شبکه تلویزیونی اینترنتی لبیک |خانه|--|درباره ما|--|ارتباط با ما|


دوشنبه 7 فروردين 1396  


  نسخه چاپی


دنیاگرایى و دنیاگریزى از دیدگاه قرآن



معتقدند که عالم دنیا بالذات عالم شر و فساد و تباهى است
 

حسین فقیه
چکیده: آیات قرآن کریم و احادیث پیشوایان معصوم، از یک سو به نکوهش دنیا پرداخته و از دیگرسو نظام عالم را به حق دانسته و گاه بر بهره‏گیرى از آن تاکید ورزیده‏اند . نویسنده در این نوشتار در پى آن است که نگاهى گذرا به این موضوع بیاندازد و دنیاى مذموم و نکوهیده را از دنیاى ممدوح و ستوده بازشناسد .
واژه «دنیا» مؤنث ادنى است . اگر اصل آن را «دنائت‏» بگیریم، به معناى پست‏تر، و اگر اصل آن را «دنو» بدانیم، به معناى نزدیک‏تر است . این کلمه همیشه وصف است، خواه موصوفش در کلام باشد مانند «الحیوة الدنیا» یا نباشد مانند «لهم فى الدنیا خزى‏» .
این واژه یکصد و پانزده بار در قرآن مجید تکرار شده است و در همه موارد صفت زندگى کنونى است، مگر در چهار جا که در یک مورد به عنوان صفت عدوه (حاشیه و کنار بیابان) (1) و در سه مورد دیگر (2) صفت آسمان قرار گرفته است .

سرزنش دنیا و حقانیت موجودات مادى
قرآن کریم در آیات فراوانى دنیا را به شدت سرزنش کرده و از آن به عنوان یک زندگانى فانى و ناپایدار یاد کرده است . (3) در عین حال، این کتاب الهى، آسمان و زمین و کوه و دریا و صحرا و نبات و حیوان و انسان را با همه نظام‏ها و حرکت‏هایى که دارند باطل نمى‏شمارد، بلکه برعکس، این نظام را نظام راستین و حق مى‏داند . (4) از همین رو خداى متعال به موجودات و مخلوقات عالم از جماد و نبات و حیوان گرفته تا خورشید و ماه و شب و روز (5) سوگند یاد مى‏کند و این نشان دهنده ارزش و اعتبارى است که خدا براى آنها قایل است .
اساسا بدبینى به آفرینش و نظام هستى با هسته مرکزى اسلام که توحید است، سازگار نیست . این گونه نظریه‏ها یا بر ماتریالیسم و انکار مبدا حکیم مبتنى است و یا براساس اعتقاد به ثنویت است . اما در دینى که براساس توحید و اعتقاد به خداى دانا و توانا و حکیم بنا شده است جایى براى این افکار باقى نمى‏ماند . آنچه به عنوان فنا و زوال دنیا و تشبیه آن به گیاهى که در اثر باران از زمین سر مى‏زند و رشد مى‏کند و سپس زرد و خشک مى‏گردد و تدریجا از بین مى‏رود در قرآن آمده، در حقیقت‏براى بالا بردن ارزش انسان است، که نباید منتهاى آرزوى خود را امور مادى قرار دهد و هرگز نمى‏خواهد که دنیا را در ذات خودش شر و زشت معرفى کند . (6)

