شبکه تلویزیونی اینترنتی لبیک |خانه|--|درباره ما|--|ارتباط با ما|


پنج شنبه 26 مرداد 1396  


  نسخه چاپی


ومن الناس من یعجبك قوله فى الحیوه الدنیا...



واذا قیل له اتق اللّه اخذتة العزة بالاثم فحسبه جهنم و لبئس المهاد
 

آیات 204 تا 207 بقره

204- ومن الناس من یعجبك قوله فى الحیوه الدنیا و یشهد اللّه على ما فى قلبه و هوالدالخصام

205- واذا تولى سعى فى الارض لیفسد فیها و یهلك الحرث والنسل واللّه لایحب الفساد

206- واذا قیل له اتق اللّه اخذتة العزة بالاثم فحسبه جهنم و لبئس المهاد

207- و من الناس من یشرى نفسه ابتغاء مرضات اللّه واللّه رؤوف بالعباد

ترجمه آیات

و پاره اى از مردم ، منافق و سالوسند كه وقتى سخن از دین و صلاح و اصلاح مى كنند تو را به شگفت مى آورند و خدا را گواه مى گیرند كه آنچه مى گویند مطابق آن چیزى است كه دردل دارند و حال آنكه سرسخت ترین دشمنان دین و حقند. (204)

(به شهادت اینكه ) وقتى بر مى گردند (و یا وقتى به ولایت و ریاست ى مى رسند) با تمام نیرو در گستردن فساد در زمین مى كوشند و به مال و جانها دست مى اندازند با اینكه خدا فساد را دوست نمى دارد. (205)

و وقتى به ایشان گفته مى شود از خدا بترس دستخوش آن غرورى مى شوند كه گناه در دلشان ایجاد كرده تنها درمان دردشان جهنم است كه بد قرارگاهى است . (206)

و بعضى دیگرند كه جان خود را در برابر خوشنودى هاى خدا مى فروشند و خدا نسبت به بندگان رؤوف است .(207)تقسیم مردم از نظر صفات و ذكر احوال و خصائص منافق

این آیات مشتمل بر تقسیمى دیگراست یعنى مردم را از حیث نتایج صفاتشان تقسیم مى كند، همچنانكه آیات قبلى یعنى از آیه : (فمن الناس من یقول ربنا آتنا...) به بعد مردم رااز حیث اصل صفاتشان تقسیم مى كرد، كه یا طالب دنیایند، و یا طالب آخرت ، و آیات مورد بحث از حیث نتیجه دنیاطلبى و عقبى طلبى كه در اولى نفاق و در دومى خلوص درایمان است تقسیم مى كند، و تناسب این آیات بامساءله حج تمتع بر كسى پوشیده نیست .

ومن الناس من یعجبك قوله فى الحیوه الدنیا...

كلمه اعجاب به معناى خرسند كردن است ، و جمله : (فى الحیوه الدنیا) متعلق است به جمله : (یعجبك ) و معناى مجموع آیه چنین مى شود: (خرسندى و مسرت در دنیا از این جهت كه دنیاست و نوعى زندگى است منشاءش ظاهربینى و حكم كردن بر طبق ظاهراست ، و اما باطن و سریره در زیر پرده و پشت حجاب نهان است ، انسان تا زمانى كه بستگى وتعلق به حیات دنیادارد، نمى تواند حقایق پشت پرده راببیند و درك كند، مگراینكه از طریق تفكر در آثار مختصرى ازامر باطن را كشف كند و بهمین مناسبت است كه دنبالش فرموده : (ویشهد اللّه على ما فى قلبه ...)، و معناى مجموع كلام این است كه بعضى از مردمند كه وقتى با تو سخن مى گویند، طورى وانمود مى كنند كه افرادى حق پرستند، جانب حق رارعایت مى كنند، و به صلاح خلق عنایت دارند، و پیشرفت دین و امت را مى خواهند، در حالى كه دشمن ترین مردم نسبت به حقند، و دشمنیشان با حق از هر دشمن دیگر شدیدتراست .

و كلمه (الد) افعل تفضیل ازماده (ل - د - د) است ، لد، ولدود، هر دو به معناى شدت خصومت است .

وكلمه خصام جمع خصم است ، مانند صعب كه جمعش صعاب و كعب كه جمعش كعاب است .

بعضى هم گفته اند: خصام مصدر است : و جمله اءلدالخصام به معناى اشد خصومة مى باشد.

