شبکه تلویزیونی اینترنتی لبیک |خانه|--|درباره ما|--|ارتباط با ما|


يک شنبه 3 ارديبهشت 1396  


  نسخه چاپی


آداب زیارت حضرت رسول(ص)



یقین بدان كه محمد(صلى الله علیه وآله) رحمت خدا براى جهانیان است
 












كریمُ السجایا جمیلُ الشیم *** نبى البرایا شفیعُ الاُمم

امام رسل پیشواى سبیل *** امین خدا مهبط جبرئیل

شفیع الورى خواجه بعث و نشر *** امام الهدى صدر دیوان حشر

شفیعٌ مطاعٌ نبىٌّ كریمٌ *** قسیمٌ جسیمٌ نسیمٌ وسیمٌ


عالم ربانى مرحوم نراقى گوید: «و چون داخل مسجد حضرت شوى، بدان كه اول موضعى كه فرایض الهیه در آن به پا داشته است، آن عرصه مطهره است و آنچه مكان افضل خلق الله است، در حیات و ممات و چون به جهت زیارت او بر در ایستادى، نهایت خضوع و خشوع را بایستى به جاى آورى و او را زنده تصوّر كنى و نزدیك قبر مطهّر منوّر بروى; چون فرقى میان حیات و ممات ایشان نیست.

پس بدان كه او بر حضور تو، مطّلع است، و زیارت تو به او مى رسد. پس شخص مقدّس او را به خیال خود متصوّر سازى و او را در مقابل خود بر تخت عظمت و جلال نشسته تصوّر كنى و بزرگى و رتبه او را در دل خود حاضر كنى و چون از زیارت او فارغ شوى، به نزد منبر مطهر رو و دست خود را بر آن بكش و تضرّع كن و حاجت خود را عرض كن و بالارفتن پیغمبر را بر آن تصوّر كن كه مهاجر و انصار در پاى آن منبر، چشم ها بر جمال مباركش دوخته و او به زبانى فصیح تر، به حمد الهى و ارشاد مردم و مسائل حلال و حرام اشتغال دارد و از خدا مسألت نما كه در روز جزا تو را از او جدا نكند».(1)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ جامع السعادات، ج3، ص402; معراج السعاده، ص704

ابوالعبّاس گفت:

«مصطفى نمرده است، ]بلكه[ نصیب چشم تو از مصطفى مرده  است».(1)

احمد صاحب كمال بانسق *** كه به لولاك او مخاطب شد زحق

رشحه اى از ابر فیضش كاف و نون *** غرق بحرش علم ماكان و یكون

شرع پاك حق زحق منهاج اوست *** منتهاى قرب حق معراج اوست

فرقش از نور لعمرك تاج یافت *** سوى قرب حق به تن معراج یافت

انبیا را پادشاه و سرور اوست *** اولیا را مقتدا و رهبر اوست

كبریایى مر او را زیبنده بود *** در خدایى، مرخدا را بنده بود

مرحوم میرزا جواد ملكى تبریزى(رحمه الله) گوید:

«سپس با آرامش و خشوع قدم بردارد و ذكر كند تا در برابر ضریح مقدّس بایستد... و با حقیقت سلام، بر او سلام دهد و بر آل او و پدران و عترت او، به تفصیل و ترتیب سلام بفرستد و در عرض سلام و صلوات، مبالغه نماید.

بر تو است كه حضور آن حضرت را در برابر خود بدانى كه او متوجّه به تو است و رو به تو آورده است و هر چه در ظاهر و باطن تو باشد، مى بیند و مى شنود و بر رازهاى نهانى و خفایاى امور تو و كردارهاى تو مطلع و آگاه است. در این صورت هرگاه تو كارى را كه از آن نهى شده اى، مرتكب شوى، از لباس بدنت، یا تصاحب مال غیر خودت، یا نپرداختن
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ فرزانگان، ص187

حقوق عترت و ذریه او، یا فقراى امت او، یا چیزى از حقوق خدایى و حال آنكه تو در زیارت او مى گویى: «من آنچه را تو حلال شناخته اى، حلال مى دانم و آنچه را حرام فرموده اى، حرام مى شمارم» و یا مى گویى: «اى رسول خدا! من تو را زیارت مى كنم در صورتى كه به گمراهى مخالفین، تو بینا هستى». آیا تو این مخالف گمراه نیستى؟ یا خویشتن را از جمله مخالفین استثنا مى كنى؟