بررسى و نقد آراء و تفاسیر مختلف درباره دنیا
برخى معتقدند که عالم دنیا بالذات عالم شر و فساد و تباهى است . اینها به تمام دنیا با نظر بدبینى نگاه مى‏کنند و راه حلى هم براى سعادت بشر و نجات او از بدبختى ندارند مگر احیانا پوچ گرایى و در نهایت‏خودکشى .
این قول مستلزم هدفمند نبودن جهان هستى است و اثبات وجود آفریننده‏اى حکیم در راس هرم هستى که مورد اعتقاد ادیان توحیدى است، چنین چیزى را رد مى‏کند . «الذی احسن کل شی‏ء خلقه (7) ; او همان کسى است که هر چه را آفرید نیکو آفرید .»
برخى دیگر بر این باورند که خود دنیا بد نیست وگرنه خدا آن را نمى‏آفرید، ولى علاقه و محبت‏به آن بد است . این تفسیر خیلى شایع است و مطابق آن سعادت بشر در مبارزه با این علایق و امیال و زدودن ریشه آنها است .
در نقد این دیدگاه مى‏توان گفت که اولا: این علایق و امیال فطرى که در روح انسان است، از آن جهت که فطرى است و روان شناسى جدید هم آن را تایید مى‏کند، قابل ریشه کن کردن نیست و حداکثر این است که در اثر ریاضت‏ها پس رانده شده و به ضمیر ناخودآگاه مى‏رود ولى بعدا به صورت خطرناکى از مجراى دیگرى ظهور و بروز مى‏کند و باعث‏بیمارى‏هاى روحى و عصبى مى‏شود . (8)
ثانیا: قرآن کریم همین محبت‏ها را به عنوان نشان‏هاى حکمت پروردگار ذکر مى‏کند . مثلا در سوره روم در کنار ذکر خلقت‏بشر و خواب و بعضى چیزهاى دیگر به عنوان نشانه‏هاى تدبیر خداوند، مى‏فرماید:
و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها و جعل بینکم مودة و رحمة ان فی ذلک لآیات لقوم یتفکرون (9)
یکى از نشانه‏هاى پروردگار این است که همسرانى از جنس خودتان براى شما آفرید تا در کنار آنها آرام گیرید و در میانتان دوستى و مهربانى به وجود آورد، و در این حقیقت نشانه‏ها از تدبیر و حکمت پروردگار است‏براى آنها که مى‏اندیشند .
علاقه به دنیا مظاهر فراوانى دارد مانند علاقه به فرزند، علاقه به پدر و مادر، علاقه به همسر، علاقه به مال و ثروت، علاقه به احترام و محبوبیت . اگر این علایق نبود، نه نسل ادامه پیدامى کرد، نه زندگى و تمدن پیش مى‏رفت و نه حرکت و جنبشى بود; بلکه بشرى در روى زمین باقى نمى‏ماند . از همین رو است که در آیه فوق دوست داشتن همسر را یکى از نشانه‏هاى حکمت پروردگار ذکر مى‏کند .

منطق اسلام
آن چیزى که از آیات و روایات استفاده مى‏شود این نیست که اساسا علاقه و محبت‏به کائنات بد است، و راه چاره هم این نیست که علایق و محبت‏ها را باید سرکوب کرد; بلکه آنچه از نظر اسلام زشت است وابستگى و دلبستگى (10) و راضى شدن و قانع شدن به دنیاست (11) و فرق است میان علاقه به مال و فرزند و سایر شئون زندگى، که در دیدگاه دوم مورد نکوهش قرار گرفت، با قانع بودن و رضایت دادن و غایت آمال قرار دادن اینها که اسلام آن را مردود مى‏شمارد .

