود». (62)
چنین كژ فهمى و شكستن مرزهاى مفاهیم اخلاقى در سده‏هاى نخست اسلامى نیز رخ داده است. به عنوان مثال هنگامى كه رسول اكرم صلّى الله علیه وآله وسلّم در خطابه‏اى مردم را از محبت‏به دنیا هشدار داد و آنان را به روى آوردن به آخرت تشویق نمود، شمارى از یاران ایشان در مسجد گرد آمده و با نذر كردن، تمتعات مادى از قبیل خواب، خوراك، هم بسترى و... را بر خود حرام كردند. خداوند با نزول آیه: «قل من حرم زینة الله التی اخرج لعباده والطیبات من الرزق» (63) و آنان را از این كار باز داشت، چنان كه پیامبر اكرم صلّى الله علیه وآله وسلّم با استناد به سیره عملى خود مبنى بر كنار نگذاشتن دنیا آنان را مورد نكوهش قرار داد. (64)
دیگر بار حضرت امیر علیه السلام در ملاقات با یكى از یاران بیمار خود به نام علاء بن زیاد حارثى و شكایت او از دنیا گریزى برادر خود عاصم بن زیاد، او را با جملاتى نكوهش‏آمیز چون: «یا عدى نفسه، لقد استهام بك الخبیث، اما رحمت اهلك وولدك...» مورد خطاب قرار داد و با اعلام تفاوت میان خود به عنوان پیشواى مسلمانان و عامه مردم او را بر ترك چنین تصمیمى وا داشت. (65)
مرحوم نراقى تا حد زیادى به این چالش‏ها توجه داشته و كوشیده است تصویرى روشن و شفاف را از مفاهیم اخلاقى ارائه كند. براى روشن شدن مدعا به سه نمونه اشاره مى‏كنیم:
1. مفهوم فضیلت؛
فضیلت از نگاه ایشان هر كارى است كه عقل مدح و ستایش فاعل آن را لازم بداند. (66) پیداست كه این تعریف مبتنى بر حسن و قبح عقلى است كه در مقابل اشاعره مورد پذیرش عدلیه است. با این حال این تعریف از نگاه مرحوم نراقى مبین تمییز همه انواع فضایل و ترجیح برخى از آن‏ها بر برخى دیگر نیست. از این رو در جایى دیگر از كتاب خود آورده است: «بدان معیار و قانون كلى در شناخت فضایل اعمال و حالات و ترجیح برخى بر برخى دیگر نزد صاحب دلان آن است كه هر چه عمل بیش‏ترین تاثیر را در اصلاح دل و تصفیه و تطهیر آن از شائبه‏هاى دنیا گذاشته، و بیش‏ترین زمینه را براى شناخت‏خداوند و آشكار شدن عظمت ذاتى، صفت و فعل خداوند فراهم آورد، افضل و برتر است». (67)
بر اساس این تعریف، فضیلت نه تنها آن است كه عقلا مستلزم مدح باشد، بلكه باید به گونه‏اى باشد كه باعث تطهیر باطن شده و شخص را به قرب الهى برساند.
2. مفهوم تواضع و رابطه آن با كبر؛
كبر مرحله‏اى بالاتر، بلكه نتیجه عجب است. عجب آن است كه شخص خود را بزرگ و برجسته ببیند، بى آن كه این بزرگ نگرى در مقایسه با دیگران باشد؛ اما كبر آن است كه هم خود را بزرگ بیند و هم این بزرگى را در مقایسه با دیگران ارزیابى كند. (68) در حقیقت‏به طور طبیعى كسى كه به نفس خود معجب باشد این بزرگى را به دیگران سرایت مى‏دهد. تا این جا مفهوم كبر و عجب و رابطه میان آن‏ها روشن شد. تواضع در برابر كبر قرار دارد و مفهوم آن برتر ندانستن خود از دیگران و فروتنى در برخورد با ایشان است. اما پرسش مهمى كه تداعى مى‏شود این است: آیا حقیقتا انسان‏ها در مقایسه با یكدیگر داراى تفاوت درجه و مرتبه نیستند، مثلا آیا میان عالم و جاهل تفاوت وجود ندارد؟ و آیا عالم برتر از جاهل نیست. حال چگونه است از دانایان بخواهیم با جنگیدن با این حقیقت در برخورد با نادانان خود را برتر از آنان نپندارند كه مبادا دچار تكبر شوند؟! و در برابر جاهلان تواضع نمایند؟! آیا چنین درخواستى - یعنى اعتقاد به آن چه نیست - معقول و پذیرفتنى است؟! همین شبهه مى‏تواند باعث تصرف و دگرگونى مفهوم تواضع گردد، و آن را در هاله‏اى از ابهام دیگر فرو برد.
مرحوم نراقى به خوبى به این اشكال توجه كرده است مى‏گوید: «چگونه نیكوست كه عالمى پارسا براى جاهلى فاسق تواضع كند و او را بهتر از خود بداند، با آن كه جهل و فسق او آشكار است و یقین دارد كه خود برخوردار از علم، ورع و عارى از جهل و فسق است؟ ». (69)