یا در زیارت مى گویى: «پدرم، مادرم، جانم، مالم و فرزندانم فداى تو باد»، چگونه این همه را فدا مى كنى و حال آنكه تو مخالف امر و نهى او، در مقدار كمى از مال خود هستى؟ و اگر به تو بفرماید: اى دروغگو! آیا مرا گول مى زنى؟ آیا جواب تو چه خواهد بود؟ و بترس از اینكه در دعوى خود دروغگو باشى و در پیشگاه حضرت او، خلاف واقع بگویى و حال آنكه او دروغ را حرام فرموده است، و بدان كه دروغ گفتن به كسى كه عالم به دروغ است و مى داند كه دروغ مى گویى، استهزاى اوست و پناه بر خدا از این خطرها.

«زیارت آن بزرگواران» امر عظیمى است و در این باب روایت شده است كه: خداى تعالى دو مرتبه زائران آنها را زیارت مى كند. ولكن خطر آن هم بسى عظیم است. پس بترس كه به كوشش خودت در آن خطر واقع نشوى و آن را سبك نشمارى و حال آنكه او در نزد خدا بسى بزرگ است. و مهم تر آنكه معرفت و عظمت او و علم را به حال خودت و نهادت محكم بدانى و آفات گفتار و كردار و حقایق دعوى خودت را بشناسى و اگر قادر بر اصلاح خود و كردارت نباشى، لامحاله به تقصیر خودت معترف باش و شرمسارى مقصّران از پیشانى تو هویدا و خوف و خضوع

و خوارى، به قدر جنایتت پیدا باشد».(1)

مرحوم مولا محمّد بیدآبادى(رحمه الله) نیز گوید:

«بر تو لازم است كه تلاش و همّت كنى كه شرایط و آداب زیارت را به نحو كامل به جاى آرى و آن كس را كه به زیارتش رفته اى تعظیم نمایى و حریم حرمتش را نگهدارى و زائران را مساعدت و یارى نمایى.

بر حذر باش كه در خواندن زیارت نامه، در این گفته ات دروغگو نباشى آنجا كه مى گویى: شهادت مى دهم و اعتراف مى كنم كه شما جایگاه مرا ناظر هستى و به گفته هاى من واقفى و مى شنوى.

تا زمانى كه شوق و میل باطنى به زیارت و دعا دارى، در حرم باش و زمانى كه میل تو، به سستى گرایید، بلافاصله از حرم خارج شو كه ذكر نگفتن بهتر است از ذكرى كه با غفلت و بى توجّهى به محتواى ذكر همراه باشد.

در حرم مطهّر براى پدر و مادرت و نیز كسانى كه حقى بر تو دارند ]مانند بزرگان دین و اساتید و خویشاوندان و دوستان[ دعا و طلب رحمت نماى».(2)

مولى محسن فیض كاشانى نیز گوید:

«و اما كیفیت زیارت آن حضرت، این است كه در برابر مرقد مطهّر آن جناب بایستد و آن حضرت را هم اكنون كه به صورت ظاهر از دنیا رفته است، مانند آن وقت كه در قید حیات بوده، زیارت كند و نزدیك به مرقد مطهّرش نرود; چنان كه اگر در برابر شخص بزرگوار زنده اى قرار بگیرد، از
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ المراقبات، ج2، ص 239ـ242

2 ـ پیام حوزه، ش6

نظر احترامش نزدیك او نمى رود، در برابر مرقد مقدّس نبوى همین معنا را مراعات كند و متوجّه باشد كه رسول خدا(صلى الله علیه وآله) از حـضور و قیام و زیارت او باخبر است و سلام و صلوات او به آن جناب مى رسد. بنابراین مناسب است صورت آن حضرت را، در خیال خود مجسّم سازد و به عظمت آن جناب توجّه نماید و مقام آن حضرت را در دل خود بزرگ شمارد.