واذا تولى سعى فى الارض لیفسد فیها...

كلمه تولى به معناى داراى ولایت و سلطنت شدن و تملك آن است ، و مؤ ید این معنا جمله (اخذته العزه بالاثم ) گرفتار غرورى مى شود كه گناه در دل ایجاد مى كند در آیه بعدى است ، كه مى فهماند عزتى كه دچارش شده به خاطر گناهانى بوده كه مرتكب شده ، و قلب مخالف با زبانش را، بیمار كرده است

و سعى به معناى عمل و هم به معناى سرعت در راه رفتن است ، در نتیجه معناى آیه چنین است ، كه این منافق شدید الخصومه وقتى دستش برسد، و داراى قدرتى شود و ریاست ى به دست آرد، سعى مى كند فساد را در زمین بگستراند و ممكن است كلمه (تولى ) به معناى اعراض از روبرو شدن ، و گفتگو كردن باشد و معنا چنین باشد كه چون از نزد تو بیرون مى شود، وضعش غیر آن وضعى مى شود كه در حضور تو داشت ، در حضور تو دم از صلاح و اصلاح و خیر مى زد، و مى گف ت در این راه سعى خواهد كرد، ولى چون بیرون مى شود در راه فساد و افساد سعى مى كند.

و یهلك الحرث و النسل

از ظاهر این عبارت بر مى آید كه مى خواهد جمله قبلى یعنى فساد در زمین را بیان كند، و بفرماید فساد و افسادش به این است كه حرث و نسل را نابود كند، و اگر نابود كردن حرث و نسل را بیان فساد قرار داده براى این است كه قوام نوع انسانى در بقاى حیاتش به غذا و تولید مثل است اگر غذا نخورد مى میرد، و اگر تولید مثل نكند نسلش قطع مى شود، و انسان در تاءمین غذایش به حرث یعنى زراعت نیازمند است چون غذاى او یا حیوانى است و یا نباتى ، و حیوان هم در زندگى و نموش به نبات نیازمند است پس حرث كه همان نبات باشد اصل در زندگى بشراست ، و بدین جهت فساد در زمین را با اهلاك حرث و نسل بیان كرد، پس معناى این آیه این شد: كه او از راه نابود كردن حرث و نسل در زمین فساد مى انگیزد،و در نابودى انسان مى كوشد.

واللّه لا یحب الفساد

فساد تكوینى و فساد تشریعى و آنچه در آیه (و الله لا یحب الفساد) مورد نظر است

مراد از فساد، فساد تكوینى و آنچه در گردش زمان فاسد مى شود نیست چون پاره اى از فسادها هست كه دست كسى در آن دخالت ندارد عالم عالم كون و فساد، و نشاءه تنازع دربقا است ، هیچ موجودى پدید نمى آید، مگر بعد از آنكه موجودى دیگر تباه مى شود، و هیچ جاندارى متحقق نمى شود، مگر بعد از آنكه جاندارانى بمیرند و این كون و فساد و حیات و موت در این موجودات طبیعى ، و در این نشاءه طبیعت زنجیروار و از پشت سرهم قرار دارند، و این مستند به خود خداى تعالى است ، و حاشا برخدا كه چیزى را كه خودش مقدر فرموده مبغوض بدارد.

بلكه مراد از این فساد، فسادهاى تشریعى است ، یعنى آن فسادى كه دست بشر پدید مى آورد،

آرى خداى عزوجل آنچه از دین كه تشریع كرد به منظور اصلاح اعمال بندگان بوده ، تا با عمل صالح روزمره و تمرین مستمر، ملكات فاضله را در نفوس آنان پدید آورد، و اختلافشان را اصلاح كند، و در نتیجه حال انسانیت و جامعه بشریت حالى معتدل شود، در این هنگام است كه زندگیشان هم در دنیا و هم در آخرت عین سعادت مى شود، كه به زودى در تفسیر آیه (كان الناس امة واحدة ) بیانش خواهد آمد ان شاء اللّه تعالى .

و آن كسى كه در آیه اول فرمود ظاهرقولش با باطن قلبش مخالف است ، وقتى در زمین سعى به فساد مى كند،به نحوى نمى كند كه ظاهر آن فساد باشد، بلكه به شكلى انجام مى دهد كه ظاهرش اصلاح باشد، یعنى كلمات را از جاى خود تحریف مى كند، و حكم خدا رااز آنچه كه هست تغییر مى دهد، و در تعالیم دینى دخل و تصرف مى كند، تصرفى كه منجر به فساد اخلاق و اختلاف كلمه شود، و معلوم است كه در فساد اخلاق و اختلاف كلمه مرگ دین و فناى انسانیت و فساد دنیا حتمى است .

