نسخه چاپی


بررسی اجمالی تفسیر برخی از آیات حج در قرآن كریم



برای حاجی تمتع احكامی است كه باید رعایت كند
 

انواع حج
 
حج سه نوع است:
1- حج تمتع
2- حج قران
3- حج افراد
حج تمتع حجی است كه در آن عمره مقدم بر حج است. بر خلاف حج افراد و قران. حج افراد را به این دلیل افراد گفتهاند كه ارتباطی با عمره ندارد و حج قران را به این دلیل قران گفتهاند كه احرامش نزدیك ذبح است. یعنی حاجی قربانیاش را با خود میبرد و علامتی روی حیوان میگذارد. حج تمتع را از آن رو تمتع گفتهاند كه در آن تلذّذ هست. چرا كه در عمره و بعد از احرام به آینه نگاه میكند. در حج افراد دیگر نیازی به قربانی نیست. و حاجی فقط لبیك میگوید و در عمره تمتع دیگر نیازی به طواف نساء نیست.
میقات حج عمره تمتع برای اهل عراق محلی است به نام عتیق. و برای مردم یمن مكانی است به نام یلم لم و برای مردم طائف محل میقات قرن المناظر است. برای مردم مدینه میقات، محل مسجد شجره و در وقت ضرورت محلی به نام جعفه است. - جعفه در اصل میقات اهل شام است - برای كسانی كه منزلشان به عرفات نزدیك، محل میقات، خانه شان است و میقات حج عمره شان حجرانه است یا تتمیم یا حدیبیه.
برای حاجی تمتع احكامی است كه باید رعایت كند و به مواردی از آنها اشاره میشود.
1- عمره تمتع باید در ماههای حج انجام پذیرد.
2- كسی كه حج تمتع به جا میآورد. درست نیست كه طواف را قبل از عرفات وقوف درمشعر به جا آورد. بر خلاف حج افراد و قران كه قبل از موقفین، طواف را انجام میدهد.
3- به جا آورنده حج تمتع باید طواف حج، سعی بین صفا و مروه و طواف نساء را در روزهای دهم و یازدهم انجام دهد و چنانچه در روز دوازدهم انجام دهد، گرچه حج او صحیح است، اما مرتكب گناه شده است. لكن در حج قران و افراد تا آخر، ذیحجه هم فرصت اینكارها را دارد و مرتكب گناه هم نمیشود.