در روایت آمده است كه خداى متعال مى فرماید: «فرشته اى را موكّل قبر آن حضرت ساختم كه هر كس از امّتان او، به وى عرض سلام كند، او سلام آن شخص را بدان حضرت ابلاغ كند».

این موقعیت براى كسى است كه از دور بدان جناب سلام كند. مسلّماً شخصى كه قطع مراحل و طى منازل نماید و به شوق زیارت آن حضرت حركت كند، موقعیّتش بیش از اینها خواهد بود(1)».

غیر از در دوست در جهان كى یابى؟ *** جز او به زمین و آسمان كى یابى؟

او نور زمین و آسمان ها باشد *** قرآن گوید چنان نشان كى یابى؟

* * *

ابروى تو قبله نمازم باشد *** یاد تو گره گُشاى رازم باشد

از هر دو جهان برفكنیم روى نیاز *** گر گوشه چشمت به نیازم باشد

(امام خمینى(قدس سره))

عارف الهى، میرزا جواد ملكى تبریزى(رحمه الله) بر این امر تأكید مى كند كه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ حقایق، ص543

زائر مرقد منوّر حضرت رسول اكرم(صلى الله علیه وآله) باید با طهارت جسم و روح و با توبه كامل، به آن مكان مقدّس قدم بگذارد و به زیارت آن حضرت بپردازد:

«بارى، بر زائر واجب است ]به حكم عدل[ كه در این محضر عظیم حاضر نشود، مگر بعد از توبه درست و راستى كه او را لامحاله از مخالفت فعلى پاك كرده باشد، تا از ورطه عتاب نجات یابد و از رد شدن، از درگاه او درامان باشد. واگر توفیق این كار پیدا نكند، بر اوست كه از درى غیر از آن داخل شود و آن درهاى اعتراف، پوزش، توسّل، استغفار، التجا و اضطرار است و اگر نفسِ اهمال كار او، در حمل لوازم این درها مسامحه كند، ناچار از نا امید نبودن از اجابت داخل شود و خداى ـ جلّ جلاله ـ را به امید اینكه قلب رسول(صلى الله علیه وآله) را بر او مهربان كند، بخواند و ابلیس هم از این در داخل شد و پیروز گشت و به مراد رسید و در دعاى خود بگوى:

«اللهُمَّ یا مَنْ اَجابَ لاِبْغَضِ خَلقِهِ اِبْلِیس حیثُ استَنْظَرَهُ فَاسْتَجِب لَهُ، فَاِنَّه دَعاكَ و هُوَ عاص و اَنَا ادعوكَ و اَنَا عاص فَكَما اَنَّ اجابَتَكَ شَمَلْتَهُ حیثُ دعاكَ و لَمْ یَقْنُطْ مِنْ رَحْمَتِكَ فَلتَشمِلْنى و اَنَا اَدعوكَ و اَرجو اِجابَتَكَ;

پروردگارا! اى كسى كه دعاى دشمن ترین خلق خود، ابلیس، را اجابت كردى، موقعى كه از تو مهلت خواست. پس دعاى مرا هم مستجاب كن، هم چنان كه دعاى او را مستجاب كردى; زیرا او تو را دعا كرد و حال آنكه نافرمان بود و من هم تو را مى خوانم با اینكه گناهكار و نافرمانم و هم چنان كه اجابت تو شامل حال او شد، موقعى كه تو را خواند و از رحمت تو نا امید نشد. پس رحمت خود را شامل حال من هم بفرما، كه تو را مى خوانم و امید اجابت تو را دارم».

و چون از این در داخل شوى، پروردگارت تو را نا امید نخواهد كرد;