آن گاه به خوبى از آن پاسخ داده مى‏نویسد: «حقیقت تواضع آن است كه نفس براى خود مزیت واقعى و خیریت‏حقیقى بر دیگران نبیند. نه آن كه خود را در صفات آشكارى كه یقین به اتصاف یا عدم اتصاف به آن‏ها را دارد، مزیتى نبیند؛ یعنى با وجود برخوردارى از علم، عبادت، بخشش، عدالت، پرهیز از اموال حرام و... براى خود مزیتى قائل نباشد؛ زیرا امكان ندارد كسى كه به دانشى آگاهى یافته تعیین به عالم بودن خود به آن دانش و جاهل بودن فلان عامى به آن را از خود دور نماید. سخن در این جاست كه مزیت واقعى و بر خیر بودن حقیقتى تنها در سایه تقرب به خداوند و دست‏یابى به سعادت جاودانه، دست‏یافتنى است و بى تردید چنین فوزى به صرف آموختن برخى از علوم و مراقبت‏بر انجام برخى عبادات یا برخى صفات محمود حاصل نمى‏گردد، بلكه مناط برترى واقعى حسن عاقبت است كه آن هم امرى مبهم است؛ زیرا فرجام كارها از چشم مردم پنهان است. و بسا كه امكان دارد كافرى مسلمان شده و پایان كارش با اسلام باشد، اما در برابر همین عالم پارسا گمراه شده و فرجام كارش با كفر باشد». (70)
به نظرم یكى از زیباترین فرازهاى كتاب جامع السعادات بخش‏هایى از این دست است. كه باید اذعان كرد چنین معارفى در علم اخلاق یا حكمت نظرى یافت نمى‏شود، بلكه تنها در سایه رویكرد خالصانه به چشمه سار وحى دست‏یافتنى است.
3. مفهوم حب دنیا و زهد؛
همان گونه كه اشاره شد یكى از مفاهیم پر چالش اخلاقى همین مفهوم حب دنیا و در مقابل آن مفهوم زهد است. مرحوم نراقى در فصل حب دنیا، با بحثى مبسوط به برسى این مساله پرداخته است. ایشان پس از بیان ماهیت دنیا كه شامل تمام حیثیات انسان پیش از مرگ مى‏شود، براى انسان نسبت‏به دنیا دو علاقه و ارتباط را قائل است: ارتباط قلبى كه همان محبت‏به دنیاست و ارتباط بدنى كه به معناى به كارگیرى بدن براى اصلاح دنیا به منظور كمال بهره‏گیرى از بهره‏هاى دنیاست. (71) آن گاه چنین افزوده است: «تمام میل و رغبت‏هاى آدمى به دنیا نكوهیده نیست؛ زیرا آن چه همراه انسان در دنیا بوده و میوه آن - كه عبارت است از علم سودمند و عمل صالح - در آخرت باقى مى‏ماند، در حقیقت جزء آخرت است نه دنیا، و اگر به آن‏ها دنیا گفته شده به خاطر نزدیكى آن به دنیاست. [و دنیا از ریشه دنو به معناى قرب است‏]». (72)
آن گاه در سخنى بلند و پرمحتوا دنیاى مذموم و نكوهیده را این چنین تعریف كرده است: «فالدنیا المذمومة عبارة عن خط عاجل، لا یكون من اعمال الآخرة ولا وسیلة الیها، و ما هو الا التلذذ بالمعاصى والتنعم بالمباحات الزائدة على قدر الضرورة فى تحصیل العلم والعمل؛ پس دنیاى نكوهیده عبارت است از بهره عاجل، كه نه جزء كارهاى آخرتى باشد و نه راهى به سوى آن به شمار آید، و تنها لذت بردن از گناهان و بهره جستن از مباحاتى باشد كه از میزان ضرورت در تحصیل علم و عمل فزون‏تر است». (73)
بدین ترتیب بر اساس قاعده: «تعرف الاشیاء باضدادها» مفهوم زهد نیز روشن مى‏گردد. زهد در نگاه مرحوم نراقى چنین مفهومى دارد: «ضدحب دنیا و اشتیاق بر آن زهد است و زهد آن است كه انسان با قلبش طالب دنیا نباشد و با اعضایش آن را ترك كند مگر به اندازه ضرورت بدن، و به عبارت دیگر زهد اعراض از متاع و لذت‏هاى خوش دنیا از قبیل اموال، منصب‏ها و تمام آن چیزى است كه با مرگ نابود مى‏گردد. و به بیان دیگر روى گردانى از دنیا و به هدف رویكرد به آخرت یا روى گردانى از غیر خدا با رویكرد به خود خداست كه درجه عالى زهد است». (74)
به رغم تلاش مؤلف جامع السعادات در تبیین محدوده و مرزهاى مفاهیم اخلاقى، در برخى از موارد بر دشوارى این امر و مشخص ساختن فضیلت از رذیلت پاى مى‏فشارد. به عنوان مثال در بحث غنا و فقر و تطبیق آن‏ها نسبت‏به یكدیگر سه مورد را برمى شمارد كه معتقد است ترجیح میان فقر و غنا در هر یك از آن‏ها دشوار و جاى تردید و تامل است. (75)