 
‹‹ ان اول بیت وُضِعَ للناس للذی ببكه` مباركاً و هدی للعالمین فیه آیات بینات مقام ابراهیم و من دخله كان امنا و لله علی الناس حج البیت من استطاع الیه سبیلاً و من كفر فان الله غنی عن العالمین ››
(1) در حقیقت، نخستین خانهای كه برای [عبادت ] مردم، نهاده شده، همان است كه در مكه است و مبارك، و برای جهانیان [مایه] هدایت است. در آن، نشانههایی روشن است [از جمله ] مقام ابراهیم و هركه درآن درآید در امان است؛ و برای خدا، حج آن خانه، بر عهده مردم است، [البته بر] كسی كه بتواند به سوی آن راه یابد و هركه كفر ورزد، یقیناً خداوند از جهانیان بی نیاز است.
در بررسی این آیه توضیح چند مورد ضروری، به نظر میرسد:
در تعریف كلمه ‹‹بكه›› در تفاسیر آمده است: ‹‹مكه›› به معنای سرزمین مكه است. سرزمینی با وسعتی مشخص و در جایی معلوم. اما بكه (بر وزن مكه) به قسمتی از سرزمین مكه گفته میشود كه مسجدالحرام نام دارد. در واقع ‹‹بكه›› محل مسجدالحرام است در داخل سرزمین مكه.
‹‹ بكه›› از فعل بك ‹‹به›› دو معنا آمده است:
1- ‹‹بك›› به معنی ‹‹زحم›› یعنی تزاحم ایجاد كرد (زحمت داد) و به این دلیل به مسجدالحرام ‹‹بكه›› گفتهاند كه مردم در این سرزمین جمع میشوند و ازدحام میكنند.
2- ‹‹بك›› به معنی ‹‹دق›› یعنی كوبید، خرد كرد و به این دلیل به مسجدالحرام بكه میگویند كه گردن انسانهای ظالم و جابر را میشكند و به آنها اجازه گردن فرازی نمیدهد.
ان اول بیت وضع للناس: همانا اولین خانهای كه برای عبادت مردم وضع شد ‹‹كعبه›› است. روایت است كه از پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) پرسیدند: اولین مسجد كجاست؟ ایشان پاسخ دادند: مسجدالحرام اولین است و بعد از آن بیت المقدس.
از حضرت علی (علیه السّلام) سؤال شد: آیا اولین خانه همین بنای كعبه است؟ ایشان در پاسخ فرمودند: ‹‹لا، قد كان قبله بیوت. لكنه اول بیت وضع للناس.››
« نه قبل از آن هم خانههایی بود. لكن كعبه اولین خانه است برای همه مردم.»
تعابیر دیگری نیز در مورد ‹‹اول بیت›› آمده است:
برخی از مفسرین گفتهاند: كعبه اولین بنایی بوده كه ساخته شده و توسط ابراهیم نبی(علیه السّلام) بنا شده است. سپس افرادی از جُرهم این خانه را تجدید و تعمیر كردند. سپس این خانه منهدم شد و عدهای به نام امالته آن را مجددا ساختند و سپس دوباره خراب شد و قریش بعدها آن را تجدید بنا كرد.
عبدالله بن عباس در مورد تفسیر ‹‹اول بیت›› چنین گفته است: كعبه اولین خانهای است كه بعد از طوفان نوح زیارت شد و به این دلیل به آن اول بیت گفتهاند. عدهای دیگر از مفسرین در این باره گفتهاند: اولین خانهای كه هنگام خلقت آسمانها و زمین بر روی آب پدیدار شد كعبه بوده است.
ابن عباس میگوید: خداوند این خانه را 2000 سال قبل از آفرینش زمین آفرید و آن بر روی آب، سپید و پیدا بود، تازمانیكه زمین گسترده شد و این خانه بر روی زمین پدیدار گشت. یعنی این مكان اولین خشكی است كه آفریده شد. در قولی دیگر كعبه را اولین خانهای دانستهاند كه آدم روی زمین ساخته است.
و نیز گفتهاند: هنگامی كه آدم بر روی زمین هبوط كرد، ملائكه به او گفتند: ای آدم، در اطراف این خانه طواف كن زیرا ما 2000 سال قبل از تو طواف كردیم. همچنین درباره اول بیت گفته شده: در جای كعبه پیش از آدم خانهای بود كه به آن ‹‹ضراح›› میگفتند و در طوفان نوح آن خانه به آسمان برده شد تا ملائكه طوافش كنند.