آیات قرآنى درباره دنیا دو دسته است:
دسته اول آیاتى است که تکیه بر تغییر و ناپایدارى این جهان دارد، در این گونه آیات، واقعیت متغیر و ناپایدار مادیات، آن چنان که هست، ارائه مى‏شود، مثلا گیاهى را مثل مى‏آورد که از زمین مى‏روید، ابتدا سبز و خرم است اما پس از چندى به زردى مى‏گراید، خشک مى‏شود، باد حوادث آن را خرد مى‏کند و در فضا پراکنده مى‏سازد; آن گاه مى‏فرماید این است مثل زندگى دنیا . (12)
این دسته از آیات زمینه است‏براى این که مادیات را از صورت معبودها و کمال مطلوب‏ها خارج سازد . در کنار این آیات و بلکه در ضمن این آیات فورا این نکته گوشزد مى‏شود که ولى، اى انسان، جهانى دیگر پایدار و دایمى هست . زنهار که هستى را منحصر در همین امور گذرا بپندارى!
دسته دوم آیاتى است که صریحا مى‏گوید: آنچه قرآن آن را مذموم مى‏شمارد «دلبستگى و وابستگى‏» ، «قانع بودن‏» و «رضایت دان‏» به امور مادى است، این آیات است که جوهر منطق اسلام را درباره دنیا روشن مى‏کند . براى مثال، قرآن کریم اهل دنیا را این گونه توصیف مى‏کند:
ان الذین لا یرجون لقاءنا و رضوا بالحیاة الدنیا و اطمانوا بها و الذین هم عن آیاتنا غافلون (13)
کسانى که امیدوار به ملاقات ما نیستند و به زندگى دنیا رضایت داده و به آن آرام گرفته‏اند و آنان که از آیات ما غافل هستند .
در این آیه آنچه مذموم شمرده شده است: «امید به زندگى دیگر نداشتن‏» و به مادیات «رضایت دادن‏» و قانع شدن و «آرام گرفتن‏» است . و اینک به نمونه‏هایى دیگر از این آیات توجه مى‏کنیم:
فاعرض عن من تولى عن ذکرنا و لم یرد الا الحیاة الدنیا ذلک مبلغهم من العلم . (14)
از آنان که از یاد ما رو گردانده و جز دنیا هدف و مقصدى ندارند روى برگردان . این آخرین حد دانش آنهاست .
باز هم سخن درباره افرادى است که جز دنیا هدف مطلوبى ندارند و سطح فکرشان از مادیات بالاتر نیست .
و فرحوا بالحیاة الدنیا و ما الحیاة الدنیا فی الآخرة الا متاع (15)
آنان به زندگى دنیا «شادمان و دلخوش‏» شده‏اند، در صورتى که زندگى دنیا در مقایسه با آخرت جز بهره‏اى [ناچیز] نیست .
کوتاه سخن این که، بین علاقه به مال و فرزند و سایر شئون زندگى مادى و قانع بودن و رضایت دادن و غایت آمال قرار دادن اینها تفاوت است . و راه چاره سرکوب کردن و نابود ساختن علایق طبیعى و امیال فطرى نیست، بلکه راه حل واقعى آزاد کردن و به کار انداختن یک سلسله علایق دیگرى است که پس از علایق جسمى پیدا مى‏شوند و نیاز به تحرک و بیدار کردن دارند . به عبارت دیگر هدف اسلام، محدود کردن و کم کردن نیروهاى محسوسى که در متن خلقت‏به دست‏حکمت پرودگار آفریده شده، نیست‏بلکه هدف، آزاد کردن یک سلسله نیروهاى معنوى است که در غریزه و فطرت قرار دارند و چون عالى ترند و از مقام عالى انسان سرچشمه مى‏گیرند، دیرتر بیدار مى‏شوند و لذا به تحرک و احیاء نیاز دارند .
ریشه این منطق در جهان بینى اسلامى
منشا این منطق اسلام درباره دنیا نوع نگرشى است که درباره انسان و جهان دارد . متون اسلامى، جهان را منحصر در حیات زودگذر و ناپایدار مادى نمى‏دانند و با اعتراف به عظمت این دنیا پیوسته حیات دیگرى را که بسى عظیم‏تر است گوشزد مى‏کنند . بنابراین انسان از دیدگاه اسلام با این که از میوه‏هاى درخت همین دنیاست، ولى دامنه وجود و حیاتش تا ماوراى دنیا هم گسترده شده است . قهرا این انسان با این اهمیتش نباید هدف نهایى خود را دنیا و مادیات قرار دهد و خود را به دنیا بفروشد . (16) حضرت على، علیه السلام، مى‏فرماید: «و لبئس المتجر ان‏ترى الدنیا لنفسک ثمنا (17) ; بد معامله‏اى است که خود را به دنیا بفروشى .»
گذشته از اینها اخلاق و تربیت اسلامى نیز ایجاب مى‏کند که از اهمیت دادن به مادیات کاسته شود، البته این قسمت را سایر مکاتب تربیتى هم قبول دارند که براى تربیت اجتماعى بشر و آمادگى او براى یک زندگى اجتماعى سالم باید کارى کرد که افراد هدف و ایده آل معنوى داشته باشند و به مادیات حرص نورزند . چرا که آتش حرص و طمع موجب ویرانى اجتماع هم مى‏گردد .
خلاصه اینکه همان گونه که اصل توحید اجازه نمى‏دهد که ما با چشم بدبینى به دنیا و جهان محسوس نگاه کنیم اصل معاد و اخلاق اسلامى نیز ایجاب مى‏کند که هدف اعلى و غایت آمال انسان بالاتر از دنیا و مادیات باشد . (18)
پى‏نوشتها:
1) سوره انفال، آیه 42 .
2) سوره صافات، آیه 6; سوره فصلت، آیه 12، و سوره ملک، آیه 5 .
3) سوره کهف، آیه 46 .
4) سوره ص، آیه 27 و سوره ابراهیم آیه 19 .
5) سوره تین، آیات 1 تا 3; سوره عادیات، آیات 1 و 2; سوره شمس، آیات 1 و 2 و سوره لیل، آیات 1 و 2 .
6) مرتضى مطهرى، بیست گفتار، ص 240 .
7) سوره سجده، آیه 7 .
8) گرچه امروزه نظریه فروید در مجموع رد شده است ولى این قسمت آن هم چنان مورد قبول بسیارى از روان‏شناسان است .
9) سوره روم، آیه 21 .
10) سوره نجم، آیات 28 و 29 .
11) سوره یونس، آیه 7 و سوره توبه، آیه 38 .
12) سوره کهف، آیه 45; سوره حدید، آیه 20; سوره یونس، آیه 24 .
13) سوره یونس، آیه 7 .
14) سوره نجم آیات 29 و 30 .
15) سوره رعد، آیه 26 .
16) مرتضى مطهرى، پیشین، ص 247- 246 .
17) نهج البلاغه، خطبه 32 .
18) مرتضى مطهرى، پیشین، ص 249 .
 