(61). حدید (57)، آیه 27.
(62). زاد المسیر، ج 7، ص 311؛ هم چنین ر.ك: طباطبائى، المیزان، ج‏5، ص 281.
(63). اعراف (7)، آیه 32.
(64). مستدرك الوسائل، ج‏16، ص 54.
(65). نهج البلاغه، خطبه 209.
(66). ملا محمد مهدى نراقى، همان، ج‏1، ص 59.
(67). همان، ج‏2، ص 305.
(68). همان، ج‏1، ص 344.
(69). همان، ص 352.
(70). همان، ص 352- 353.
(71). همان، ج 2، ص 18.
(72). همان.
(73). همان، ص 19.
(74). همان، ص 55.
(75). همان، ص 88- 92.



برچسب هااخلاق نظری, نراقی, چالش ها, مفاهیم اخلاقی
نسخه چاپیارسال به دوستان

نظر شما:



مطالب پیشنهادی
سعادت و کمال انسان سعادت و کمال انسان
مکتبى که انسان را موجود مادى فرض مى‏کند،
بررسی ریشه خجالت بررسی ریشه خجالت
قبل از پاسخ لازم است با مفهوم و معنای خجالت آشنا گردیم و آن گاه ریشه های خجالت را مورد ارزیابی قرار دهیم.
تفاوت وجدان با فطرت تفاوت وجدان با فطرت
جنبه ادراکى وجدان اخلاقى این است که اعمال و حتى افکار انسان‌‌ها را مورد بررسى ‏قرار مى‌‌‏دهد
زهد و ایثار و همدردی زهد و ایثار و همدردی
ایثار یعنى دیگران را بر خویشتن مقدم داشتن
تعریف اخلاق و اخلاق نظری تعریف اخلاق و اخلاق نظری
کلمه اخلاق جمع خلق است. خلق شکل درونی انسان است.
اخلاق و عرفان از دیدگاه مرحوم نراقی اخلاق و عرفان از دیدگاه مرحوم نراقی
گذشته از آن كه اخلاق اسلامى بر اساس آن چه در عموم كتاب‏هاى اخلاق نظرى آمده
چالش‏هاى مفاهیم اخلاقى از دید مرحوم نراقی چالش‏هاى مفاهیم اخلاقى از دید مرحوم نراقی
یكى از دشواریهاى علم اخلاق تبیین مفاهیم آن با حدود و ثغور كامل است
نظریه اعتدال مرحوم نراقی نظریه اعتدال مرحوم نراقی
تاثر از نظریه اعتدال ارسطو مباحث اخلاقى خود را سامان داده‏اند
تعریف کلی اخلاق تعریف کلی اخلاق
کلمه اخلاق جمع خلق است. خلق شکل درونی انسان است
سیری در مبانی نظری اخلاق از دیدگاه علامة طباطبائی سیری در مبانی نظری اخلاق از دیدگاه علامة طباطبائی
مسلمان در جوامع اسلامی به شدّت مورد حملات و تهدیدات دشمنان قرار گرفته

• حج
آموزش
احکام
آشنایی با اماکن
• عترت
اهل بیت علیهم السلام
خاندان معصومین
زیارتنامه ها
احادیث و روایات
غدیر
• تاریخ
تاریخ اسلام
تاریخ ایران
انقلاب اسلامی
دفاع مقدس
بیداری اسلامی
• سبک زندگی
حجاب و عفاف
خانه و خانواده
خلاقیت و نوآوری
زندگی شهری
کودک و نوجوان
طب طبیعی
• چند رسانه ای
آوا و نما
عکس
نرم افزار
• هنر دینی
شعر آیینی
حکایات و لطایف
دلنوشته ها
داستانک
 • حج در معارف و کلام
وحی
معصومین ( علیهم السلام )
بزرگان
• اخلاق
اخلاق عملی
اخلاق نظری
• کتابخانه
حج
عترت ( علیهم السلام )
معارف
• سایر
دین شناسی
شخصیت شناسی
پیوندها
کلیه حقوق متعلق مادی و معنوی متعلق به امور حج و زیارت سازمان صدا و سیما می باشد
امور حج و زیارت صدا و سیما