ونیز آورده اند: این خانه از نظر شرافت و فضل و كرامت اول است نه از نظر بنا. در روایتی دیگر از ابوخدیجه نقل شده كه امام صادق (علیه السّلام) فرمودند: خداوند این خانه را از بهشت فرود آورد و چون درّی سفید و درخشنده بود. بعد بار دیگر آن را نزد خود در آسمانها برد و اساس و پایه آن باقی ماند و به امتداد آن، اساس و پایه این خانه پی ریزی شد. هر روز هفتاد هزار ملك بر این خانه وارد میشوند و دیگر به آسمانها بر نمیگردند. وقتی خداوند حضرت ابراهیم(علیه السّلام) را مأمور ساختن كعبه كرد، در واقع ابراهیم نبی(علیه السّلام) كعبه رابر روی پایههای باقی مانده بالا برد. ‹‹و اذ یرفع ابراهیم القواعد من البیت و اسماعیل››(2)
«هنگامی كه ابراهیم و اسماعیل پایههای خانه [كعبه] را بالا بردند...»
واژه ‹‹مبارك›› از دیگر واژههای این آیه شریفه است. این كلمه از ریشه ‹‹بَرَكَ›› گرفته شده. ‹‹برك›› معانی مختلفی دارد.
1- چشمه (بركه)
2- خیر كثیر و مستمر
علت به كار بردن این صفت برای بكه این است كه: كسی كه به حج میرود تا آخر عمر فقیر و درمانده نمیشود و كسانی كه حج به جا میآورند به نوعی غنا دست مییابند كه چون از بابت خانه خداست با بركت است. كسانی كه با فرد متبرك در ارتباطند نیز از او فیض میبرند و این بركت نصیب كسی میشود كه اعمال حج را به قصد زیارت خانه خدا انجام دهد و آنجا معتكف شود و نتیجه آن این است كه گناهانش بخشیده میشود و فقر از او دور میگردد و رزق او بسیار میشود.
فی آیاتٍ بینات: در این قسمت از آیه، آیات به معنای دلالت ها و نشانه های چیزی است كه آدمی را راهنمایی میكند. بیّن یعنی: واضح، روشن.
مقام ابراهیم: در اینجا این سؤال مطرح میشود كه اگر آیات بینات و مقام ابراهیم به هم عطف شدهاند، پس چرا آیات بینات به صورت جمع آمده و مقام ابراهیم به صورت مفرد؟ آیا صحیحتر نبود كه آیه چنین میآمد: ‹‹فیه آیت بینه، مقام ابراهیم››؟ شاید پاسخ این باشد كه منظور از ابراهیم یك نفر نیست بلكه ابراهیم "امت " است. امتی كه نوعی جمعیت در آن یافت میشود. میتوان برای این سؤال پاسخ دیگری متصور شد و آن اینكه مقام ابراهیم خود آیاتی دارد كه از آن جمله است: اثر پای حضرت ابراهیم (علیه السّلام)، چیدن بعضی سنگها بر روی بعضی دیگر. حفظ كردن خانه خدا از آسیب مشركین و...
عدهای از مفسرین برای پاسخ به این سؤال به مطلب دیگری اشاره میكنند و آن اینكه مقام ابراهیم خود ازآیات و نشانههایی است كه در ‹‹بكه›› - كعبه - وجود دارد و قسمتهای بعدی آیه مانند ‹‹و من دخله امنا›› خود از آیات بینه هستند.
اما نویسنده كتاب كنز العرفان - فاضل مقداد - معتقد است بهترین پاسخ این سؤال این است كه: از نظر دستورزبان عربی مقام ابراهیم عطف بیان برای آیات بینات نیست بلكه خبر است برای ان. چرا كه جای جای بیت الله الحرام جای پای ابراهیم (علیه السّلام) است و دیگر نیازی نیست كه دلیل بیاوریم كه چرا آیات جمع است و مقام ابراهیم مفرد.
و اما در شأن نزول آیه فوق اینطور آمده كه: یهودیان مسجدالاقصی را برتر از مسجدالحرام و كعبه میدانستند و خداوند با نزول این آیه دلایل برتری كعبه را بر مسجدالاقصی بیان میكند. آنجا كه از كعبه به عنوان محل و جایگاه قدوم شیخ النبیین ابراهیم (علیه السّلام) نام میبرد.
و من دخله كان امنا: خداوند در این آیه دعای ابراهیم را اجابت كرده است. آنجا كه ابراهیم به خدای خود میگوید: "رب اجعل هذا بلداً امنا›› (3)
پروردگارا، این [سرزمین] را شهری امن گردان.
و خداوند در اجابت دعای او میگوید: " و من دخله كان امنا"
"امن" یعنی در امان - یعنی كسی كه ضرر دیگری به او نرسیده است.
