شبکه تلویزیونی اینترنتی لبیک |خانه|--|درباره ما|--|ارتباط با ما|


دوشنبه 7 فروردين 1396  


  نسخه چاپی


اما رضا (ع) و پیر مرد ساده دل



روایتی از حضور پیشوای هشتم در زندگی پیرمرد همان اتفاقی که آرزویش را داشت
 

روایتی از حضور پیشوای هشتم در زندگی پیرمرد همان اتفاقی که آرزویش را داشت . آن اتفاق بیش از آنچه بتوان تصورش را كرد، غافلگیر‌كننده بود و حالا كه پیرمرد داشت راه حمام تا خانه‌اش را زیر آفتاب داغ طی می‌كرد، نمی‌دانست به درستی چه حسی دارد‌.شاید كمی ناراحت بود.
«نه، چرا ناراحت؟ مگر نه اینكه همیشه آرزوی دیدنش را داشتم؟»
این را پیرمرد با خودش زمزمه كرد وقتی كه پیچ كوچه را رد می‌كرد. شاید این حس «شادی» بود كه داشت وجودش را به هم می‌فشرد‌.
«شادی هست، اما خجالت هم هست، شاید اگر این‌قدر پیر و حواس پرت نشده بودم، زودتر او را می‌شناختم‌.»
پسر بچه‌ای از كنار پیرمرد رد شد و خیره او را نگاه كرد« دیوونه داره، با خودش حرف می‌زنه‌.»
«چقدر دوست داشتم او را از نزدیك ببینم‌. همیشه با خودم فكر می‌كردم در مقابل او چگونه باید رفتار كنم‌. با احترام، مؤدب، مبادا حرفی بزنم كه او را برنجانم.»
چند باری كه پیرمرد او را دیده بود، در مراسم گوناگون بود‌.بنابراین در میان آن همه جمعیت، فقط توانسته بود از دور چهره او را ببیند‌.
آن روز در حمام وقتی كیسه را به آن مرد داده بود تا پشتش را كیسه كند، سعی كرده بود به یاد بیاورد او را كجا دیده است‌.چهره مرد به نظرش آشنا آمده بود، اما در آن لحظه نتوانسته بود چیزی به خاطر بیاورد‌.بعد تلاش كرده بود فكرش را به كار بیندازد‌.چشمانش را بسته بود. حس كرده بود كه باید جای شلوغی با او مواجه شده باشد..‌. داشت كم‌كم نگران می‌شد. احساس كرد در وجودش برای این مرد احترام زیادی قائل است.
پیرمرد به یك‌باره برگشته بود و با وسواسی زیاد در آن چهره، نگاه كرده بود‌. بعد آهی از سر پشیمانی كشیده بود و با دو دست صورتش را پوشانده بود‌.
«شما پیشوای ما هستید..‌. درست است؟ ..‌. پیشوای هشتم..‌. وای مرا ببخشید.»
این را با لكنت زبان گفته بود‌.
- «مگر چه اتفاقی افتاده..‌.چرا باید تو را ببخشم؟! »
- «تو را به خدا بگویید كه مرا می‌بخشید..‌. این را به من بدهید‌. دیگر لازم نیست دست به پشت من بزنید..‌.خدا می‌داند كه چقدر خجالت زده‌ام.»
پیشوا از او دلجویی كرده بود و به كیسه كشیدن پشت او ادامه داده بود‌.پیرمرد از شرمندگی، خود را باخته بود‌، اما نمی‌توانست دست پیشوا را به زور بگیرد‌. نمی‌خواست بی‌احترامی كرده باشد‌.فقط با نگاه‌های ملتمسانه به او نگاه می‌كرد، اما پیشوا می‌خواست كار خودش را بكند‌.
حالا داشت به خانه‌اش بر می‌گشت، درست همان اتفاقی روی داده بود كه همیشه آرزویش را داشت‌.حیف اگر زودتر او را می شناخت ..‌. هر چه می‌كوشید، نمی‌توانست این اتفاق را باور كند...‌.نه باور كردنی نبود‌!



برچسب هاعترت, هنر دینی, داستان كوتاه
نسخه چاپیارسال به دوستان

نظر شما:



مطالب پیشنهادی
داستان نماز امام رضا (ع) داستان نماز امام رضا (ع)
یعنی لا اله الاالله دژ من است کاروان وامام رفتند وعطر کلام امام در هوای نیشابور باقی ماند
خدا شناسی در قالب كیك خوشمزه خدا شناسی در قالب كیك خوشمزه
پسر کوچکی برای مادربزرگش توضیح می‌داد که چگونه همه‌چیز ایراد دارد…
مردی كه خواست با پولش دفن شود مردی كه خواست با پولش دفن شود
مردی تمام عمر خود رو صرف پول درآوردن و پس انداز کردن نموده
دلم ایستادن و زل زدن به پنجره فولاد و زمزمه های پر از راز و نیاز بیماران دلم ایستادن و زل زدن به پنجره فولاد و زمزمه های پر از راز و نیاز بیماران
چقد این اذن دخول با دلم بازی می کند ...چقد دلم لک زده برای ایستادن در پشت ورودی های حرم امام رئوف و خواندن اذن دخول ...
نذر دخترك برای زائر امام رضا (ع) نذر دخترك برای زائر امام رضا (ع)
یک نایلون که تویش چندتا کتاب بود، در دستم، کیفم هم روی شانه‏ام؛ رسیدم جلو حرم
ضامن یتیمان امام رضا (ع) ضامن یتیمان امام رضا (ع)
ساعت حدود ?.? ، 3 بود که از دور گنبد زرد طلا را دید. چشمان بی قرارش را به گنبد زرد طلا دوخت
اجازه شعبان زائر اجازه شعبان زائر
دید موسی شبانی را به راه کو می‌گفت ای خدا و ای اله
حكمت كبوتر حرم امام رضا (ع) حكمت كبوتر حرم امام رضا (ع)
دیشب خواب دیدم که در یک بیابان سرگردانم. نمی دانستم از کجا آمده ام و به کجا می خواهم بروم
اما رضا (ع) و پیر مرد ساده دل اما رضا (ع) و پیر مرد ساده دل
روایتی از حضور پیشوای هشتم در زندگی پیرمرد همان اتفاقی که آرزویش را داشت
شربت گوارا شربت گوارا
به سخنان امام گوش می‏دادم. هوا گرم بود و آفتاب ظهر، شدت گرما را بیش‏تر می‏کرد

• حج
آموزش
احکام
آشنایی با اماکن
• عترت
اهل بیت علیهم السلام
خاندان معصومین
زیارتنامه ها
احادیث و روایات
غدیر
• تاریخ
تاریخ اسلام
تاریخ ایران
انقلاب اسلامی
دفاع مقدس
بیداری اسلامی
• سبک زندگی
حجاب و عفاف
خانه و خانواده
خلاقیت و نوآوری
زندگی شهری
کودک و نوجوان
طب طبیعی
• چند رسانه ای
آوا و نما
عکس
نرم افزار
• هنر دینی
شعر آیینی
حکایات و لطایف
دلنوشته ها
داستانک
 • حج در معارف و کلام
وحی
معصومین ( علیهم السلام )
بزرگان
• اخلاق
اخلاق عملی
اخلاق نظری
• کتابخانه
حج
عترت ( علیهم السلام )
معارف
• سایر
دین شناسی
شخصیت شناسی
پیوندها
کلیه حقوق متعلق مادی و معنوی متعلق به امور حج و زیارت سازمان صدا و سیما می باشد
امور حج و زیارت صدا و سیما