آنچه كه در این آیات آمده ، مورد تصدیق تاریخ قرار گرفته ، چون مردانى در امت اسلام آمدند، و بر دوش این امت سوار شده ، در امر دین و دنیا تصرفاتى كردند كه نتیجه مستقیمش و بال براى دین ، و انحطاط براى مسلمین ، و اختلاف در امت بود و كار دین را به جائى كشانید كه بازیچه دست هر بازیگر شد، و انسانیت امت لقمه ، هر چپاولگر گردید، و نتیجه این سعى و خود كامگیها فساد زمین شد،اولا بخاطر نابود شدن دین ، و ثانیا به خاطر هلاك انسانیت و بهمین جهت است كه مى بینیم در بعضى از روایات هلاكت حرث و نسل به هلاكت دین و انسانیت تفسیر شده كه ان شاء اللّه روایاتش خواهد آمد.

واذا قیل له اتق اللّه اخذته العزة بالاثم فحسبه جهنم و لبئس المهاد



برچسب هادین شناسی, فروع دین, حج, حج در كلام وحی
نسخه چاپیارسال به دوستان

نظر شما:



مطالب پیشنهادی
معناى كلمه هدى و فرق آن با هدیه معناى كلمه هدى و فرق آن با هدیه
پیش كش كردن چیزى از نعمتها به كسى و یا به محلى ، به منظور تقرب جستن
«استلام حجر» «استلام حجر»
و سوگند به شاهد و مشهود.
همه موجودات جهان در پیشگاه او سجده مى‏كنند همه موجودات جهان در پیشگاه او سجده مى‏كنند
پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) را مخاطب ساخته مى‏گوید
آنها كه بر لب پرتگاه كفرند آنها كه بر لب پرتگاه كفرند
دو گروه در میان بود گروه پیروان گمراه ، و رهبران گمراه كننده
آیات 196 تا 203 بقره (مربوط به حج) آیات 196 تا 203 بقره (مربوط به حج)
اولئك لهم نصیب مما كسبوا و اذكروا اللّه و اللّه سریع الحساب
دلائل معاددر عالم جنین و گیاهان دلائل معاددر عالم جنین و گیاهان
حقیقت قرآن مى‏خواهد صحنه‏هاى معاد را كه مردم در همین زندگى دنیا با آن سر و كار دارند
حج در كلام نهج البلاغه حج در كلام نهج البلاغه
کعبه به عنوان مرکز توحید، قبله جهانیان، و حج به عنوان بی نظیرترین تجلّی
باز هم مجادله به باطل باز هم مجادله به باطل
گروهى از مردم كسانى هستند كه در باره خدا بدون هیچ علم و دانش و هدایت
اسرار حج اسرار حج
عبادت، فلسفه آفرینش انسان است
پیروان شیطان! پیروان شیطان!
وحشت عمومى مردم به هنگام وقوع زلزله قیامت بود در آیات مورد بحث حال گروهى از بیخبران را منعكس مى‏كند

• حج
آموزش
احکام
آشنایی با اماکن
• عترت
اهل بیت علیهم السلام
خاندان معصومین
زیارتنامه ها
احادیث و روایات
غدیر
• تاریخ
تاریخ اسلام
تاریخ ایران
انقلاب اسلامی
دفاع مقدس
بیداری اسلامی
• سبک زندگی
حجاب و عفاف
خانه و خانواده
خلاقیت و نوآوری
زندگی شهری
کودک و نوجوان
طب طبیعی
• چند رسانه ای
آوا و نما
عکس
نرم افزار
• هنر دینی
شعر آیینی
حکایات و لطایف
دلنوشته ها
داستانک
 • حج در معارف و کلام
وحی
معصومین ( علیهم السلام )
بزرگان
• اخلاق
اخلاق عملی
اخلاق نظری
• کتابخانه
حج
عترت ( علیهم السلام )
معارف
• سایر
دین شناسی
شخصیت شناسی
پیوندها
کلیه حقوق متعلق مادی و معنوی متعلق به امور حج و زیارت سازمان صدا و سیما می باشد
امور حج و زیارت صدا و سیما