منابع:
رواق اندیشه 1381شماره 10



برچسب هااخلاق نظری, دنیاگرایی, دنیا گریزی, قرآن
نسخه چاپیارسال به دوستان

نظر شما:



مطالب پیشنهادی
سعادت و کمال انسان سعادت و کمال انسان
مکتبى که انسان را موجود مادى فرض مى‏کند،
بررسی ریشه خجالت بررسی ریشه خجالت
قبل از پاسخ لازم است با مفهوم و معنای خجالت آشنا گردیم و آن گاه ریشه های خجالت را مورد ارزیابی قرار دهیم.
تفاوت وجدان با فطرت تفاوت وجدان با فطرت
جنبه ادراکى وجدان اخلاقى این است که اعمال و حتى افکار انسان‌‌ها را مورد بررسى ‏قرار مى‌‌‏دهد
زهد و ایثار و همدردی زهد و ایثار و همدردی
ایثار یعنى دیگران را بر خویشتن مقدم داشتن
تعریف اخلاق و اخلاق نظری تعریف اخلاق و اخلاق نظری
کلمه اخلاق جمع خلق است. خلق شکل درونی انسان است.
اخلاق و عرفان از دیدگاه مرحوم نراقی اخلاق و عرفان از دیدگاه مرحوم نراقی
گذشته از آن كه اخلاق اسلامى بر اساس آن چه در عموم كتاب‏هاى اخلاق نظرى آمده
چالش‏هاى مفاهیم اخلاقى از دید مرحوم نراقی چالش‏هاى مفاهیم اخلاقى از دید مرحوم نراقی
یكى از دشواریهاى علم اخلاق تبیین مفاهیم آن با حدود و ثغور كامل است
نظریه اعتدال مرحوم نراقی نظریه اعتدال مرحوم نراقی
تاثر از نظریه اعتدال ارسطو مباحث اخلاقى خود را سامان داده‏اند
تعریف کلی اخلاق تعریف کلی اخلاق
کلمه اخلاق جمع خلق است. خلق شکل درونی انسان است
سیری در مبانی نظری اخلاق از دیدگاه علامة طباطبائی سیری در مبانی نظری اخلاق از دیدگاه علامة طباطبائی
مسلمان در جوامع اسلامی به شدّت مورد حملات و تهدیدات دشمنان قرار گرفته

• حج
آموزش
احکام
آشنایی با اماکن
• عترت
اهل بیت علیهم السلام
خاندان معصومین
زیارتنامه ها
احادیث و روایات
غدیر
• تاریخ
تاریخ اسلام
تاریخ ایران
انقلاب اسلامی
دفاع مقدس
بیداری اسلامی
• سبک زندگی
حجاب و عفاف
خانه و خانواده
خلاقیت و نوآوری
زندگی شهری
کودک و نوجوان
طب طبیعی
• چند رسانه ای
آوا و نما
عکس
نرم افزار
• هنر دینی
شعر آیینی
حکایات و لطایف
دلنوشته ها
داستانک
 • حج در معارف و کلام
وحی
معصومین ( علیهم السلام )
بزرگان
• اخلاق
اخلاق عملی
اخلاق نظری
• کتابخانه
حج
عترت ( علیهم السلام )
معارف
• سایر
دین شناسی
شخصیت شناسی
پیوندها
کلیه حقوق متعلق مادی و معنوی متعلق به امور حج و زیارت سازمان صدا و سیما می باشد
امور حج و زیارت صدا و سیما