شاید در بطن این جمله نوعی حالت امری وجود داشته باشد. یعنی دیگران نباید به كسی كه در این مكان است متعرض بشوند و این مسأله بیانگر این مطلب است كه این خانه و شهر شرافت و كرامت خاصی دارد. چرا كه فرمان امنیت خانه از شرافت این خانه منشأ گرفته است. فقهای شیعه به این فتوا معتقدند كه: اگر كسی كه باید مورد مجازات قرار بگیرد و حد یا تعزیر شود یا حتی كشته شود، اگر به حرم الهی پناهنده شود، هیچ كس حق تعرض به او را ندارد. از علمای مذاهب دیگر ابوحنیفه این فتوا را قبول دارد اما شافعی آنرا رد كرده است.
از امام باقر (علیه السّلام) روایت داریم كه: امنیت این دنیا زودگذر است اما: "من دخله عارفاً بجمیع ما اوجبه الله علیه كان امنا فی الاخره` من العذاب الدائم." هر كس با معرفت كامل به تمام آنچه كه خداوند بر او واجب كرده است، به حرم وارد شود، در صراط از عذاب الهی در امان است."
به دیگر معنا، تنها امنیت دائمی، امنیتی است كه به واسطه خانه امن خدا، انسان از آن بهرهمند میگردد. "الناس" واژه دیگری است كه نیاز به تأمل دارد. "الناس"یعنی همه مردم. الناس بیانگر عمومیت حكم است. اما در ادامه آیه این تكلیف از سه دسته ساقط میشود:
دسته اول: كودكان تا زمانی كه بالغ شوند.
دسته دوم: دیوانگان تا زمانی كه سر عقل بیایند.
و دسته سوم شخصی كه در خواب است تا وقتی كه بیدار شود.
و كسی كه اسیر است تا وقتی كه آزاد شود. و اما درتفسیر استطاعت، تعابیر بسیاری مطرح شده است. از جمله اینكه فرد از مرض در امان باشد. فرصت و زمان رفتن را داشته باشد و راه سفر او بیخطر باشد. در حدیثی از پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) آمده است: منظور از استطاعت زاد و راحله است. یعنی توشه و مركب برای سفر. اما اهل سنت استطاعت را بسیار محدود میكنند. یعنی میگویند: تنها شرط وجوب حج سلامتی است و بدین ترتیب آنها استطاعت را محدود به سلامت فرد میدانند.
شافعی رئیس مذهب شافعی در استناد به حدیث پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) استطاعت را به مال میداند. در حدیث دیگری آمده است كسی كه زمینگیرست و مال دارد باید نائب بگیرد و حج خود را درزمان حیات خویش به جا آورد. مالك پیشوای مذهب مالكی استطاعت را به توان بدنی تعبیر میكند. كسی كه میتواند راه برود مستطیع است حتی اگر ره توشه نداشته باشد.
ابوحنیفه مؤسس مذهب حنفی در مورد استطاعت هم استطاعت مالی و هم استطاعت و سلامت بدنی را مد نظر دارد. همان چیزی كه فقه شیعه به آن معتقد است.
البته گروهی از علمای شیعه شرط دیگری هم بر این دو شرط اضافه كردهاند و آن اینكه حج كننده بعد از بازگشت از حج محتاج به غیر نباشد. روایت شده كه شخصی به نام ابوزبیع از امام صادق (علیه السّلام) پرسید: استطاعت چیست؟ حضرت در جواب فرمودند: به پدرم امام باقر(علیه السّلام) گفته شد " استطاعت یعنی زاد و راحله " حضرت فرمودند: مردم اشتباه میكنند. كسی كه زاد و راحله دارد و قصد سفر حج میكند نباید به مردم محتاج باشد و اگر چنین است، مستطیع نیست و حج بر او واجب نمیشود. به امام باقر (علیه السّلام) گفته شد: راه چاره چیست؟ امام (علیه السّلام) فرمودند: كسی وسعت مالی داشته باشد مستطیع است. وسعت مال یعنی آنقدر مال داشته باشد كه بعد از بازگشت، بتواند خانوادهاش را تأمین كند. سپس گفتند: خداوند در آیات زكوه`، زكوه` را واجب كرده اما برای كسی كه حداقل 200 سكه داشته باشد.
البته عدهای درسند این حدیث تشكیك كردهاند و اما نویسنده كتاب كنزالعرفان این حدیث را صحیح میداند. از این حدیث استنباط میشود كه توان استفاده از مركب - حال توان مالی یا توان جسمی - كفایت میكند و نیازی نیست كه فرد حتماً خود، مركب داشته باشد. اما نظر شافعی در این مورد جای تأمل دارد. او در جایی صاحب مركب بودن را شرط استطاعت میداند و در جای دیگر خیر؟!!