زیرا او نزد نیك پندارى بنده خود مى باشد. چگونه چنین نباشد و حال آنكه در كتاب خود نازل فرموده است كه: "واْسْئَلُوا اللهَ مِنْ فَضْلِهِ اِنَّ اللهَ كانَ بِكُمْ رحیماً"(1) و چون خدا به تو راغب شود و به تو عطف توجّه فرماید، رسول خدا(صلى الله علیه وآله)نیز با پذیرش و عطوفت، به تو توجّه فرماید. و آن حضرت با شفقت، ملاطفت و مهربانى به تو رو مى كند و تو را در كنف رأفت و عنایت خود جاى مى دهد و مانند پدرى باعاطفه و مادرى رئوف در جواب تو لبّیك مى گوید و در مقام اجابت خطاب تو، برمى آید و تو به مراد خودت، بلكه فوق مرادت مى رسى و براى همیشه رستگار مى شوى و چون تو با این حالات به درگاه او بیایى و در برابر او، صورت زائر داشته باشى و اقبال او را نسبت به خود بدانى، بر تو است كه با مناجات لطیفى، با او نجوا كنى و در حضور او، حاجات و نیازمندى هاى خود را عرضه نمایى و آنچه از هجران و فراق او بر تو رسیده است، به خدمتش شكایت برى و آنچه از مصائب بر ذریه آن حضرت وارد گشته و حقوق آنها غصب شده و... به یاد آورى و نزد او، از بدى احوالت و سختى ابتلایت، شكوه نمایى... . پس بگو: اى رسول خدا! در اوان زندگانى ات در دنیا. علمى براى دین و منارى براى هدایت و حلاّل مشكلات و روشن كننده معضلات بودى، از خدا و صفات و رضاى او خبر مى دادى و... به ما رحم آور و بر ما ترحّم كن، اى رحمةً للعالمین و به نواده خودت (مهدى موعود) امر به ظهور و پراكندن نور در این عرصه تاریك و شب دیجور، امر فرما تا اسلام حمایت شود و قرآن زنده گردد و احكام دین تقویت گردد و بساط عدالت گسترده و دستگاه جور و ستم برچیده شود و عِرض و آبروى مسلمانان
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ نساء (4) آیه 31، «از فضل خدا مسألت كنید خدا همیشه با شما مهربان است».

مصون و جهانیان در تحت تربیت واقع گردند.

]اى رسول خدا![ از درگاه پروردگار جهان بخواه كه در وفاى به وعده و یارى بندگان خود تعجیل فرماید; زیرا تبه كارى در خشكى و دریا، به دستِ آدمیان ظهور یافته و بدبختى عالم را فراگرفته است.»(1)

بالجمله با آن حضرت(صلى الله علیه وآله) مناجات مى كنى و اشتیاق خودت را به زمان «حضور و اشراق نور» او ابراز مى دارى و از هجر او، به خود او شكایت مى نمایى و از بلایاى عمومى و خصوصى كه به تو رسیده است، عرض حال مى كنى. سپس نزد او به اسرافى كه به نفس خود كرده اى و تقصیرى كه در عبادت پروردگارت نموده اى، اقرار و اعتراف مى كنى و از او مسألت مى نمایى كه در نزد خدا براى تو طلب آمرزش نماید و درد تو را به دواى خویش درمان كند و عقل تو را كامل گرداند و نورانیت تو را به دعاى خود تمام فرماید و تو را به دوستان خودش ملحق سازد و در همسایگى خودش، تو را بپذیرد; زیرا او گرامى ترین خلایق است و واردین بر خود را رد نمى كند و زائر و مهمان خود را جز با حاجات برآورده و افزونى فضل و كرم، دور نمى سازد.

و یقین بدان كه او(صلى الله علیه وآله) رحمت خدا براى جهانیان است و اگر تو از «فیض اقدس و نور ازهر» او محروم بمانى، مانع از جهت تو است و گناهان هرچند بسیار باشند، مانع نمى شوند، مگر اینكه خللى از جهت ایمان پیدا شود. در این زمینه، مرحوم ملكى تبریزى مى فرمایند:

«پس ایمان خودت را تازه كن و از كفر و شرك جلى به خداوند پناه ببر; ولكن چه بسا ظلمت و تاریكى گناهان مانع از درك فیوضات زیارت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ المراقبات، ج2، ص242 ـ 246
او ـ كه شامل حال تو گشته است ـ باشد و از مشاهده انوار او ـ كه به تو رسیده است ـ كور شده باشى. در این حال اگر تو را دلى و فطانتى باشد، به ناچار این را درك خواهى كرد و به پاره اى از آثار آن، علم حاصل خواهى نمود كه شفقت آن حضرت(صلى الله علیه وآله) نسبت به مؤمنان و دوستداران عترت او معلوم است، هرچند كه گناهكار باشند.

از این رو چگونه شفاعت او نسبت به گناهكاران و زائرانى كه بر او وارد شده و به سلام او آمده و با او مناجات كرده است و شكایت بینوایى خویش را به دربار او آورده و حقوق زایدى بر او دارند، شامل نشود و این حقوق نزد او ضایع گردد؟

كسانى كه از اخلاق كریمه آن حضرت و معامله او با عموم مسلمانان ـ بهویژه واردین به درگاه حضرتش در حال حیات او ـ و رفتارش نسبت به نیازمندان، خبر دارند، همه اینها را مى دانند و مى شناسند....

به هر حال بر زائران او(صلى الله علیه وآله)، واجب است كه به فضل و كرم و افاضه آن حضرت، كاملا حسن ظن داشته باشند و از فیض زیارت او و انوار اقبالش، استمداد كنند و از اشراق و روبه رو شدن با آن حضرت استضائه و طلب روشنى نمایند; چه اوست كه روشن كننده هر ظلمتى است و به هر آفریده اى افاضه مى فرماید و براى جهانیان كفایت است. او نور خداى انور و ضیاى ازهر و فیض اقدس است(1)».



برچسب هافروع دین, حج, مکه, زیارت
نسخه چاپیارسال به دوستان

نظر شما:



مطالب پیشنهادی
آداب حج آداب حج
هر یک بنفسه صلاحیت تصفیه نفس را دارد
فرشتگان از اسرار حاجیان آگاهند فرشتگان از اسرار حاجیان آگاهند
عصر روز عرفات و ظهر روز دهم كه زائران بیت الله الحرام در منا جمع هستند،
اسرار عرفات اسرار عرفات
كه شب نهم را در سرزمین عرفات بماند تا آن وقوف لازم را كه روز نهم مى باشد،
طواف طواف
غیر از انبیا و امامان معصوم، دچار یك سلسله گرفتاریهاى باطنى و ظاهرى هستند
«زیارت»، زمینه سازِ معرفت و محبّت «زیارت»، زمینه سازِ معرفت و محبّت
معرفت و عشق، پاى را به رفتن مى گشاید و «دوستى» به «دیدار» مى انجامد
كعبه، جلوه عرش خدا در زمین كعبه، جلوه عرش خدا در زمین
خداوند متعال براى انسان كعبه را بنا ساخت تا انسانِ دور آن طواف كند
تقوا و پارسایى روح عمل است تقوا و پارسایى روح عمل است
چون محور پذیرش هر عملى تقوا و وارستگى است،
آب زمزم، جام طاعت آب زمزم، جام طاعت
مستحب است انسان بعد از طواف و نماز آن، كنار چاه زمزم برود
اخلاق زائر اخلاق زائر
واى بحال آن زائرى كه از وطن آلوده به سیئات اخلاقى به حج برود
تفاوت حج با دیگر عبادات تفاوت حج با دیگر عبادات
جریان تعبّد در حجّ بیش از سایر دستورات دینى است

• حج
آموزش
احکام
آشنایی با اماکن
• عترت
اهل بیت علیهم السلام
خاندان معصومین
زیارتنامه ها
احادیث و روایات
غدیر
• تاریخ
تاریخ اسلام
تاریخ ایران
انقلاب اسلامی
دفاع مقدس
بیداری اسلامی
• سبک زندگی
حجاب و عفاف
خانه و خانواده
خلاقیت و نوآوری
زندگی شهری
کودک و نوجوان
طب طبیعی
• چند رسانه ای
آوا و نما
عکس
نرم افزار
• هنر دینی
شعر آیینی
حکایات و لطایف
دلنوشته ها
داستانک
 • حج در معارف و کلام
وحی
معصومین ( علیهم السلام )
بزرگان
• اخلاق
اخلاق عملی
اخلاق نظری
• کتابخانه
حج
عترت ( علیهم السلام )
معارف
• سایر
دین شناسی
شخصیت شناسی
پیوندها
کلیه حقوق متعلق مادی و معنوی متعلق به امور حج و زیارت سازمان صدا و سیما می باشد
امور حج و زیارت صدا و سیما