برچسب هادین شناسی, فروع دین, حج, حج در كلام وحی
نسخه چاپیارسال به دوستان

نظر شما:



مطالب پیشنهادی
معناى كلمه هدى و فرق آن با هدیه معناى كلمه هدى و فرق آن با هدیه
پیش كش كردن چیزى از نعمتها به كسى و یا به محلى ، به منظور تقرب جستن
«استلام حجر» «استلام حجر»
و سوگند به شاهد و مشهود.
همه موجودات جهان در پیشگاه او سجده مى‏كنند همه موجودات جهان در پیشگاه او سجده مى‏كنند
پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) را مخاطب ساخته مى‏گوید
آنها كه بر لب پرتگاه كفرند آنها كه بر لب پرتگاه كفرند
دو گروه در میان بود گروه پیروان گمراه ، و رهبران گمراه كننده
آیات 196 تا 203 بقره (مربوط به حج) آیات 196 تا 203 بقره (مربوط به حج)
اولئك لهم نصیب مما كسبوا و اذكروا اللّه و اللّه سریع الحساب
دلائل معاددر عالم جنین و گیاهان دلائل معاددر عالم جنین و گیاهان
حقیقت قرآن مى‏خواهد صحنه‏هاى معاد را كه مردم در همین زندگى دنیا با آن سر و كار دارند
حج در كلام نهج البلاغه حج در كلام نهج البلاغه
کعبه به عنوان مرکز توحید، قبله جهانیان، و حج به عنوان بی نظیرترین تجلّی
باز هم مجادله به باطل باز هم مجادله به باطل
گروهى از مردم كسانى هستند كه در باره خدا بدون هیچ علم و دانش و هدایت
اسرار حج اسرار حج
عبادت، فلسفه آفرینش انسان است
پیروان شیطان! پیروان شیطان!
وحشت عمومى مردم به هنگام وقوع زلزله قیامت بود در آیات مورد بحث حال گروهى از بیخبران را منعكس مى‏كند

• حج
آموزش
احکام
آشنایی با اماکن
• عترت
اهل بیت علیهم السلام
خاندان معصومین
زیارتنامه ها
احادیث و روایات
غدیر
• تاریخ
تاریخ اسلام
تاریخ ایران
انقلاب اسلامی
دفاع مقدس
بیداری اسلامی
• سبک زندگی
حجاب و عفاف
خانه و خانواده
خلاقیت و نوآوری
زندگی شهری
کودک و نوجوان
طب طبیعی
• چند رسانه ای
آوا و نما
عکس
نرم افزار
• هنر دینی
شعر آیینی
حکایات و لطایف
دلنوشته ها
داستانک
 • حج در معارف و کلام
وحی
معصومین ( علیهم السلام )
بزرگان
• اخلاق
اخلاق عملی
اخلاق نظری
• کتابخانه
حج
عترت ( علیهم السلام )
معارف
• سایر
دین شناسی
شخصیت شناسی
پیوندها
کلیه حقوق متعلق مادی و معنوی متعلق به امور حج و زیارت سازمان صدا و سیما می باشد
امور حج و زیارت صدا و سیما